العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
پنجشنبه 30 دى 1395
کد : 11905      تاریخ :       بخش : print

اساتيد و محققین و علاقه مندان به پژوهشگری و طلاب و دانشجویان عزیز می توانند از طریق ذیل با مدیران و اعضای هیئت علمی و دبیرخانه دین پژوهان کشور  تماس برقرار نموده و در زمینه های علمی و پژوهشی تعامل و همکاری داشته باشند و مشکلات علمی خود را از این طریق پیگیری نمایند.

دبیرخانه دین پژوهان کشور درصدد حمایت همه جانبه به پژوهشگران علوم دینی می باشد و درساعات اداری جوابگوخواهد بود.

 

 

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317

کدپستی: 3715656154

تلفن: 37732049 ـ 025    37835397-025

نمابر: 37835274 ـ 025

 

آدرس سایت: www.dinpajoohan.com

پست الکترونيک:  info@dinpajoohan.com

سامانه پیام کوتاه:3000151583

 

مدیر مسئول: آیت پیمان                                       رئیس شورای علمی : محمد جواد صاحبی



 


منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

یه آدم :
سلام دوسوال داشتم از حضورتون.آیا زرتشتی ها با مسلمانان بد هستن؟چرا دین زرتشتی دین کاملی نیست؟
پاسخ :
ادیانی که دارای کتاب هستند مثل مسیحیت که دارای انجیل است، یهود که دارای تورات است و اینها برای ما اهل کتاب محسوب می شوند چون مستند هستند و اما در مورد زرتشت اختلاف نظر است که بعضی معتقد هستند زرتشت شخصی بوده که در نظر مردم مورد اعتماد بوده اما به عنوان پیامبر نبوده کتابی را هم که ترویج می داده که الان هم در دست زرتشتیان است به نام کتاب ژند پاژند است که بنابراین نمی توانیم این را به عنوان یک مکتب آسمانی تلقی کنیم و لذا به لحاظ ماهیتی با یهود متفاوت است چون آنها کتاب دارند و اینها ندارند پس مکتب شان مستند نیست و اختلاف نظر به زرتشت مربوط نمی شود ادیان دیگری نیز هستند که با ما اختلاف نظر دارند از جمله یهود و بعضی از مسیحی ها و در قرآن وقتی از یهود اسمی می آید خداوند می فرماید در این دشمنی که با مسلمانان دارند یهود هستند بنابراین اختلاف نظر زرتشتیها با ما به حد اختلاف نظر با یهودیان نمی رسد چون یهودیان به مراتب شدید تر اختلاف نظر دارند و هم بصورت آشکار عداوت و دشمنی شان را با ما اظهار می کنند.
مهدي :
با سلام من تصميم دارم دين خود را به بهاييت(بنا به دلايلي) تغيير دهم.ايا از نظر شرع و قانون دچار مشكل خواهم شد؟ ممنون
پاسخ :
با سلام. اين اقدام خلاف شرع است واز نظر قانونى هم حكم مرتد را دارد شما علت ودلايل خودتان را بنويسيد (اگر مايل هستيد) تا ارتباط شما را براى مشاوره وراهنمايي با يكى از محققين برقرار كنيم تا باشما گفتگو نمايند
عبّاس جعفری فراهانی :
گامی در شناخت پیامبر اعظم؛ حضرت محمّد بن عبدالله (صلّی الله علیه وآله) به قلم: حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی اشاره: خاتم انبیاء و اشرف مخلوقات حضرت محمّد بن عبدالله(ص) بنا به دیدگاه شیعیان اثنا عشری و پیروان اهل بیت(ع) در هفدهم ربیع الأول [۱] عام الفیل* (سالی که سپاه فیل به فرماندهی ابرهه، پادشاه حبشه به خانه کعبه در مکّه حمله کردند) در شهر مکّه به دنیا آمد. قبل از تولد، پدرش را از دست داده بود. در شش سالگی مادر بزرگوارش، آمنه بنت وهب، دنیا را وداع کرد و این نوجوان کاملا یتیم شد و تحت سرپرستی جدّش عبدالمطّلب و پسر عمویش، ابوطالب قرارگرفت. حوادث و رخدادی دوران نوجوانی، جوانی، تا چهل سالگی و پس از آن با رویدادهای عجیب و خارق العاده ای همراه است که برای هر خواننده و شنونده مسلمان و غیر مسلمانی شگفت انگیز و جذاب خواهد بود. ۱ ـ حوادث همگام با ولادت خاموش شدن آتشکده فارس، وقوع زمین لرزه و کنده شدن بت ها از محل خود، ناله ی شیطان و… نشانه¬ی وقوع رخدادی بزرگ و مولودی ارزشمند و با خیر و برکت برای بشریت یعنی وجود نازنین حضرت محمّد(ص) بود که جهان آلوده به ظلم و ستم و کفر و گمراهی را به توحید و خداپرستی و تقوا و کمالات انسانی رهنمون می شود. [۲] ۲ ـ سفر تاریخی به شام و پیش گویی راهبان مسیحی حضرت پیامبر(ص) دو سفر تاریخی به شام(در دوازده و بیست و پنج سالگی) داشته اند که در سفر اول بَحیرای راهب به حضرت ابوطالب، نسبت به حوادث ناگواری که از سوی یهود در انتظار او خواهد بود، هشدار داد! . در سفر دوم، نسطورای راهب به مَیْسره(غلام خدیجه بنت خویلد) نسبت به آینده درخشان پیامبر نوید و مژده داد!. و در این سفر بود که سود فراوانی برای خدیجه به دست آورد و و میسره هم گزارش درست کاری حضرت را به خدیجه اعلام نمود. [۳] آن حضرت، در بیست سالگی در حِلْف الفضول(پیمان جوان مردان) شرکت کرد. ایشان در همین ایّام به عنوان«محمّد أمین» [درست کار و راست گو] معروف و رفتار و کردار او در میان مردم مکّه و در اوضاع جامعه جاهلی موجب شگفتی و تعجب شده بود. [۴] ۳ ـ ازدواج با حضرت خدیجه (س) در بیست و پنج سالگی با خدیجه بنت خویلد(س) که زنی پاک دامن، با تقوا و خدا ترس بود و ثروت زیادی داشت، ازدواج نمود. حضرت خدیجه(س) اختیار مصرف اموال و دارایی خود را به او سپرد. [۵] ۴ـ ولادت و تربیت علی بن ابی طالب(ع) در سیزدهم رجب سی ام عام الفیل، قبل از بعثت، از پدری موحّد[حضرت ابو طالب(ع)] و مادری پاک دامن[فاطمه بنت اسد]، فرزندی در داخل کعبه به دنیا آمد که در شش سالگی با هدف تربیت به منزل پیامبر(ص) و خدیجه(س) منتقل شد.[۶] امام علی(ع) در یکی از خطبه های نهج البلاغه به داستان ارتباط تناتنگ خود و استفاده از تعالیم و معنویات پیامبر(ص) اشاره می کند. [۷] ۵ـ مبعوث شدن به رسالت در حالی که چهل سال از عمر شریف حضرت محمّد(ص) گذشته بود، در بیست و هفتم رجب، خداوند به مردم منّت گذاشت و او را به عنوان«نبیّ، رسول، خاتم و اشرف پیامبران» برگزید. نزدیک به سه تا پنج سال از آغاز پیامبری او به صورت مخفی گذشت و در این مدت با زحمت زیاد، تعداد اندکی از جوانان، اقوام، دعوت او و سخنان قوی ومنطقی تهیدستان و فقیران مانند علیّ بن ابی طالب، خدیجه، زید بن ارقم، عمّار بن یاسر، مصعب بن عمیر، بِلال بن رَباح و… را شنیدند به او ایمان آوردند. [۸] در باره چگونگی نزول وی و کیفیت آن، مباحث زیادی در بین نویسندگان مطرح است که خوانندگان محترم جهت اطلاع به منابع تفسیری و تاریخی مراجعه نماید. [۹] ۶ ـ مخالفت های دشمنانان به دستور خدواند پیامبر(ص) مأمور شد پس از سه سال، اقوام و سایر مردم حجاز را به تعالیم اسلام و قرآن دعوت نماید که در نتیجه، مخالفان پیامبر(ص) که با دعوت الهی او دشمنی می ورزیدند به شیوه های گوناگون به اذیّت و آزار و شکنجه او وسایر مسلمانان پرداختند که برخی از آن ها مجبور شدند به خارج از شهر مکه هجرت نمایند. در هجرت به حبشه(سال دوم بعثت) گروه پانزده نفره مسلمانان به رهبری جعفر بن ابی طالب و همراهان او موفّق شدند، آیات قرآن و فرامین الهی را به گوش مسیحیان (از فرقه یعقوبی) و… برسانند و گامی جدید در تبلیغ اسلام بردارند. محاصره مسلمانان در شعب ابی طالب (سال پنجم بعثت)، به مدت چهار سال طول کشید که در واقع تمرینی برای مسلمانان در تحمّل سختی ها و صبر و بردباری در راه خدا بود. [۱۰] ۷ ـ ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) با درگذشت تمامی فرزندان پیامبر(ص) که همه از خدیجه بودند، دشمنانان به دعوت پیامبر(ص) و آینده ی دستورات اسلام با نگاه شک و تردید شکست می نگریستند و اظهار خوش حالی کردند و به پیامبر(ص) لقب «ابتر» دادند می کرد ولی با اراده ی خداوند، فرزندی به آن حضرت به نام فاطمه(س) عنایت فرمود. (در این باره، سوره کوثر نازل شد که موجب خشم و عصبانیت دشمنانان را فراهم نمود). ۸ ـ از دست دادن خدیجه(س) و ابوطالب(ع) در سال دهم بعثت با درگذشت حضرت خدیجه(س) و حضرت ابوطالب (ع)، دو یار وپشتیبان واقعی و ارزشمند خود، آزمون سختی برای پیامبر(ص) پیش آمد. البته حادثه ی معراج و سِیْر به آسمان ها، به نوعی جبران اذیت ها، و دشواری های روحی پیامبر(ص) و مسلمانان بود که عجائب قدرت الهی و نشانه ای عظمت پروردگار را خداوند به پیامبرش نشان داد و باعث استحکام و ایمان بیشتر مسلمانان و آینده ی درخشان گسترش اسلام بود. [۱۱] ۹ ـ توطئه ی ترور پیامبر(ص) و هجرت های تاریخ ساز پیامبر اکرم(ص) به همراهی زید بن حارثه و علیّ بن ابی طالب(ع) به هدف تبلیغ دستورات الهی، ابتدا به طائف(هفتاد و دو کیلومتری مکّه) سفر کرد و پس از ده روز به مکه بازگشت پیامبر(ص) مصعب بن عُمیر را به یثرب فرستاد تا به آنان قرآن بیاموزد، و به اسلام دعوت نماید. جذابیت آیات قرآن ولحن شیوا و شیرین همراه با محتوای عالی آن، و خستگی از بت پرستی و شرک، عامل اساسی جذب مردم به ویژه جوانان به دستورات اسلام بود. این مسایل باعث شد تا جمعیت مسلمانان در یثرب افزایش یابد و حتی زمینه مهاجرت مسلمانان مکّه به سوی یثرب فراهم شود. پس از کشف توطئه ی قریش در دارالندوة (محل تصمیم گیری های مهم قریش) و آگاه شدن پیامبر(ص) آن حضرت مأمور شد تا یک نفر را به جای خود در بستر بخواباند و شبانه از مکّه خارج شود. [۱۲] با این هجرت تاریخی، توطئه ی قتل پیامبر(ص) ناکام ماند و احساس خطر قریش از سوی یثربیان تحقق پیدا کرد. ۱۰ ـ تشکیل حکومت اسلامی و پیامد های آن با هجرت تاریخی پیامبر(ص) که به صورت معجزه و امداد الهی انجام شد و استقبال پر شکوه و بزرگ مردم یثرب از ایشان، زمینه برای اقدامات بزرگ مانند ساخت مسجد، پیمان برادری و اخوّت عمومی و خاص مهاجران و انصار، هجرت سائر مسلمانان به شهر یثرب، مبداء شدن تاریخ، تغییر نام یثرب به نام مدینة النبیّ (ص)، تشکیل نیروهای دفاعی از شهر پیامبر(ص)، مسلمانان و غیر مسلمانان و…آغاز شد. از طرف دیگر، پیامبر و مسلمانان با توطئه های منافقان و طائفه های لجوج یهودی و مسیحی و مشرکان مکّه، تغییر قبله و… مواجه گردیدند. [۱۳] پیش آمدن جنگ های بدر، اُحد، بنی نضیر، بنی قُریظه و بنی المصطلق، احزاب(خندق)، پیمان رضوان و صلح حُدیبیه(فتح مبین)، جنگ خیبر، نامه نگاری با پادشاهان و رهبران کشورها و مناطق بزرگ جهان مانند ایران، روم، حبشه، مصر، شام و یمامه و پاسخ منفی و سکوت و مخالف آنان، جنگ موته، فتح مکه و پیمان شکنی کفار قریش، عفو عمومی پیامبر(ص)، جنگ حُنین، جنگ تبوک و جانشینی امام علیّ (ع) در مدینه، نزول سوره برائت و ابلاغ در مراسم حج توسط حضرت علی(ع)، حجّة الوداع در سال دهم هجرت، داستان مباهله با مسیحیان نجران، واقعه غدیر خمّ و اعلان جانشینی پیامبر(ص) و امامت مولا علیّ بن ابی طالب(ع) و یازده فرزند از نسل او و حضرت فاطمه زهرا(س)، اعزام سپاه اُسامة، نامه ای که وصیت نامه ای که نانوشته ماند! و بالأخره، بیماری و کسالتی که منجر به ارتحال ملکوتی خاتم پیامبران و اشرف مخلوقات جهان و الگو و اسوه بشریت در فضائل و کمالات انسانی حضرت محمّد بن عبدالله(ص) در بیست و هشتم ماه صفر المظفّر سال یازدهم هجری[۱۴] از شصت و سه سال عمر ارزشمند و مملوّ از برکات جاویدان مانند نزول قرآن کریم و سنّت نبوی(ص) گردید از دیگر حوادث و اتفاقات مهمّی هست که هرکدام در جای خود، شایسته بحث و بررسی مفصّل می باشد. ۱۱- معرفی منابع تاریخ پیامبر(ص) در اینجا برخی از کتاب های مناسب جهت مطالعه و تحقیق و پاسخ های ارائه شده به شبهات مطرح شده از سوی مخالفان و دشمنان اسلام و پیامبر(ص) معرفی می شود.(در سایت کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران تعداد ۱۱۰۰ عنوان کتاب در این باره فهرست شده که علاقه مندان را به آدرس سایت کتابخانه http://historylib.com ارجاع می دهیم): * نهج الفصاحة؛ مجموعه سخنان پیامبر اسلام(ص)، انتشارات زوّار؛ * شعاعی از نیّر اعظم؛ حضرت محمّد مصطفی(ص)…، آیت الله سیّد علی حسینی خامنه‌ای[رهبر معظم انقلاب اسلامی]، انتشارات سروش؛ * سیمای پیامبر اعظم(ص) در آینه نهج البلاغه، محمدتقی مصباح یزدی، موسسه آموزشی، پژوهشی امام خمینی(ره)؛ * پیامبر رحمت(ص)، عبد الله جوادی آملی، انتشارات اسراء؛ * فروغ ابدیّت؛ تجزیه و تحلیل کاملی از زندگی پیامبر اسلام(ص)، جعفر سبحانی، بوستان کتاب؛ * پیشوایان هدایت، خاتم انبیاء؛ محمّد مصطفی(ص)، جلد ۱[ترجمه: اعلام الهدایة؛ محمّد المصطفی(ص) خاتم الأنبیاء، المجلد الأول، تألیف المجمع العالمی لأهل البیت(ع)] انتشارات مجمع جهانی اهل بیت(ع)؛ * حیاة المحرّر الأعظم الرسول الأکرم؛ محمّد(ص)، شیخ باقر شریف القرشی(ره) ۳ جلد، مهر امیر المومنین(ع)؛ * سیره پیامبر اعظم(ص)،۲۰ جلد [ترجمه: الصحیح من سیرة النبی الأعظم(ص)، ۴۰ جلد، تالیف سید جعفر مرتضی عاملی] با ترجمه: محمد سپهری، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛ * سیرت جاودانه[تلخیص]، ۲ جلد، ترجمه: محمد سپهری، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛ * سیری در سیره نبوی(ص)، استاد شهید مرتضی مطهری(ره)، انتشارات صدرا؛ * تاریخ تحقیقی اسلام؛ عصر نبوی(ص)، ۴ جلد[ ترجمه موسوعة التاریخ الاسلامی، ۸ جلد، تألیف محمدهادی یوسفی غروی] ترجمه: حسین علی عربی، موسسه امام خمینی(ره)؛ * حکمت نامه پیامبر اعظم(ص) [عربی/فارسی]، محمد محمدی ری شهری، حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت؛ * پیامبری و پیامبر اسلام(ص)، ابراهیم امینی، بوستان کتاب؛ * درس هائی از تاریخ تحلیلی اسلام…، سید هاشم رسولی محلاتی ۴ جلد، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. * تاریخ اسلام، مهدی پیشوایی، دفتر نشر معارف؛ * پیامبر رحمت، صدر بلاغی، انتشارات حسینیه ارشاد؛ * تاریخ سیاسی اسلام؛ سیره سیاسی رسول خدا(ص)، ۲ جلد، رسول جعفریان، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ * سیره ی اخلاقی پیامبر اعظم(ص)، محمدرضا جباری، دفتر نشر معارف؛ * سیره ی پیامبر اعظم(ص) در گذر از جامعه جاهلی، نجف لک زایی، بوستان کتاب؛ * محمد(ص) پیامبری برای همیشه، حسن رحیم پورازغدی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ * داستان پیامبران(ع)، علی موسوی گرمارودی، انتشارات قدیانی؛ * بررسی تاریخی صلح‌های پیامبر(ص)، حامد منتظری مقدم، موسسه آموزشی، پژوهشی امام خمینی(ره)؛ * راه محمّد(ص)، سید رضا صدر، بوستان کتاب؛ * محمّد[ص]؛ پیامبر عدل و آزادی، سید یحیی یثربی، انتشارات علم؛ * پیامبر اعظم(ص)؛ سیره و تاریخ، محمدباقر پورامینی، دفتر نشر معارف؛ * سیره ی نبوی(ص)…، ۴ جلد، مصطفی دلشاد تهرانی، نشر دریا؛ * آنک آن یتیم نظر کرده، محمدرضا سرشار، به نشر؛ * تاریخ تحلیلی – سیاسی اسلام(ص)،۲ جلد، علی اکبر حسنی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی؛ * پیامبر اعظم(ص)، جلد ۱،[ برگرفته از کتاب الغدیر... تالیف علامه امینی(ره)] تحقیق و ترجمه: محمدحسن شفیعی شاهرودی، موسسه میراث النبوة؛ * پیام پیامبر(ص)؛ مجموعه ای از نامه ها، وصایا، سخنان و…، تدوین و ترجمه: بهاء الدین خرم شاهی و مسعود انصاری، انتشارات علمی- فرهنگی؛ * الگوی کامل؛ نگاهی به سیره اخلاقی پیامبر اکرم(ص)، همت سهراب پور، بوستان کتاب؛ * محمّد(ص) بر پایه کهن ترین منابع، مارتین لینگز، ترجمه: سعید تهرانی نسب، انتشارات حکمت؛ * محمّد(ص)؛ پیامبر موعود؛ شرح و بررسی بشارت های کتاب مقدس در باره پیامبر اسلام(ص)…، سعید کریم پور، شرکت چاپ و نشر بین الملل؛ * زندگی نامه پیامبر اسلام[ص]، کارن آمسترانگ، ترجمه: کیانوش حشمتی، انتشارات حکمت. پی نوشت ها: [۱]- طبرسی، اعلام الوری ج۱ ص۴۲، مفید، الإرشاد… ج۱ ص؛ مجلسی، بحار الأنوار ج۱۵ ص۲۵۰، مرحوم کلینی معتقد است در دوازدهم ربیع الأول بوده است. * گفته می شود؛ این سال، همراهان با ۵۷۰ میلادی بوده است ( به کتاب تاریخ اسلام تألیف دکتر علی اکبر فیّاض ص۶۲ مراجعه شود). [۲]- کلینی، اصول الکافی ج ۱ ص ۴۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب ج ۲ ص ۲۷۴٫. [۳]- ابن هشام، السیرة النبویة ج۱ ص۱۹۴؛ ابن واضح، تاریخ الیعقوبی ج۱ ص۲۱؛ مجلسی، بحار الأنوار ج۱۶ ص۲۲؛ عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم(ص) ج۱ ص۹۱؛ یوسفی غروی، مختصر تاریخ اسلام ص۱۳۸ برخی از مستشرقان این سفر را بهانه ای برای تحریف وحی الهی و دستورات قرآنی قرار دهند که قطعاً اتهامی بیش نیست! ؛ پیشوائی، تاریخ اسلام… ص۱۱۳). [۴]- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ج۱۴ ص۱۲۹؛ یوسفی غروی، مختصر تاریخ اسلام… ص۱۴۲. [۵]- ابن هشام، السیرة النبویة ج۱ ص۱۰۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ج۲ ص۳۹؛ پیشوایان هدایت؛ خاتم انبیاء، محمّد مصطفی(ص) ج۱ ص۸۸. [۶]- ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب(ع) ج۲ ص۱۸۰؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین ص۱۵؛ طوسی، الأمالی ص۶۴۴؛ پیشوایی، تاریخ اسلام… ص ۱۲۲. [۷]- سید رضی، نهج البلاغه، خطبه ی قاصعه(شماره ۱۹۲)؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ج۱ص۲۷. [۸]- ابن سعد، الطبقات الکبری ج۱ ص۱۹۹؛ السیرة النبویة ج۱ ص۳۶۹؛ مجلسی، بحار الأنوار ج ۱۸ ص۱۸۵. [۹]- طبرسی، مجمع البیان ج۱۰ ص۳۸۴؛ کمال الدین و تمام النعمة ج۱ ص۸۵؛ معرفت، التمهید فی علوم القرآن ج۱ ص۴۹؛ پیشوایی، تاریخ اسلام… ص۱۳۳. [۱۰]- طبرسی، تاریخ الاُمم و الملوک ج۲ ص۲۲۱؛ بلاذری ، انساب الأشراف ج۱ ص۱۹۷؛ اعلام الوری… ص۴۵. [۱۱]- ابن واضح، تاریخ الیعقوبی ج۲ ص۲۹؛ طبرسی، اعلام الوری ص۵۳.(در کتاب تاریخ اسلام… تألیف استاد پیشوائی ص۱۶۹، تحلیل جامع و کاملی از موضوع همسران پیامبر(ص) و شخصیت آنان مطرح شده است). [۱۲]- سوره ی انفال(۸) آیه ۳۰ « واذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین». [۱۳]- ابن هشام، السیرة النبویة ج ۲ ص ۶۷؛ طبری، تاریخ الاُمم و الملوک ج۲ ص ۲۴۲؛ پیشوائی، تاریخ اسلام (از جاهلیت تا رحلت پیامبر اسلام صلّی الله علیه وآله) ص ۱۸۹ تا ۳۴۴ و منابع دیگر … . (مطالعه عمیق این کتاب ارزشمند را به دوست داران مباحث تاریخ اسلام و پیامبر«صلّی الله علیه وآله» توصیه می کنم). [۱۴]- ابن سعد، الطبقات الکبری ج ۳ ص ۲۷۲؛ ابن واضح، تاریخ الیعقوبی ج ۲ ص ۱۷۸؛ حلبی، السیرة الحلبیة ج ۳ ص ۴۵۴؛ مجلسی، بحار الأنوار ج ۲۲ ص۵۱۴. ------------------------------------------------------------------------------------ منبع: وبلاگ مقالات تخصصی و اخبار فرهنگی ایران و جهان www.jafari042.ir
پاسخ :
باسلام وتشكر از ارتباط شما انشاءالله مورد استفاده قرار خواهد گرفت
قاسم ظريفي :
سلام آيا شما با حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان كه دين پژوه تربيت مي كند مرتبط هستيد. در ضمن بنده يه وبلاگ با آدرس arzyab.blogfa.com با موضوع انسان شناسي كار مي كنم .منتظر راهنمايي شما هستم.
پاسخ :
با سلام. شوراى دين پژوهان با مراكز وموسسات پژوهشى حوزه ودانشگاه وبخش خصوصى ومراكز بين الملل مرتبط ميباشد و از ارتباط وتعامل همه محققين واساتيد استفاده واستقبال مينمايد
عبّاس جعفری فراهانی :
حماسه ی تاریخی عاشورا و آمار و ارقام به قلم: حجت الاسلام عبّاس جعفری فراهانی اشاره: حضرت امام حسین، سیّد الشهداء، خامس آل عباء و سومین حجّت معصوم الهی (ع)، فرزند امام علیّ بن ابی طالب (ع) و زاده حضرت فاطمه زهراء (س) در سوّم (یا پنجم) ماه شعبان المعظّم سال چهارم هجری در مدینه منوّره، دیده به جهان گشود. آن حضرت، شش سال و چند ماه از آغازین عمر شریف خود را در زمان جدّ بزرگوارش، خاتم و أشرف پیامبران الهی، حضرت محمّد بن عبدالله (صلّی الله علیه وآله) گذراند. مدت سی سال از عمر شریفش را در کنار پدر ارجمندش، حضرت امام علیّ (ع) سپری کرد. ایشان به مدت ده سال به عنوان یار وفادار و پشتیبان قوی برادر بزرگوارش، حضرت امام حسن مجتبی (ع) گذراند. آغاز دوران امامت امام حسین (ع) با ادامه حکومت نامشروع و غاصبانه بنی امیّه (معاویۀ بن ابی سفیان و یزید بن معاویة) هم زمان بود. در این دوره، حضرت، با پای بندی به مفاد صلح تحمیلی بر امام حسن (ع)، شاهد ظلم و ستم اُمویان بودند تا این که مرگ معاویه فرا رسید. با درخواست یزید بن معاویة مبنی بر بیعت، امام حسین (ع) به مخالفت برخاست و نهضت تاریخی و حماسی عاشورا آغاز شد. پس از پنج ماه نهضت آزادی خواهانه و بیدار گرایانه حسینی (ع) در روز دهم محرم سال شصت و یک هجری در سرزمین کربلا، با فداکاری بی نظیر خود و تعداد زیادی از یارانش به شهادت رسید. این واقعه بزرگ و عبرت آموز، یکی از وقایع مهم تاریخ اسلام و تشیّع می باشد که تاکنون از سوی نویسندگان، علماء و محقّقان اسلامی و غیر اسلامی، پیرامون اهداف، نتایج و دستاوردهای آن بحث های زیادی صورت گرفته و کتاب ها، مقالات و سخن رانی های فراوان و متعددی انجام، ایراد و چاپ و منتشر شده است. (1) مسئله آمار و ارقام در این نهضت جاویدان، حماسی و با شکوه، از مسائلی است که ابهامات و سؤالات فراوانی پیرامون آن مطرح است. گرچه در این موضوع مورّخان اسلامی آراء و دیدگاه های متفاوتی دارند و در بعضی یا بیشتر موارد به درستی نمی توان، نظر قاطعی ابراز کرد!. در این تحقیق و مقاله ی کوتاه، سعی شده است تا حد توان، اقوال مورّخان جمع آوری، بررسی و گوشه هایی از این تاریخ پر شکوه و سرنوشت ساز برای علاقه مندان روشن شود. 1- تعداد یاران حضرت امام حسین (ع) هنگام خروج از مدینه مرحوم شیخ مفید (م 413 هـ) می نویسد: « فخرج الحسین (ع) فی لیلۀ الأحد لیومین بقیا من رجب سنۀ ستیّن متوجّهاً نحو مکۀ و معه بنوه و بنو اخیه و اخوته و جُلّ اهل بیته الاّ محمّد بن الحنفیۀ...». (2) یعنی؛ حضرت سیّد الشهداء علیه السلام در شب یک شنبه (دو روز مانده از ماه رجب) در حالی که همراه ایشان فرزندان خودش، فرزندان برادرش، برادرانش و تمامی اهل بیتش (غیر از محمد بن حنفیه)، به سوی مکّه حرکت کرد. خوارزمی (م 568 هـ) می گوید: « وخرج الحسین (ع) فی جوف اللیل یرید مکۀ فی جمیع اهل بیته...». (3) یعنی؛ امام حسین (ع) در تاریکی شب به همراه تمامی اهل بیتش حرکت کرد... . تاریخ نویسان اسلامی و صاحبان مقاتل، عباراتی روشن تر از آنجه که ذکر شد، ندارند و اکثر با اجمال و ابهام، تعداد یاران و همراهان حضرت را ذکر کرده اند. علامه سید محسن امین عاملی (ره)، همین مضامین را با اندکی اختلاف ذکر کرده است. (4) به هر حال آنچه که به طور قطع می توان گفت، این است که امام حسین (ع) را برادران، خواهران، فرزندان برادرش و تعدادی از اصحاب همراهی کردند، ولی نمی توان یک یک آن ها را (غیر از مواردی که اسامی آن ها ذکر شده و یا در روز عاشورا به شهادت رسیدند) به طور دقیق مشخص کرد. 2 ـ تعداد نامه های نوشته شده توسط کوفیان به امام حسین (ع) بعد از مرگ معاویة بن ابی سفیان، شیعیان کوفه از بیعت با فرزند او (یزید) خودداری کردند و وقتی خبر دار شدند، امام حسین (ع) نیز از مدینه خارج شده اند، شروع به نگاشتن نامه به ایشان نموده و در آن نامه ها، از امام (ع) خواستند تا به کوفه سفر کند و اعلام کردند که حاضرند، در رکاب امام حسین (ع) علیه یزید و دستگاه جبّار و ستمگر اموی مبارزه کنند!. شیخ مفید(ره) می نویسد: «... وأنفذوا قیس بن مُسهِر الصیداوی وعبدالله وعبدالرحمان (ابنا شدّاد الأرحبی) و عمارۀ بن عبداللّه السلونی الی الحسین (ع) و معهم نحو مئۀ و خمسین صحیفۀ من الرجل والإثنین والأربعۀ ثم لبثوا...». (5) یعنی؛ کوفیان، قیس بن مسهر، عبدالله و عبدالرحمان (فرزندان شداد) و عمارة را به سوی امام حسین (ع) روانه ساختند، در حالی که با آن ها، حدود یک صد و یا پنجاه نامه از طرف یک، یا دو و یا چهار نفر بود ... . وی در ادامه می افزاید، در نوبت های بعدی نیز هانی بن عروة و... نامه هایی نوشتند تا اینکه تعداد آن ها، خیلی زیاد شد و امام حسین (ع) وقتی انبوه نامه ها را مشاهده کردند، تصمیم به فرستاندن نماینده خود مسلم بن عقیل (ع) به سوی کوفه برای به دست آوردن واقعیت نگارش نامه ها و وفاداری کوفیان و اتمام حجّت بر آن ها، گرفتند. سید ابن طاووس (م 664 هـ) می گوید: « فورد علیه فی یومٍ واحدٍ، ستّ مئۀ کتابٍ و تواترت الکتب حتی إجتمع عنده فی نُوب متفرقۀ، إثنا عشر الف کتاب». (6) یعنی؛ در یک روز، شش صد، نامه به دست حضرت رسید و آن قدر، نامه ها زیاد شد تا اینکه در چند نوبت، 12 هزار شد. ابن سعد می گوید: «مسلم بن عقیل در نامه ای که به امام حسین (ع) نگاشت، خبر از بیعت دوازده هزار نفر داد و فرستادگان اهل کوفه نزد حضرت رسیدند و دیوانی را آوردند که اسامی صد هزار نفر، در آن بود». (7) در هر حال، تعداد نامه ها، بسیار زیاد بوده است. اگر چه مقدار دقیق آن ها را به دلیل اختلاف روایات تاریخی، نمی توان مشخص کرد؟!. 3 ـ تعداد بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل (ع) مورخان در این مورد، اقوال مختلفی دارند که به نمونه هایی از آنها اشاره می شود: ابن عساکر (م 571 هـ) می نویسد: « وکان یسیر الحسین [ع] من مکۀ الی العراق بعد ان بایع له من اهل الکوفۀ اثنا عشر الفاً علی ید مسلم». (8) یعنی؛ حضرت امام حسین (ع) بعد از اینکه خیر بیعت کردن دوازده هزار نفر با نماینده خودشان در کوفه (جناب مسلم) را شنیدند، به سوی عراق حرکت کردند. شیخ مفید (ره) می گوید: « حتّی بایعه (مسلم) ثمانیۀ عشر الفاً فکتب الی الحسین (ع) یخبره ببیعۀ ثمانیۀ عشر الفاً و یأمره بالقدوم...». (9) یعنی؛ هیجده هزار نفر با مسلم (ع) بیعت کردند و ایشان به امام (ع) خبر داد و خواست که به عراق سفر کند... . ابن قتیبه دینوری (م 267هـ) می گوید: « و بایع له مسلم بن عقیل، أکثر من ثلاثین الفاً من أهل الکوفۀ». (10) یعنی؛ بالغ بر سی هزار نفر از اهل کوفه با حضرت مسلم بیعت کردند. این ها، نمونه هایی از اقوال تاریخ نویسان اسلامی و صاحبان مقاتل بود که به نظر می رسد، مردم کوفه و شیعیان به خاطر علاقه ای که به خاندان پیامبر(ص) داشتند با نماینده ایشان بیعت کردند. از طرف دیگر، تعدادی از شیعیان، احتمال این را نمی دادند که حضرت امام حسین (ع) در قیام خودشان با شکست (ظاهری) مواجه شوند و به شهادت برسند!. 4 . تعداد یاران حضرت (ع) هنگام خروج از مکه مورخان اسلامی در باره این موضوع، عبارات کلی و مبهمی دارند که بعضی از آن ها به شرح زیر است: شیخ مفید (ره) می نویسد: « و کان قد اجتمع الیه (ع) مدّۀ مقامه بمکۀ، نفرٌ من أهل الحجاز و نفرٌ من أهل البصرۀ، انضافوا الی أهل بیته و موالیه ... فخرج (ع) مبادراً بأهله و ولده و من انضّم الیه من شیعته و لم یکن خبر مسلم قد بلغه...». (11) یعنی؛ امام حسین(ع) در مدت اقامتشان در مکه پذیرای عده ای از اهل حجاز و بصره شدند که آن ها به اهل بیت و دوست داران ایشان اضافه شدند... و حضرت با تمامی آن ها، قبل از اینکه خبر کشته شدن حضرت مسلم (ع) را دریافت کند، به سوی کربلا حرکت کرد. ابن سعد (کاتب واقدی) می گوید: « و بعث الحسین [ع] إلی المدینۀ، فقدم علیه مًن خَفّ (حَفّ) معه من بنی عبدالمطّلب و هم تسعۀ عشر رجلاً و نساءٌ او صبیانٌ من اخواته و بناته و نسائهم، فخرج متوجّهاً الی العراق فی أهل بیته و ستیّن شیخاً من أهل الکوفۀ». (12) یعنی؛ حضرت امام حسین (ع) را، جماعتی از همراهان او از فرزندان عبدالمطّلب که نوزده مرد بودند و زنان و کودکان از خواهران و دختران و زنانشان او را همراهی کردند و امام (ع) با آن ها و شصت تن پیرمرد از کوفیان به طرف عراق (کوفه وکربلا) حرکت نمود. ابن اعثم کوفی می نویسد: « و خرج الحسین [ع] من مکۀ، یوم الثلاثاء -یوم الترویۀ- لثمان مضین من ذی الحجۀ و معه إثنان و ثمانون رجلاً من شیعته و أهل بیته...». (13) یعنی؛ امام (ع) در روز ترویه (هشتم ذی الحجّه) به همراه هشتاد و دو تن از شیعیان و اهل بیت خودشان به سوی عراق حرکت فرمود. علامه مجلسی (م1111هـ) در روایتی که از امام صادق (ع) نقل کرده می نویسد: « سئل الصادق (ع) عن مقتل الحسین (ع) قال: حدثنی ابی عن ابیه علیهما السلام قال: فانتبه الحسین (ع) من نومه، عند قبر النبیّ (ص) باکیاً فأتی أهل بیته فأخبرهم بالرؤیا و ودّعهم و حمل أخواته علی المحامل و بناته و ابن أخیه، القاسم بن الحسن بن علیّ (ع) ثم صار فی أحد و عشرین رجلاً من اصحابه و أهل بیته منهم ابوبکر بن علیّ و محمّد بن علیّ و عثمان بن علیّ و العباس بن علیّ و عبدالله بن مسلم بن عقیل و علیّ بن الحسین الأکبر وعلیّ بن الحسین الأصغر...».(14) یعنی؛ امام صادق (ع) [در جواب سؤالی که راجع به امام حسین (ع) از ایشان شد] فرمودند: حضرت سیّد الشهداء [در کنار قبر مطهّر جدّشان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)] از خواب بیدار شدند در حالی که گریه می کردند و آنگاه نزد خانواده و اهل بیتشان آمدند و خوابی را که دیده بودند برای آن ها تعریف کردند. سپس خواهران، دختران و فرزند برادرشان یعنی قاسم را سوار بر مرکب ها کردند و به همراه بیست و یک تن از اصحاب و خویشان خود که از جمله آن ها: ابوبکر، محمد، عثمان و عباس از فرزندان [امام] علیّ (ع) و عبدالله، فرزند مسلم (ع) و علیّ بن الحسین [علیّ اکبر] (ع) و علیّ بن الحسین [امام سجاد] (ع) بودند به طرف عراق حرکت کردند. از اقوال مختلف مورخان نمی توان نظر قطعی و مشخصی در مورد یاران و همراهان امام (ع) هنگام خارج شدن از مکه به سوی عراق ابراز کرد، ولی به طور قطع می توان گفت: تعدادی از اهل بیت امام (ع) [ مانند افرادی که در روایت نام برده شده اند] و اصحاب نزدیک، ایشان را همراهی می کرده اند. 5 . تعداد اصحاب و یاران سیّد الشهداء (ع) در کربلا تاریخ نویسان و صاحبان مقاتل در مورد تعداد سپاهیان حضرت در روز عاشوراء و مراحل قبل از شروع نبرد حماسی و تاریخ ساز کربلا، اقوال متفاوتی دارند که به نمونه هایی از آن ها اشاره می شود: ابومخنف (از مورخان مشهور حوادث کربلا)، می نویسد: «... حتی انتهوا إلی: زُبالۀ... فأخرج للناس کتاباً: "بسم الله الرحمن الرحیم اما بعد؛ فقد اتانا خبرٌ فضیعٌ! قُتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروۀ و عبدالله بن بُقطر [یقطر]، و قد خذلتنا شیعتنا فمن أحبّ منکم الإنصراف فلینصرف، لیس علیه منّا ذمامٌ"، فتفرّق الناس عنه تفرّقاً، فأخذوا یمیناً و شمالاً...». (15) یعنی، امام حسین (ع) و اصحابش، به زباله (یکی از منازل بین راه) رسیدند... و خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن بُقطر [یقطر] (برادر شیری خود)... به ایشان رسید. حضرت فرمودند: شیعیان ما را خوار کردند!... سپس از مردم و همراهان خواستند که اگر دوست دارند متفرق شوند!، در نتیجه عده ای به طرف راست و چپ روانه شدند... . ابوحنیفه دینوری (م 327 هـ) می گوید: « و قد کان صحبه [الحسین] قومٌ من منازل الطریق، فلمّا سمعوا خبر مسلم، و قد کانوا ظنّوا انّه یقدم علی انصارٍ و عضدٍ تفرّقوا عنه». (16) یعنی؛ گروهی که همراهان حضرت را تشکیل می دادند و در مسیر به ایشان پیوستند، گمان می کردند که امام حسین (ع) را یاران و سپاهیان زیادی است، اما پس از اطلاع از کشته شدن مسلم بن عقیل (ع) متفرق شدند. نکته: لازم به توضیح است که تعداد همراهان امام حسین (ع) قبل از شروع جنگ، همواره در نوسان (کم و زیاد شدن) بوده است. گاهی عده زیادی به سپاه حضرت ملحق می شدند و گاهی در بعضی از منازل (توقف گاه ها) و قبل از رسیدن به سرزمین کربلا و یا در شب عاشورا؛ تعدادی از ملحق شدگان به علل گوناگونی از سپاه حضرت جدا می شدند. لذا در این مورد عدد ثابت و مشخصی را برای انصار و یاران امام (ع) نمی توان مشخص کرد. لازم به یادآوری است که این رقم ها، بیشتر از روی حدس و تخمین بیان شده اند و هرگز بر مبنای شمارش دقیق و محسوس استوار نیست!. (جداشدن یاران و اصحاب امام حسین علیه السلام در کتاب ناسخ التواریخ/ مرحوم محمدتقی سپهر آمده که استاد شهید آیت الله مطهری (ره) در کتاب حماسه حسینی جلد 2 ص 107 آن را رد می کند و قبول ندارد). اینک به نقل عباراتی از نوشته های مورخانی که در آن ها، اعداد و ارقام معینی ذکر شده است می پردازیم . مسعودی (م 345 هـ) می نویسد: «... فعدل إلی کربلا و هو فی مقدار خمس مئۀ فارسٍ من أهل بیته و أصحابه و نحو مئۀ راجلٍ...». (17) یعنی؛ امام حسین(ع) در حالی که ایشان را پانصد سواره از اهل بیتش و اصحاب و حدود صد نفرشان پیاده بودند همراهی می شد، روی به سوی کربلا نمودند. مسعودی با اینکه در ثبت وقایع و نقل اعداد و ارقام معروف به دقّت است، ولی این نقل او قابل قبول نیست!. زیرا اولاً با اکثر روایات مخالف است و امتیازی هم ندارد و ثانیاً احتمال اشتباه در ثبت «خمس مئۀ» هم بعید نیست!. شیخ مفید (ره) می فرماید: « وکان معه إثنان و ثلاثون فارساً و أربعون راجلاً...». (18) یعنی؛ با حضرت سیّد الشهداء (ع) سی و دو سواره و چهل نفر پیاده همراه بودند. تعدادی را که شیخ مفید ذکرکرده، سخن دیگر مورخان نیز هست، گو اینکه بعضی عدد بیشتری را هم گفته اند.(19) در روایتی که سید ابن طاووس از امام محمّد باقر (ع) نقل می کند، به تعداد بیشتری شده است: « انّهم کانوا خمسۀ و اربعین فارساً و مئۀ راجل...». (20) یعنی؛ چهل و پنج سواره و صد پیاده همراه امام (ع) بودند. چنانکه قبلاً اشاره شد، در بین راه تعدادی از همراهان حضرت از ایشان جدا می شدند. باید توجه کرد که تعداد زیادی نیز به سپاه حضرت امام حسین (ع) ملحق می شدند که بعضی از تاریخ نویسان بر این مسئله تأکید کرده اند. ابن سعد می گوید :«... وکان مع الحسین [ع] یومئذ خمسون رجلاً واتاهم من الجیش عشرون رجلاً و کان معه من اهل بیته تسعۀ عشر رجلاً». (21) یعنی؛ با امام حسین علیه السلام در آن روز (عاشورا) پنجاه مرد بود و بیست نفر نیز از سپاه دشمن به ایشان پیوستند و از اهل بیت امام (ع) نوزده نفر مرد همراه حضرت بودند. سید ابن طاووس می نویسد : « فصیر إلیهم فی تلک اللیلۀ من عسکر عمر بن سعد إثنان و ثلاثون رجلاً...». (22) یعنی؛ در شب عاشوراء، سی و دو نفر از سپاه عمر بن سعد به سپاه امام (ع) پیوستند... . دیگر مورخان، اسامی بعضی از کسانی را که به نیروهای امام (ع) پیوستند، مانند حرّ بن یزید الریاحی، زُهیر بن القَین، مُصعب بن یزید، جابر بن حجاج التیمی، شبیب الکلابی، نُعمان بن عمرو الأزدی و... را ذکر کرده اند. (23) علامه سید محسن امین عاملی (ره) در مورد تعداد یاران حضرت عبارت جامعی دارد که ذکر می شود: « و أصبح الحسین (ع) فهیّأ اصحابه بعد صلاۀ الغداۀ و کان معه اثنان و ثلاثون فارساً و اربعون راجلاً و قیل: ثمانیۀ و اربعون راجلاً و [فی روایۀ] ثمانون راجلاً و عن الباقر (ع): انّهم کانوا خمسۀ و اربعین فارساً و مئۀ راجل و قیل: کانوا سبعین فارساً و مئۀ راجل...». (24) یعنی؛ امام حسین (ع) بعد از نماز صبح اصحاب خود را که سی و دو نفر سوارکار و چهل پیاده و بنا بر قولی جهل و هشت پیاده و یا قولی دیگر هشتاد پیاده بودند آماده کرد. و در روایتی از امام باقر (ع) آمده است که چهل و پنج تن اسب سوار و صد پیاده، و بنا بر قولی دیگر هفتاد سوارکار و صد پیاده بودند. در مورد تعداد واقعی لشکریان حضرت امام حسین (ع) در سرزمین کربلا، نظر قاطعی نمی توان ابراز کرد!. ولی به هر حال تعداد آن ها بیش از صد تن از اهل بیت و انصار، بوده است. مسلّم است که اضافه و یا کم شدن لشکر امام (ع) بارها تکرار شده است!. 6 . آمار سپاهیان دشمن اموی به فرماندهی عمر بن سعد اگرچه پرداختن به این مسئله اهمیت چندانی ندارد، ولی از جهت اینکه اوج حادثه و عظمت حماسه خونین عاشورا و فداکاری یاران امام حسین (ع) با تعداد اندک، بیشر روشن شود به مواردی در این باره، اشاره می شود. ابومخنف (لوط بن یحیی) می نویسد: « انّ عبیدالله بن زیاد بعث عمر بن سعد علی اربعۀ آلاف من الکوفۀ...». (25) یعنی؛ عبید الله بن زیاد (حاکم کوفه)، چهار هزار نفر را از کوفه، به فرمان دهی عمر بن سعد بن ابی وقاص به کربلا فرستاد ... . سید ابن طاووس (ره) در گزارش خود می نویسد: « و خرج (عمر بن سعد) لقتال الحسین (ع) فی اربعۀ آلاف فارس و اتبعه ابن زیاد بالعساکر حتی تکملت عنده الی ستّ لیال خلون من المحرّم عشرون الف فارسٍ». (26) یعنی؛ عمر بن سعد، با چهار هزار جنگ جو برای جنگ با حسین (ع) خارج شد و به دنبال او ابن زیاد حرکت کرد و تا شب ششم محرّم تعداد یاران او به بیست هزار نفر رسید. از ائمه معصومین (علیهم السلام)، روایاتی نقل شده است که در آن ها، تعداد لشکریان دشمن را بیش از این ذکر کرده اند . شیخ صدوق (م 381 هـ) از امام صادق (ع) روایت می کند که فرمود:«... انّهم کانوا ثلاثون ألفاً ». (27) یعنی؛ سپاهیان دشمن سی هزار نفر بودند. همین مقدار را سید ابن طاووس و دیگران نیز ذکر کرده اند.(28) محدثان و مورخانی مانند ابن شهر آشوب، تعداد را 35 هزار نفر نوشته اند.(29) علامه مجلسی (ره) عدد پنجاه هزار نیرو را هم روایت کرده است.(30) اگر این رقم های زیاد را برای سپاه دشمن نپذیریم و آن ها را مبالغه آمیز بدانیم، ولی باید بدانیم که تعداد لشکریان دشمن بسیار زیاد بوده است!، زیرا سعی و تلاش دشمنان به فرمان دهی، ابن زیاد و عمر بن سعد بر این بوده که با جمع آوری نیروهای فراوان، خوف و وحشت در بین سپاهیان امام حسین (ع) به وجود آورند و تصور می کردند اصحاب و یاران حضرت با دیدن تعداد لشکر، قدرت مقابله را از دست خواهند داد!. از سوی دیگر با توجه به آنچه رخ داد [شهادت قریب به یک صد تن از اصحاب شجاع و دلاور امام حسین (ع) در کمتر از ده ساعت] پذیرش آمار و ارقام در حد آنچه که ذکر شده معقول و منطقی به نظر می رسد.(31) 7 ـ آمار شهداء (رض) اینک به بررسی تعداد شهداء از اهل بیت و انصار امام (ع) در روز عاشورا می پردازیم: الف ـ آمار تمامی شهداء از سپاه امام (ع) در این مورد چند قول بین مورخان و صاحبان مقاتل دیده می شود که به ذکر آنها می پردازیم. 1 ـ قول مشهور که تعداد شهداء را 72 تن می داند (غیر از وجود مقدّس حضرت امام حسین بن علیّ؛ سیّد الشهداء سلام الله علیه). ابن سعد می نویسد: « قُتل الحسین [ع] و قتل معه إثنان و سبعون رجلاً». (32) یعنی؛ امام حسین علیه السلام به همراه هفتاد و دو تن از یارانش به شهادت رسیدند. 2 ـ قول غیر مشهور، که تعداد تمامی کشته ها را یک صد و هفت تن می داند. فُضیل بن زبیر بن درهم الکوفی (م 148 هـ) از اصحاب صادقین (علیهما السلام) در کتاب خودش نام یک صد و هفت تن از شهداء را ذکر می کند.(33) 3 ـ علامه سید محسن امین عاملی (ره) از متأخرین معتقد است در واقعه کربلای سال 61 هجری، یک صد و سی و نه تن از اهل بیت و اصحاب و لشکریان امام حسین (ع) به فیض عظیم شهادت رسیدند.(34) ب ـ آمار شهدای اهل بیت (رضوان الله علیهم) در این مورد نیز اختلاف زیادی در روایات تاریخی صاحبان مقاتل دیده می شود: ابومخنف، اسامی شانزده تن و ابن اعثم کوفی نام چهارده تن را ذکر کرده اند. (35) خوارزمی از حسن بصری نقل می کند که، هفده تن از اهل بیت امام حسین (ع) در روز عاشورا به شهادت رسیدند و این قول با روایتی که از امام محمد باقر علیه السلام نقل شده است، مطابقت دارد. (36) ابو الفرج اصفهانی می نویسد: « فجمیع من قُتل یوم الطّف من وُلد ابی طالب سوی من یختلف فی أمره إثنان و عشرون رجلاً». (37) یعنی؛ تمامی کسانی که از اهل بیت امام (ع) به شهادت رسیدند. (غیر از افرادی که در مورد آن ها اختلاف است) بیست و دو تن بوده اند. سید محسن امین عاملی (ره) می گوید: «... و قتل معه من اهل بیته ثمانیۀ عشر رجلاً فیمکن ان یکون عدّ معهم مسلم بن عقیل فی الکوفۀ و اذا عددنا جمیع ما ذکره المورّخین و منهم مسلم کانوا ثلاثین او اکثر...». (38) یعنی؛ هیجده مرد با امام (ع) به شهادت رسیدند و اگر حضرت مسلم بن عقیل و کسانی را که مورخان نام برده اند به آن ها بیفزاییم تعداد شهداء به سی نفر و کمی بیشتر می رسد. (39) در اینجا، جهت تیمّن و تبرّّک اسامی مقدس آن بزرگواران (شهدای اهل بیت و انصار رضوان الله علیهم) را طبق آنچه که مرحوم علامه سید محسن امین عاملی (ره) ذکر کرده می آوریم: 1ـ علیّ بن الحسین بن علی (ع)؛ الأکبر (ع)، 2ـ عبدالله الرضیع [علیّ الأصغر]، 3ـ ابراهیم بن الحسین بن علی بن ابی طالب (ع)، 4ـ ابوبکر بن علیّ بن ابی طالب (ع)؟، 5ـ عمر بن علیّ بن ابی طالب (ع)، 6ـ محمّد [الأصغر] بن علیّ بن ابی طالب (ع)، 7ـ عبدالله بن علیّ بن ابی طالب (ع)، 8ـ عبّاس بن علیّ بن ابی طالب (ع) [حضرت ابوالفضل، قمر بنی هاشم علیه السلام]، 9ـ محمّد بن العبّاس بن علیّ بن ابی طالب (ع)، 10ـ عبدالله بن العبّاس بن علیّ بن ابی طالب (ع)، 11ـ عبدالله بن علیّ بن ابی طالب (ع)؛ [الأصغر]، 12ـ جعفر بن علیّ بن ابی طالب (ع)، 13ـ عثمان بن علیّ بن ابی طالب (ع)، 14ـ قاسم بن حسن بن علیّ ابی طالب (ع)، 15ـ ابوبکر بن حسن بن ابی طالب (ع)، 16ـ عبدالله بن الحسن (ع)، 17ـ بشر بن حسن بن ابی طالب (ع)، 18ـ محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (ع)، 19ـ عون بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (ع)، ، 20ـ عبیدالله بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب (ع)، ، 21ـ مسلم بن عقیل بن ابی طالب (ع)، ، 22ـ جعفر بن عقیل بن ابی طالب (ع)، 23ـ جعفر بن محمد بن عقیل بن ابی طالب (ع)، ، 24ـ عبدالرحمان بن عقیل بن ابی طالب (ع)، 25ـ عبدالله بن عقیل بن ابی طالب (ع)؛ [الأکبر]، 26ـ عبدالله بن مسلم بن عقیل (ع)، 27ـ عون بن مسلم بن عقیل (ع)، 28ـ محمد بن مسلم بن عقیل (ع)، 29ـ محمد بن ابی سعید بن مسلم (الأحول)، 30ـ احمد بن محمد الهاشمی(ابن شهرآشوب ذکر کرده است، المناقب... 4 ص 112). ج ـ آمار شهدای اصحاب و انصار (رضوان الله علیهم) علامه سید محسن امین (ره) اسامی یک صد و شش تن را به این صورت ذکر کرده است: 1ـ ابراهیم بن الحصین الأسدی، 2ـ ابو الحتوف بن الحارث الأنصاری، 3ـ ابو عامر النهشلی العبدی، 4ـ الأدهم بن اُمیۀ العبدی، 5ـ أسلم الترکی؛ مولی حسین(ع)، 6ـ اُمیۀ بن سعد الطائی، 7ـ أنس بن الحارث الکاهلی، 8 ـ أنیس بن معقل الأصبحی، 9ـ بُریر بن خضیر الهمدانی، 10ـ بُشر بن عبدالله الحضرمی، 11ـ بکر بن حیّ التیمی، 12ـ جابر بن الحجاج التیمی، 13ـ جبلۀ بن علی الشیائی، 14ـ جنادۀ بن کعب الأنصاری، 15ـ جنادۀ بن الحارث السلمانی، 16ـ جندب بن حجیر الخولانی، 17ـ جون؛ مولی ابی ذر، 18ـ جوین بن مالک التمیمی، 19ـ الحارث بن امرئ القیس الکندی، 20ـ الحارث بن نبهان؛ مولی حمزۀ، 21ـ الحباب بن الحارث، 22ـ الحباب بن عامر الشعبی، 23ـ حبشی بن قاسم النهمی، 24ـ حبیب بن مظاهر الأسدی، 25ـ الحجاج بن بدر السعدی، 26ـ الحجاج بن مسروق الجعفی، 27ـ الحرّ بن یزید الریاحی، 28ـ الحلاس بن عمرو الراسبی، 29ـ حنظلۀ بن أسعد الشبامی، 30ـ حنظلۀ بن عمرو الشیبانی 31ـ رافع؛ مولی مسلم الأزدی، 32ـ زاهر بن عمرو الکندی؛ مولی عمرو بن الحمق، 33ـ زهیر بن بشر الخثعمی، 34ـ زهیر بن سلیم الأزدی، 35ـ زهیر بن القین الجبلیّ، 36ـ زیاد بن عریب الصائدی، 37ـ سالم؛ مولی بنی المدینۀ الکلبی، 38ـ سالم؛ مولی عامر العبدی، 39ـ سعد بن الحارث الأنصاری، 40ـ سعد؛ مولی علیّ بن ابی طالب (ع)، 41ـ سعد؛ مولی عمرو بن خالد الصیداوی، 42ـ سعید بن عبدالله الحنفی، 43ـ سلمان بن مضارب البجلی، 44ـ سلیمان؛ مولی الحسین (ع)، 45ـ سوار بن منعم النهمی، 46ـ سوید بن عمرو بن ابی المطاع، 47ـ سیف بن الحارث الجابری، 48ـ سیف بن مالک العبدی، 49ـ شبیب؛ مولی الحارث الجابری، 50ـ شوذب؛ مولی بنی شاکر، 51ـ الضرغامۀ بن مالک، 52ـ عائذ بن مجمع العائذی، 53ـ عابس بن ابی شبیب الشاکری، 54ـ عامر بن حسان بن شریح، 55ـ عامر بن مسلم العبدی، 56ـ عباد بن المهاجر الجهنی، 57ـ عبد الأعلی بن یزید الکلبی، 58ـ عبدالرحمن الأرحبی، 59ـ عبدالرحمن بن عبد ربه الأنصاری، 60ـ عبدالرحمن بن عروۀ الغفاری، 61ـ عبدالرحمن بن مسعود التیمی، 62ـ عبدالرحمن بن ابی بکر، 63ـ عبدالله بن بشر الخثعمی، 64ـ عبدالله بن عروۀ الغفاری، 65ـ عبدالله بن عمیر بن جناب الکلبی، 66ـ عبدالله بن یزید العبدی، 67ـ عبیدالله بن یزید العبدی، 68ـ عقبۀ بن سمعان؟، 69ـ عقبة بن الصلت الجهنی، 70ـ عمارۀ بن صلخب الأزدی، 71ـ عمران بن کعب الأشجعی، 72ـ عمّار بن حسان الطائی، 73ـ عمّار بن سلامة الدالانی، 74ـ عمرو بن عبدالله الجندعی، 75ـ عمرو بن خالد الأزدی، 76ـ عمرو بن خالد الصیداوی 77ـ عمرو بن قرطة الأنصاری، 78ـ عمرو بن مطاع الجعفی، 79ـ عمرو بن جنادۀ الأنصاری، 80ـ عمرو بن ضبیعة الضبعی، 81ـ عمرو بن کعب الصائدی، 82ـ قارب؛ مولی الحسین (ع)، 83ـ قاسط بن زهیر التغلبی، 84ـ القاسم بن حبیب الأزدی، 85ـ کردوس التغلبی، 86ـ کنانة بن عتیق التغلبی، 87ـ مالک بن ذودان، 88ـ مالک بن عبدالله بن سریع الجابری، 89ـ مجمع الجهنی، 90ـ مجمع بن عبیدالله العائذی، 91ـ محمد بن بشیر الحضرمی، 92ـ مسعود بن الحجّاج التیمی، 93ـ مسلم بن عوسجة الأسدی (صحابی)، 94ـ مسلم بن کثیر الأزدی، 95ـ مقسط بن زهیر التغلبی، 96ـ منجح؛ مولی الحسن (ع)، 97ـ الموقع بن ثمامة الأسدی، 98ـ نافع بن هلال الجملی، 99ـ نصر؛ مولی علیّ بن ابی طالب (ع)، 100ـ النعمان بن عمرو الراسبی، 101ـ نعیم بن عجلان الأنصاری، 102ـ واضح الرومی؛ مولی الحارث السلمانی، 103ـ وهب بن حباب الکلبی، 104ـ یزید بن ثبیط العبدی، 105ـ یزید بن زیاد بن مهاصر الکندی، و 106ـ یزید بن مفغّل الجعفی. علامه سید محسن امین عاملی (ره) بعد از ذکر اسامی یاران امام حسین علیه السلام که در کربلا شهید شده اند می گوید: اگر اسامی 30 تن از شهدای اهل بیت (رضوان الله علیهم) را با این تعداد نام برده شده از اصحاب جمع کنیم، تعداد شهدای حادثه خونین عاشورای حسینی به 136 تن می رسد و با اضافه کردن 3 تن دیگر از شهداء یعنی، قیس بن مسهر الصیداوی، عبدالله بن بقطر (یقطر) و هانی بن عروۀ، در مجموع، تعداد آن ها، 139 نفر می شوند (رضوان الله تعالی علیهم). (40) 8- تعداد کشته های سپاه دشمن پیرامون کشته های لشکر عمر بن سعد(لعنت خدا بر او) در جریان نبرد تاریخی و حماسه ساز کربلا که توسط امام حسین (ع) و یاران فداکارش به هلاکت رسیدند، دو نوع روایت به چشم می خورد: در یکی آمار مشخصی از کشته ها دیده می شود و در نوع دیگر، بعضی مورّخان هنگام تشریح جنگ، تعدادی را که توسط جنگ جویان شجاع و سلحشور سپاه امام (ع) به جهنّم فرستاده شدند نام می برند. ابن سعد می نویسد: « و کان جعفر بن محمّد [ع] یقول: قتل من اصحاب عمر بن سعد ثمانیۀ وثمانون رجلاً». (41) یعنی؛ جعفر بن محمد(ع) می فرمود: از یاران عمر بن سعد، 88 نفر کشته شدند. خوارزمی می گوید: «حرّ بن یزید ریاحی در نبرد خود با دشمن 40 جنگجوی سواره و پیاده را کشت و وهب بن عبدالله نیز طبق روایتی 24 سواره و 12 پیاده را کشت، نافع بن هلال 13 نفر را و...» . (42) نکته: مسئله ای که می بایست توضیح داده شود این است که به نظر می رسد، بنا نبوده در جریان حادثه کربلا خون زیادی از دشمنان فریب خورده و جاهل سپاه عمر بن سعد (یزیدیان) ریخته شود، بلکه تمام سعی و تلاش حضرت امام حسین (ع) و یاران شجاع و وفادارش بر هدایت و آگاه نمودن آنان استوار بوده است. چنان که در صحنه های زیادی از رخ داد کربلا، این مسئله به چشم می خورد و در غیر این صورت روشن است که وجود مقدس امام حسین (ع) که حجت خدا و امام معصوم است و از روح حماسی و قدرت معنوی و جسمانی بی نظیری برخوردار بود در مراحل ابتدائی جنگ، می توانستند، سپاهیان فریب خورده، ترسو و بزدل و ضعیف اموی را در مدت کوتاهی را نابود و به جهنّم واصل کنند!، ولی حکمت و مصلحت الهی بر این نبوده است. لذا به طور قطع، می توان اذعان کرد که در تعداد کشته های دشمن، نه آمار مبالغه آمیز قابل قبول است و نه تعداد کم!. به هرحال سنّت الهی و روش و سیره امام حسین (ع) بر اتمام حجت و بیدار نمودن وجدان های بیمار و خفته مردم نادان قرار گرفته بوده است. از طرف دیگر، امام حسین (ع) و یارانش با نهضت تاریخی و جاویدان خود، درس های رحم و مروّت، شجاعت و مردانگی، عزّت نفس و آزادگی و ایثار و فداکاری را تا قیامت به جهانیان ارائه دادند. چنان که آن حضرت فرمود:« ولکم فیّ اسوۀ». [ وقعۀ الطف ص 200] یعنی؛ در قیام و نهضت من برای شما مردم جهان (مسلمان و غیر مسلمان) الگو و سرمشق است. 9 ـ تعداد سرهای مقدّس و مطهّر شهداء (رض) مورّخان و صاحبان مقاتل در این موضوع متّفق القول نیستند. گروهی می گویند: تعداد سرهای مطهّر شهداء (رض) در روز عاشوراء، 72 عدد بوده است، شیخ مفید (ره) می نویسد: « و سرّح عمر بن سعید برأس الحسین علیه السلام و رؤس الباقین من اصحابه و اهل بیته (رض) فقطّعت و کانوا اثنین وسبعین راساً». (43) یعنی؛ عمر بن سعد سر مطهّر امام حسین (ع) و بقیه شهداء را از بدن جدا کرد و جمعاً 72 تن می شدند. ابن شهرآشوب و ابومخنف می گویند: تعداد سرهای مطهر (رض)، 70 عدد بوده است. (44) و بالأخره، گروه سومی از صاحبان مقاتل مانند سید ابن طاووس و سبط ابن الجوزی، تعداد آن ها را 78 و92 عدد دانسته اند. (45) آن چه که به طور یقین، می توان اظهار داشت این است که؛ عمر بن سعد(لع)، بعد از کشتن امام حسین (ع) دستور داد، سپاه شکست خورده و ستم کار او، سرهای مقدّس تمامی شهدای اهل بیت و انصار (رضوان الله علیهم) [سر مطهّر حبیب بن مظاهر اسدی هنگام شهادتش، بریده شد] را از بدن های مطهّرشان جدا نموده و به سوی کوفه حمل کنند. به طور قطع می توان گفت که سرهای مطهّر شهداء به همراه سر مقدّس و مطهّر سیّدالشهداء (سلام الله علیه)، 73 عدد بوده است. [طبق نقل مورخین گفته می شود، سر مقدّس علیّ اصغر (عبد الله الرضیع) و حرّ بن یزید ریاحی از بدن جدا نشد]. 10 ـ آمار اُسرا و کسانی که از اهل بیت پیامبر (ص) و انصار زنده ماندند ابومخنف می نویسد: « ...فلمّا ادخل اخواته ونسائه وصبیانه علی عبیدالله بن زیاد، لبست زینب (س) ابنۀ فاطمۀ ارذل ثیابها... ثم نظر عبیدالله بن زیاد الی علیّ بن الحسین (ع) فقال له: ما اسمک...». (46) یعنی، هنگامی که خواهران، همسران و فرزندان امام حسین(ع) را نزد ابن زیاد بردند، حضرت زینب (س) با لباس های بسیار کهنه و خانگی خود را پوشید و به صورت ناشناس در میان حلقه کنیزان خود نشست... . ابن زیاد از امام سجّاد (ع) سوال کرد: نام تو چیست؟... . اینک نام تعدادی از اسراء، که طبق گزارش مورخان، از کربلا به کوفه و شام برده شده و از شام به مدینه برگردانده شدند را ذکر می کنیم: 1ـ امام علیّ بن الحسین؛ زین العابدین (ع)، 2ـ فاطمه بنت الحسین (ع)، 3ـ سکینۀ بنت الحسین (ع)،4ـ زینب بنت الإمام علیّ (ع)، 5ـ رباب (همسر امام حسین علیه السلام)، 6ـ حسن بن الحسن المجتبی علیه السلام (معروف بن حسن مثنّی)، 7ـ عمرو بن حسن بن علی (ع)، 8ـ قاسم بن عبدالله بن جعفر، 9ـ محمد بن عقیل الأصغر، 10ـ امام محمّد بن علیّ الباقر (ع)، 11ـ امّ محمد، بنت الحسن (ع)، 12ـ امّ کلثوم، 13ـ عقبۀ بن سمعان، 14ـ مرقّع بن ثمامة. (47) لازم به ذکر است که غیر از افراد نام برده شده، طبق نوشته مورّخان و صاحبان مقاتل، تعدادی موالی (غلامان و کنیزان) نیز زنده ماندند، که به همراه اسراء به کوفه و سپس به شام برده شدند. پی نوشت ها: 1- کتاب شناسی های فراوانی در این باره، تهیه و چاپ شده که علاقه مندان می توانند به کتاب شناسی تاریخی امام حسین(ع) اثر محمد اسفندیاری مراجعه نمایند. هم چنین، دائرۀ المعارفی با مدیریت شیخ محمدصادق کرباسی با عنوان دائرۀ المعارف الحسینیۀ در دست تهیه است که گفته می شود، مجلدات آن بالغ بر 620 جلد خواهد شد. تاکنون 64 جلد آن منتشر شده است. [آدرس اینترنتی موسسه: http://fa.hcht.org ]. اخیراً کتابی با عنوان تاریخ و مقتل جامع سیّد الشهداء (ع)، [جلد اوّل، 1389 و جلد دوم، 1391]، تألیف گروهی از تاریخ پژوهان زیر نظر استاد مهدی پیشوائی از سوی انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) منتشر شده که علاقه مندان را به مطالعه دقیق آن توصیه می کنیم. 2- مفید، الإرشاد فی معرفۀ حجج الله علی العباد، ج 2 ص 35؛ ابومخنف، وقعۀ الطف، تحقیق: استاد شیخ محمدهادی یوسفی غروی ص102. 3- خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، ج1 ص189؛ ابن اعثم، الفتوح، ج 5 ص16. 4- امین عاملی، اهل البیت (ع) من کتاب اعیان الشیعۀ؛ سیرۀ الإمام الحسین، سیّد الشهداء (ع) ج 4 ص 139. 5- مفید، الإرشاد...، ص203 ؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج3 ص 158؛ ابن اعثم، پیشین، ص49؛ خوارزمی، پییشین، ص194؛ سبط ابن الجوزی، تذکرۀ الخواص، ص215؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج3 ص241؛ ابن اثیر، الکامل، ج4 ص20. 6- سيد ابن طاووس، کتاب الملهوف فی قتلی الطفوف، ص35؛ امین عاملی، اعیان الشیعة...، ج1 ص581. 7- مجله تراثنا؛ شماره 10 ص174. 8- ابن عساكر، ترجمة الإمام الحسین (ع)، ص207؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج3 ص54. 9- مفيد، الإرشاد، ج2، ص 38؛ کتاب الملهوف...، پیشین، ص 37؛ ابن اثیر، الکامل، پیشین، ج1، ص 589؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج44 ص335. 10- ابن قتيبه دینوری، الإمامة و السیاسة، ج2 ص 5. 11- مفید، الإرشاد...، ص 218. 12- مجله تراثنا، شماره 10 ص170. 13- ابن اعثم، پیشین، ص120؛ خوارزمی، پیشین، ص320. 14- مجلسی، پیشین، ج44 ص313. 15- ابومخنف، وقعۀ الطف ص 398 ؛ ابن اثیر، پیشین، ج3، ص 278؛ مفید، الإرشاد...، ج 2 ص 75؛ بلاذری، انساب الأشراف ج 3 ص 380. 16- ابو حنیفه دینوری، اخبار الطوال ص248. 17- مسعودی، پیشین، ج3 ص61. 18- مفید، الإرشاد ص233 ؛ دینوری، پیشین، ص256؛ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج2 ص243. 19- خوارزمی، پیشین، ج2 ص4 ؛ ابن شهر آشوب، پیشین، ج3 ص 248. 20- سید ابن طاووس، پیشین، ص100( ترجمه: مرحوم سیّد احمد فهری) ؛ سبط ابن الجوزی، پیشین، ص222. 21- مجله تراثنا، ج10، ص177؛ ابن عساکر، تحقیق محمودی ص224. 22- پیشین، ص 92. 23- سماوی، ابصار العین فی انصار الحسین (ع) ص 203؛ شوشتری، قاموس الرجال ج 3 ص 103؛ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی ص 242. 24- امین عاملی، پیشین، ج1 ص601. 25- ابومخنف، وقعۀ الطف، تحقیق: یوسفی غروی، ص209-211؛ تاریخ الیعقوبی، پیشین، ج2 ص243؛ مفید، الإرشاد... ص227. 26- سید ابن طاووس، پیشین، ص85.. 27- صدوق، الأمالی، ص101. 27- سید ابن طاووس، پیشین، ص25 ؛ ابن شهرآشوب، پیشین، ج3 ص238. 29- ابن شهرآشوب، پیشین، ص248. 30- ابومخنف، وقعۀ الطف، ص 211؛ صدوق، الأمالی ص 101؛ مجلسی، پیشین، ص386. 31- روایات منقول از امامان معصوم (ع) را در صورت صحت سند و نداشتن ضعف، می توان پذیرفت که شرایط و ضوابط آن در علم اصول فقه تشریح شده است. 32- ابن عساکر، تاریخ دمشق، ص 228؛ مجلسی، پیشین، ج 45 ص12 ؛ طبری، پیشین، ج 5 ص 455. 33- مجله تراثنا، شماره 10، ص 149 تا 157. 34- امین عاملی، پیشین، ج1 ص610 تا 612. 35- ابومخنف، پیشین، ص241 ؛ ابن اعثم، پیشین، ج5 ص202 ؛ مسعودی، پیشین، ج2 ص61. 36- خوارزمی، پیشین، ج2، ص47 ؛ مفید، الإرشاد...، ص248. 37- ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص62. 38- امین عاملی، أهل البیت (ع) من کتاب اعیان الشیعۀ...، ج4 ص246. 39- همان و مرحوم طبرسی در اعلام الوری باعلام الهدی، ص250، تعداد شهدای اهل بیت با امام حسین(ع) را 19 نفر می داند. 40- امین عاملی، أهل البیت (ع) من کتاب اعیان الشیعة...، ج 4 ص246 تا 252. لازم به ذکر است که در مجله تراثنا (شماره 2)، کتابی به نام تسمیۀ من قتل مع الحسین(ع) من ولده واخواته واهل بیته وشیعته تألیف المحدث الفضیل بن الزبیر الکوفی الأسدی، از اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السلام به چاپ رسیده است که در آن نام 107 تن از شهداء را ذکر کرده است. 41- مجله تراثنا، شماره 10، ص181؛ مسعودی، پیشین، ج3 ص 63. 42- خوارزمی، پیشین ، ج2، ص11؛ ابن شهر آشوب، پیشین، ج3 ص250. 43- مفید، الإرشاد...، ص243؛ خوارزمی ، پیشین ، ص 285. 44- ابن شهر آشوب، پیشین، ج3 ص 259 و ابومخنف، پیشین، ص 258. 45- سید ابن طاووس، پیشین، ص 143. 46- ابومخنف، وقعۀ الطف، تحقیق: یوسفی غروی ص 299. 47- ر. ک. به کتاب الملهوف...، پیشین، ج2؛ مجله تراثنا، شماره 2؛ أهل البیت (ع) من کتاب اعیان الشیعۀ...، ج4 ص 257.
پاسخ :
با سلام وتشكر. انشاءالله مورد استفاده قرار گرفت
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد