العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
پنجشنبه 30 دى 1395
کد : 13603      تاریخ : 1393/11/8 12:19:33      بخش : متن خبرنامه دین پژوهان print
رهنمودها و رويكردهاى دين‏ پژوهى‏ خبرنامه دين پژوهان ـ شماره 16 و 17 ـ سال سوم شماره 4 و 5 - بهمن و اسفند 1382
رهنمودها و رويكردهاى دين‏ پژوهى‏

 

دنياى اسلام، فرصت‏ها و تهديدها(1)
از نگاه مقام معظم رهبرى‏

جمعى از علما و انديشمندان و روشنفكران شركت كننده در همايش جهان اسلام، فرصت‏ها و تهديدها به حضور مقام معظم رهبرى رسيدند و ايشان نيز نظرات خود را در همين باب، بيان داشتند، كه چكيده آن را پيش‏رو داريم.
حضرت آيت الله سيدعلى خامنه‏اى رهبر معظم انقلاب اسلامى روز سه شنبه دوم دى ماه در ديدار جمعى از علما، دانشمندان، متفكران و روشنفكران دنياى اسلام، فرصت‏هاى جديد و مهم فراروى جهان اسلام و همچنين تهديدهاى اصلى پيش روى مسلمانان را تشريح كردند.
ايشان تصريح كردند: امروز به واسطه عرضه عملى مردم سالارى دينى و اثبات قدرت و كارآيى اسلام، غرب دچار انفعال شده و ليبراليسم در كشورهاى زادگاه خود و مراكز سياستگذارى آن در خصوص مسايل مهمى همچون آزادى، مردم سالاى و كرامت زن دچار تناقض‏هاى اساسى شده است.
آيت الله خامنه‏اى در اين ديدار برگزارى همايش جهان اسلام، فرصت و تهديدها را اقدامى مناسب و بجا دانستند و افزودند: برغم آنكه استعمار در گذشته توانست بر دنياى اسلام تسلط يابد و مسلمانان را به ملت هايى وابسته تبديل كند، اما اكنون فرصت‏هاى جديدى براى دنياى اسلام بوجود آمده كه مهمترين اين فرصت‏ها، اسلام و قدرت آن است زيرا اسلام توانايى تجهيز مادى و معنوى مسلمانان، متحد و يكپارچه كردن آنان را دارد.
مقام معظم رهبرى از جمله فرصت‏هاى جهان اسلام را نعمت نيروى عظيم جوان مؤمن و مقاوم در مقابل جاذبه‏هاى ظاهر فريب دنياى غرب بر شمردند و خاطر نشان كردند: به همين دليل دنياى اسلام امروزه زنده‏تر، با اميدتر و جوان نگرتر از گذشته است و جوانان و روشنفكران آن به اسلام و تمسك به آن افتخار مى‏كنند در حالى كه در گذشته چنين نبود.
حضرت آيت الله خامنه‏اى حذف ماركسيسم و كمونيسم بعنوان رقباى اصلى تفكر اسلامى و ورود قدرتمند اسلام سياسى به صحنه را از ديگر فرصت‏ها دانستند و افزودند: در شرايط كنونى، آگاهى وروشن بينى مسلمانان در قبال شعارهاى غرب بسيار بيشتر شده است، زيرا آنان متوجه شده‏اند كه وعده غرب مبنى بر كمك به پيشرفت دنياى اسلام، چيزى جز به تسليم كشاندن و وابسته كردن مسلمانان نبود.
رهبر معظم انقلاب اسلامى با اشاره به تناقض‏هاى جدى كه ليبراليسم دچار آن شده است از جمله سردادن شعار آزادى و سكوت در مقابل كشتار و سركوب كودكان و جوانان فلسطين، عراق و افغانستان تاكيد كردند: غرب بويژه آمريكا از يك طرف شعار دموكراسى سر مى‏دهند، اما از طرف ديگر در سالهاى گذشته با ملت هايى كه به اسلام راى دادند، مقابله كردندو همچنين در حالى كه شعار آزادى زنان داده مى‏شود، در غرب شاهد از دست رفتن كرامت زن و از هم پاشيده شدن بنيان خانواده‏ايم.
ايشان با اشاره به حمايت آمريكا از ديكتاتورهاى منطقه در طول سالهاى گذشته، از جمله حمايت از صدام و جنايات وى بر ضد مردم عراق و ايران تاكيد كردند: آمريكا با چنين سابقه‏اى اكنون شعار دموكراسى براى خاورميانه سر مى‏دهد و اين يكى ديگر از تناقض‏هاى موجود است‏
حضرت آيت الله خامنه‏اى طرح شعار دموكراسى از جانب غرب را نشان دهنده انفعال غرب در مقابل مردم سالارى دينى دانستند و افزودند: مردم سالارى دينى داراى منطق قوى وروشن است، زيرا اسلام مخالف با ديكتاتورى و استبداد با هر عنوانى و از جانب هر فردى است.
مقام معظم رهبرى با تأكيد بر اينكه مردم سالاى دينى امروز به صورت عملى به دنيا عرضه شده است، خاطر نشان كردند: در جمهورى اسلامى ايران در طول 25 سال، 24 انتخابات برگزار شده و مردم در برپايى و شكل‏گيرى نظام و حفظ آن به طور مستقيم حضور داشته‏اند و اين مظهر كامل مردم سالارى دينى است. ايشان، خلاء ايدئولوژى قابل اتكا در دنيا را يكى ديگر از فرصت‏هاى پيش روى اسلام بر شمردند و افزودند: امروز بهترين فرصت براى طرح اسلام ناب در جهان ومعرفى آن به جهانيان است، زيرا اسلام ناب بر كرامت انسان و عدالت به عنوان آرزوهاى ديرين بشر تكيه دارد.
حضرت آيت الله خامنه‏اى با تاكيد بر اينكه اسلام ناب خواهان عزت، عدالت، مردم سالارى دينى و پيشرفت علمى براى مسلمانان است، خاطر نشان كردند: بر همين اساس دشمنان اسلام و در رأس آنها صهيونيزم و آمريكا مايل به مطرح شدن اسلام ناب نيستند و تلاش دارند اسلام را يا به صورت چهره‏اى متحجر و بدور از منطق و علم و معرفت همانند طالبان و يا به صورت استحاله شده و هويت خود را در مقابل فرهنگ غرب از دست داده، معرفى نمايند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى با تأكيد بر اينكه دشمنان اسلام به دليل هراس از نيروى عظيم مسلمانان، جرأت مقابله مستقيم با آنان را ندارند، افزودند: امروز دشمنان اسلام در قالب عناوينى همچون حقوق بشر، دموكراسى و مبارزه با تروريسم و سلاح‏هاى كشتار جمعى، به مقابله با دنياى اسلام و مبارزان مسلمان در هر نقطه از دنيا برخاسته‏اند.
ايشان باتأكيد بر لزوم تلاش جدى مسلمانان براى بهره‏گيرى از فرصت‏هاى جديدى كه پيش روى جهان اسلام قرار دارد، خاطر نشان كردند: جمهورى اسلامى ايران نيز همت خود را بر استفاده مناسب وصحيح از اين فرصت‏ها قرار داده، لذا بر مردم سالارى دينى پاى مى‏فشارد و از اين حكم اسلام عدول نخواهد كرد. حضرت آيت الله خامنه‏اى با تأكيد بر اينكه سياست جمهورى اسلامى ايران، همكارى و تعامل با كشورهاى مختلف و بهره‏گيرى از علم و تجربه آنها است، تصريح كردند: ما در مقابل دخالت و نفوذ بيگانگان ذره‏اى كوتاه نخواهيم آمد و اين مسأله موجب ناراحتى شديد دشمنان جمهورى اسلامى ايران شده است.
مقام معظم رهبرى تلاش براى گسترش عدالت در جامعه را يكى ديگر از اقدامات مهم نظام اسلامى در ايران برشمردند و با تأكيد بر اينكه هنوز با نقطه مطلوب، فاصله زيادى وجود دارد، افزودند: جمهورى اسلامى ايران همچنين معتقد به توانايى دنياى اسلام براى برداشتن گام‏هاى بزرگ در عرصه علم و دانش است و بر همين اساس توليد علم سرلوحه فعاليت مراكز علمى ودانشگاهى ايران قرار گرفته و در اين عرصه توفيقات خوبى نيز به دست آمده است.
ايشان با اشاره به اعتقاد جمهورى اسلامى ايران به تقويت بنيه معنوى و مادى مردم، مهمترين خطر و تهديد فراروى دنياى اسلام را تفرقه دانستند و خاطر نشان كردند: دنياى اسلام بايد با عبور و اغماض از مسايل اختلاف برانگيز باوحدت و يكپارچگى، توجه خود را به سوى دشمن اصلى جلب نمايد.
حضرت آيت الله خامنه‏اى با تأكيد بر اينكه جمهورى اسلامى ايران دست دوستى و اتحاد به سوى مسلمانان و دولت‏هاى اسلامى دراز مى‏كند، از آمريكا و صهيونيزم به عنوان شيطان‏هاى بزرگ و دشمنان اصلى مسلمانان ياد كردند و افزودند: روشنفكران و برگزيدگان دنياى اسلام بايد دشمنان اصلى و شيوه‏هاى دشمنى را به آحاد مردم معرفى نمايند تا آنان در شناخت دشمن دچار اشتباه نشوند. مقام معظم رهبرى، ايجاد رعب و تطميع را دو وسيله دشمنان براى مقابله با دولتها، روشنفكران و آحاد مردم در دنياى اسلام دانستندو تأكيد كردند: اين همايش مى‏تواند زمنيه عملى استفاده از نظرات و ديدگاه‏هاى برگزيدگان جهان اسلام را جهت استفاده از فرصت‏هاى پيش رو و همچنين مقابله با تهديدات جديد فراهم آورد.

پژوهش روشمند (كاستى‏ها و موانع)(2)

حسين خنيفر

عرش خدا كرسى تعليم است و وحى خدا، مهبط تحقيق و او است داننده و پاينده وجان دهنده ودانش افزاينده كه رب العالمين است و به قلم و لوح و سخن و زمان و كلام قسم خورده است.
عين القضاه مى‏گويد: بودن را برگزيده‏ايم، اما چه گونه بودن را كم‏تر انديشيده‏ايم و چه گونه بودن مستلزم شناخت است و دريچه شناخت، پژوهيدن.
زمانى ادعا مى‏شد كه براى هر مسئله پيچيده‏اى، همواره راه حل ساده‏اى وجود دارد كه گذر زمان ثابت مى‏كند، اما اين ادعاى درستى نيست. براى هر مسئله پيچيده‏اى، راه حل پيچيده‏اى هم وجود دارد كه از عهده نخبگان بر مى‏آيد ودر روزگار ما، يعنى پايان هزاره دوم(پايان عصر اضطراب) و آغاز هزاره سوم (آغاز عصر امواج) نخبگان همان پژوهشگران اند.
امروزه گفته مى‏شود: بايد از فضاى علم براى علم بيرون رفت و به فضاى علم براى كار(عمل) وارد شد. اين قاعده را مى‏توان حتى در علوم انسانى نيز صادق دانست، چرا كه ابرام بر مبانى نظرى مقدمه كار است ولى ابقا در اين محدوده نوعى در حصار شدن و درجا زدن را به دنبال مى‏آورد. بايد از قالب‏هاى نظرى بيرون آمد و به سمت و سوى قواعد كاربردى گام برداشت. امروزه بحث زندگى مبتنى بر دانش و پژوهش كاربردى است پس حوزه و دانشگاه ما در معرض رسالت‏هاى جديد است و كسالت‏ها را بر نمى‏تابد. شايد سخن حضرت امام خمينى(ره) كامل‏ترين و گوياترين دستور در عين حال كوتاه در اين زمينه باشد كه گفتند: ما هيچ راهى نداريم جز خوداتكايى، خود باورى و خود اعتمادى.
هم اكنون در هزاره سوم پا گذاشته‏ايم نيازها، نگاه‏ها، انتظارها، توقع‏ها و تحليل‏ها كاملا دگرگون شده است و هر تصميمى امرزوه در دنيا اتخاذ مى‏شود چه در حوزه صنعت يا خدمات يا روش‏هاى زندگى بر پايه دانش و پژوهش صورت مى‏گيرد. لازم است اين دستاورد در حوزه علوم دينى به نحو شايسته مورد عنايت قرار گيرد.
امروزه در دنياى پر جنب و جوش، پژوهش راموتور محرك ملت‏ها(3) به سمت و سوى آرمان‏ها واهداف نام مى‏برند. بر سر در يكى از دانشگاه‏هاى آمريكا نوشته‏اند:
توقف در آموزش توقف در زندگى است و توقف در پژوهش توقف در آموزش و زندگى است.(4)
طى سه دهه اخير دگرگونى‏هاى فراوانى در دنيا روى داده است تا جايى كه در يك مقاله عنوان مى‏نمايند كه 30، 1970 است يعنى تحولاتى كه در طول 1970 سال روى داده بسيار كم‏تر از تحولاتى است كه طى اين 30 سال اخير رخ نمايانده است.
دنياى 33 ساله اخير يعنى از 1970 تا 2004 كه در آن قرار داريم عصر روشن گرى، عصر دانايى، عصر مجاز، عصر خرد، عصر پژوهش، عصر امواج و در نهايت عصر و دنياى هفت مولفه قدرت، سرعت، فرصت، ثروت، اطلاعات، ارتباطات و تغييرات سريع ناميده مى‏شود.(5) گرچه در تاريخ‏هاى قبل از هزاره سوم به تك تك مولفه‏ها نيز اشاراتى شده است، از جمله آدام اسميت كه تجارت را وافى به قدرت نمى‏داند و از عدم كفايت اقتصاد داد سخن مى‏دهد و صراحتاً فن‏آورى و توليد دانش را از دريچه پژوهش مورد تاكيد قرار مى‏دهد.(6)
اخيرا نيز در دنياى متلاطم علمى اعلام شده كه سال 2010 سال تراز تعيين تكليف سپارى از ملل در مقوله دانش و توليدات علمى و تحقيق است و (7) كشورها به دو دسته تقسيم خواهند شد: كشورهاى تند يا كشورهاى كند و حد ميانه‏اى در اين بين نخواهد بود، يعنى يا كشورى پويايى و پژوهش خواهد داشت يا به دور از جنب و جوشى خواهد بود و در عرصه پر رقابت دانش و تحقيق تماشاگر و با نقش سايه‏اى در حاشيه باقى خواهد ماند.(8)
واقعيت اين است كه حركت دانش مدارى و پژوهش گرايى در جهان اسلام از آغاز پيدايش آن وجود داشته و در ايران نيز حتى قبل از اسلام دانش مندان و محققان و پژوهندگان مقبول و مورد احترام بوده‏اند. به هر حال در طول تاريخ عوامل اجتماعى، محيطى و فرهنگى پيچيده‏اى پديده پژوهش و دانش‏طلبى را تحت الشعاع قرار داده است و اين امر از قرن 16 ميلادى تا قرن نوزدهم، دوره ارتقا و بالندگى خود را طى نموده است و در اين ميان علاوه بر فلاسفه و انديش‏مندان در دنياى اسلام، سه شخصيت، نماينده و تاثير گذار در سه بينش مختلف در پيدايش نظريه‏ها و پژوهش پرورى ودانش مدارى به معناى نوين آن در قرن نوزدهم و بيستم نقش برجسته‏اى دارند، دنيا پس از فرانسيس بيكن، ايساك نيوتون، و آدام اسميت(9) بود كه حركت سريع‏تر و شتابنده‏ترى گرفت و اگر مك لوهان در دهه 70 و 80 روزى دنيا را دهكده جهانى ناميد و كم‏تر از 8 سال تافلر آن را خانه جهانى خواند، كم‏تر از آن زمان، نيل پستمن آن را دنياى همراهه و همراه ناميد.
در اين دنياى جديد در مدارس ودانشگاه‏ها و حتى در حوزه‏هاى درس دينى، آموزش و پژوهش دوش به دوش هم حركت مى‏كنند. و علوم پايه و اصيل با پژوهش و نوگرايى و نوآفرينى با نيازهاى روز هماهنگ مى‏شوند.
در دنياى جديد ادعا مى‏شود هر چيز كه بوى كهنگى بدهد محكوم به فناست لذا
كلاس درس، پايتخت دانش است‏
مدرسه سلف سرويس علم است‏
دانشگاه و حوزه جمهورى علم است‏
پژوهش ميوه آموزش است‏
منابع انسانى موتورهاى فكراند.
در دنياى جديد دانش مندى منسوخ شده است و دنيا دنياى روش‏مندى و كاوش‏گرى است. پژوهش در اين دنيا بايد به صورت يك فرهنگ درآيد و اين فرهنگ از بعد فردى به ملى و سپس فرا ملى و بين المللى درآيد.
مسئله يابى‏
در تحقيق، مسئله‏يابى بسيار مهم است و براى اين مهم (تفكر سيستمى) لازم است در تفكر و انديشه سيستمى محقق مسئله ياب هفت ويژگى دارد:
1. تفكر خلاق، نقاد جامع و ناب و گرايش به سمت (تفكر منطقى)
2. آميزش عقل و شهود
3. ديدن در جزء(اصطلاحا مشاهده جنگل در بين درختان)
4. پرداختن به چراها و چه گونه ها
5. طرح سؤال و برخورد پرسشى‏
6. ژرف كاوى به جاى فرانگرى كم عمق‏
7. كلان نگرى و جزء كاوى‏
در يك ديدگاه ديگر و در فرايند يك تحقيق ساختارمند كلاً پنج مولفه، حياتى و مهم به شمار مى‏روند كه عبارت اند از:
1. موضوع مسئله شناسى‏
2. صلاحيت‏هاى علمى محقق‏
3. نظارت بر كار تحقيق‏
4. ارزش يابى كيفى‏
5. كار بست تحقيقى‏
در موضوع مسئله‏يابى تحقيق، يكى از مهم‏ترين مشكلات و معضلات ما آشنايى با روش‏هاى مسئله‏شناسى و مسئله يابى است كه مستلزم كار كارگاهى است. ريچارد پرينگ در گزارش سال 2000 خود آورده كه در آمريكا: براى اين مقوله و آموزش، پژوهش و مسئله يابى، سالانه بيش از يك ميليارد دلار از وجوه فدرال هزينه مى‏شود و در انگلستان نيز طبق اين گزارش نامه 2801 موسسه علمى - پژوهشى فعال ثبت شده كه سالانه حدود 60 تا 70 ميليون پوند فقط براى پژوهش و مسئله يابى استفاده مى‏گردد.

جواز ورود به عصر جديد

اساسا ورود به دنياى جديد جواز مى‏خواهد و جواز آن تحقيق در كنار آموزش و داشتن كارنامه و برنامه پژوهشى و توليد علم است، چرا كه امروزه ادعا مى‏شود دنيا مانند زمان و مد، منتظر كسى نمى‏ماند و اين اتوبوس، اتوبوس رقابت دانش، پژوهش و مهارت هاست و در اين عرصه، ملتى كه نمى‏داند به كجا ميرود(10) خطر در پيش رو دارد:
نخست اين كه امكان دارد هر اتوبوسى او را با خود ببرد.(11)
دوم: خطر رسيدن به جاهاى ديگر است(بيراهه روى‏ها).(12)
به همين خاطر پژوهش، مقارن توسعه يافتگى شده است و اين دو، الفباى حركت اند. امروزه حتى اگر در مبانى دينى و اسلام نيز بخواهيم حركتى نهادينه و فرازين داشته باشيم، ناگزير به تقويت امر پژوهش و فاصله گرفتن از نگارش كنار زدن هدف هستيم، چرا كه دنياى امروز دنياى (كشف و تطبيق) است. و در تمدن اسلامى نيز، توقف‏هاى طولانى در جاهايى كه به صلاح نيست ناشى از عادت به وضع موجود و رقم نزدن وضع مطلوب است.

نگاهى به سيماى گذشته‏

يكى از دلايل در جا زدن و رونق نداشتن تمدن اسلامى كه هشت قرن از تاريخ را پوشش داد، گرايش به سمت شاخه‏هايى از دانش و يا قطع و لاغر كردن و حذف برخى از شاخه‏هاى (ظواهر نقل) به جاى لذت (كشف) است.
آن گاه كه حاكميت ظاهر گرايان كه خودنمايى و خودستايى را در جامعه جاى گزين فضل و انديشه و علم كردند، مدنيت اسلامى به باد فراموشى سپرده شد و سپس تيمور و حكومت‏هاى پيرو سلجوقى مغول كه قطعاً سبب درجا زدن و ركود پژوهش و روش‏مندى و لذت كشف گرديد، رونق علمى جامعه ديرپاى اسلامى را به خوارى كشيد، اما چه چيزى باعث چيرگى سلجوقيان گرديد كه زمينه را براى حمله مغولان آماده كردند؟ چه گونه حكومت آل بويه كه دوره احياى فرهنگى و انسان گرايى و (رنسانس اسلامى) را ايجاد كرد(13) نتوانست پايه‏هاى قدرت خود را در برابر سلجوقيان استوار بدارد؟
در اين بررسى‏ها نمى‏توان بعد تاريخى و جغرافيايى را از نظر دور داشت. دشت‏هاى وسيع آسيا و اقوام بدون مدنيت اما پرتحرك آن، نشناختن ابزار نوين قدرت و ساختار جوامع بزرگ در آن دوره، راه را براى به قدرت رسيدن اقوام سلجوقى و نابودى مدنيت علمى و پژوهشى اسلامى و حتى توقف توليد علم و ظهور نماد گرايى و ظاهر گرايى اسلامى هموار مى‏كرد.
اگر به تاريخ بيهقى مراجعه شود، اشارات فراوانى حاكى از اقتدار نمادگرايى و ظاهر گرايى در آن دوران به چشم مى‏خورد. حاكمان ظاهر گرا راه را براى به قدرت رسيدن متكلمان نماگرا باز مى‏كنند. تدريس علوم و فلسفه از مدارس حذف مى‏شود. نظاميه‏ها، كه بزرگ‏ترين مدارس اسلامى هستند، راه به علوم و فلسفه نمى‏دهند، حتى راه به تبليغ همه مذاهب اسلامى نمى‏دهند.(14) امام محمد غزالى دانش‏مند بزرگ قرن پنجم يكى از سر سخت‏ترين مخالفان آزاد انديشى بود. وى تا جايى پيش رفت كه فارابى و ابن سينا را فيلسوف نمايان اسلامى ناميد و بخشى از سخنان آنان را كه مبتنى بر پژوهش‏هاى بنيادى بود تحت عنوان و واژه‏هاى الكفر الصريح نام برد. حال آن كه نبوغ ذاتى و علمى ابن سينا در بسيارى از علوم از جمله طب و فلسفه بلامنازع بود و هم چنين نظم منطقى كه فارابى به فلسفه التقاطى يونان داد، بعدها نيز با حكومت سلجوقيان و مغولان در اوج مدنيت اسلامى، ريشه‏هاى خردستيزى كاشته و قدرت حاكمان ظاهرگرا و كلام متكلمان نمادگرا آبيارى شد كه اين به دنبال خود ركود و خوارى در دنياى اسلام را به دنبال آورد، اوج اين خط فكرى را در دوران صفويه مى‏بينيم.
در همان سال‏ها كه خرد ستيزى و پژوهش محورى در جامعه اسلامى پرورش مى‏يافت و امام محمد غزالى يكه تاز علم كلام در جامعه اسلامى شد، فارابى و ابن سينا را به كفر متهم مى‏كردند. تقريبا هم زمان با غزالى در فرانسه پى ير آبلار (1142م) نخستين روشن فكر بزرگ مدرن، براى خردگرايى ستيز مى‏كرد و در اين ميان حريفى در سطح خود نداشت.(15) و جالب اين كه خردگرايان و پژوهش مسلكان قرن دوازدهم ميلادى، هم زمان با اوج‏گيرى خردستيزى در دنياى اسلام، خردگرايى را از مسلمانان آموختند. آدلار دباثى مى‏نويسد: من از استادان عربم آموختم كه عقل را راهنماى خود قرار دهم، حال آن كه شما به اين خرسند هستيد كه مثل يك اسير، فقط زنجير شمارى از دستورهاى اخلاقى ناقص را به گردن داشته باشيد.(16)
تاريخ نشان داده است، نه فعاليت برنار بلكه جنبش خودگرايى آبلار موتور پيش رفت اروپا و ظهور برنامه نيوتونى و بيكنى شد.(17) اما درجهان اسلام اتفاق ديگرى افتاد. چرا كه جهان اسلام دچار توقف‏هاى طولانى گرديد و اين ناشى‏گرى ناشى از نوع نگاه بعضى از انديش‏مندان يك سويه نگر بوده است. چرا كه تاريخ به ما نشان مى‏دهد، دين اسلاممانعى براى بالندگى دانش با خود نياورده، بلكه به عكس در دوران شكوفايى اش در قرن‏هاى سوم تا پنجم انسان گرايى و خودگرايى را در جامعه پشتيبانى و پرورش داده است اما در نهايت نمادگرايان مودر حمايت حاكمان ضد فلسفه و تفكر، به تاريخ جهت داده‏اند. پس نبايد انتظا رداشت كه عصيانى، از نوع غرب روى مى‏داد. هم چنين پشتوانه فرهنگى ايران اسلامى نيز چيزى نيست كه بتوان آن را ناديده گرفت و به عنوان يك تجربه بشرى از آن درگذشت. بارور كردن اين فرهنگ خصوصا در بعد اسلامى آن با ذخيره هايى، همچون: فردوسى، مولوى، سعدى، حافظ، فارابى، ابن‏سينا، بيرونى، شيخ انصارى، علامه جعفرى، علامه طباطبائى، امام خمينى و... به معنى بزرگداشت بشريت و شكرگزارى خداوند و ايجاد چشمه جوشان ديگرى براى تغذيه جسم و روان جوامع بشرى، در كنار ديگر تمدن‏هاى بزرگ دنيا است و در حقيقت اينان پايه گذاران بينش و پوياى اند.

پژوهش و توسعه‏

همان طور كه اشاره شد امروزه پژوهش، موتور توسعه است و اين امر هم براى علوم تجربى و هم براى علوم انسانى و بالاخص علوم دينى نيز وجود دارد. و اين امر نه در دانشگاه و نه در پايه‏هاى فرازين تحصيلات حوزوى شروع مى‏شود.
بلكه از همان آغاز و از مقدمات ابتدا شروع مى‏گردد. از مولفه‏هاى عمده ترويج روحيه و فرهنگ پژوهش مواردى همچون: ايده سازى، خلاقيت، مساله يابى، مساله آفرينى، مساله جويى، تفكر، تأمل، تحمل، تحليل و سپس تحقيق و عدم توقف و اقناع است.
حوزه‏ها و مراكز دينى نيز در اين باره بايدبه موارد ذيل عنايت خاص داشته باشند:
الف: بازنگرى جدى به واحدهاى درسى و تنوع آنها
ب: بازنگرى جدى به امر تحقيق و متون آموزشى آن‏
ج: بازنگرى جدى به شيوه تدريس و روش تحقيق‏
د: بانگرى جدى به ساعت‏هاى تدريس و روش تحقيق‏
ه: عنايت خاص به امكانات و تمهيدات تدريس روش تحقيق‏
و: توجه ويژه به تهيه بانك اطلاعات پژوهشى در ابعاد انسانى و محتوايى‏
جان مايه كلام اين كه: دنياى امروز دانش در هر حوزه و محوريتى، دنياى پيشتازى در يافته‏ها، شناخته‏ها و كشفيات است، چرا كه گذشته‏ها، داشته‏ها و انباشته‏ها به تنهايى كافى نيست، اگرچه ذخيره، الفبا و محور فعاليت و جويش و كوشش است. براى يافتن، جستن لازم است و جستن از راه پژوهيدن حاصل مى‏گردد.
نيتزكى و جان برژ(18) مى‏نويسد، ملتى كه به پژوهش وتحقيق و اطلاعات اهميت نداد، يعنى نمى‏خواهد حركت كند واصطلاحاً (ملت متوقف) ناميده مى‏شود.
پژوهش، ملت‏ها را به حركت در مى‏آورد و مدارس را زنده و دانشگاه‏ها و حوزه‏ها را بالنده نگه ميدارد. پژوهش، سرمايه هميشگى است چون زاينده و پاينده است و اصطلاحا خودبارور است و اگر در جايى آغاز شود و درست شروع و حمايت شود محال است متوقف گردد. در حقيقت پژوهش قلب آموزش است.
پژوهش سرمايه يك تشكيلات است و گاهى ملتى را ساليان متمادى سرافراز مى‏كند.
عصر ما را عصر پژوهش‏هاى علمى پيش‏رفته نام داده‏اند، چون گسترش دانش و فن آورى نوين و توانايى بالاى بشر معاصر در حل معضلات و مسائل جامعه را حاصل پژوهش مى‏دانند. هر اندازه مسايل جامعه پيچيده‏تر باشد، مى‏طلبد كه پرورش و جلب نيروهاى محقق و ايجاد تشكيلات براى برنامه ريزى در اداره و جهت دان به فعاليت‏هاى پژوهشى كشور نيز هوش مندانه‏تر باشد. در حوزه علوم اسلامى و به ويژه حوزه علوم دين با گذر زمان و رخ نمودن مسايل جديد و نياز به پاسخ گويى به سؤال‏ها و شبهات و پيچيدگى‏ها اهميت پژوهش نيز بيش‏تر خود را نشان مى‏دهد.
تحقيق همواره بايد با جد و جهد، شكيبايى، مطالعه وسيع، ترديد علمى، علاقه و كاوش پيگير هم راه باشد، به ويژه در اين عرصه برخى از پژوهش‏ها به كشف حل نشده يا رها شده يا از پيش مانده منحر مى‏شود و بعضى پژوهش‏ها نيز نگرش‏ها و ساختار را اصلاح مى‏كند و برخى نيز دانش و دانايى را گسترش مى‏دهد.

موانع پژوهش

امروزه در هر منطقه و كشورى موانع متعددى براى تحقيق كردن وجود دارد كه مهم‏ترين موانع را مى‏توان در ايران در دانشگاه‏ها و حوزه‏ها به صورت زير برشمرد:

1. موانع علمى‏

- آموزش‏هاى ضعيف روشى و كارگاهى در امر پژوهش.
- آموزش‏هاى عمومى و غير تخصصى و غير رشته‏اى.
- آموزش‏هاى نظرى و غير كاربردى.
- عدم تربيت مدرسان فرهيخته.
- نداشتن بانك اطلاعات مدرسان و استادان ذوفن يا ذوفنون پژوهشى.
- جدا كردن روحيه پژوهش گرى و بسنده كردن به دانش و دانش مندى.
- غلتيدن در كارهاى نظرى و گمان اين كه پژوهش يعنى تاليف و تدوين صرف.
- نداشتن متوليان علمى و كارآمد.
- به روز نشدن مبانى و ساختارهاى پژوهش علمى.
- وجود نداشتن فضاى مناسب تحقيق در بسيارى از زمينه‏ها.(19)

2. اعتبارات‏

- سرمايه گذارى نكردن در زمينه پژوهش.
- هزنيه نكردن بودجه‏هاى پژوهشى مصوب در امر مربوط به پژوهش.
- نا هم‏آهنگى موضوعات و طرح‏ها و بودجه‏هاى مصوب.
- فرايند معيوب ادارى تأمين و پرداخت اعتبارات پژوهشى.

3. منابع و ابزار تحقيق‏

- ضعف‏هاى بنيادين و بنيادهاى علمى - پژوهشى جوامع در حال توسعه.
- كمبود كتاب‏ها و مجلات علمى.
- ضعف كتاب خانه‏ها و مراكز اطلاع رسانى براى پژوهش گران.
- كمبود وسايل و تجهيزات.
- ناتوانى كشورهاى جان سوم در انتشار نتايج تحقيقات.
- كمبود شديد تنوع پژوهش در اين كشورها.

4. ساختارهاى آموزشى‏

موارد مهم و زيربنايى در ساختارهاى حوزوى و دانشگاهى كه به صورت چشم‏گيرى بر انجام پژوهش علمى تاثير مى‏گذارند كه شامل موارد زير است:
- انطباق ناقص ساختار و فعاليت‏هاى عملكردى مراكز آموزشى با فرآيند پژوهش.
- اولويت ندادن به پژوهش در دل آموزش.
- كمبود كادر علمى مجرب پژوهشى.
- بى توجهى به تربيت نيروى تحقيقاتى كارآمد.
- گرايش شديد به تحقيقات نظرى و بنيادى.
- اولويت دادن به مقالات نظرى بر تحقيقات كاربردى.
- نبودن برنامه‏هاى آموزش و پژوهش.
- تقليدهاى كوركورانه و آگاهى ابتدايى از پژوهش.
- نداشتن وقت كافى هيئت علمى به علت اشتغال بيش از حد در امر تدريس.
- سرگردانى، بى اعتنايى و سرخوردگى فراگيران.
- فقدان مكانيزم‏هاى هم آهنگ كننده.

5. نظام آموزشى‏

- ناكارآمدى واحدهاى درسى.
- تكيه بر منابع پيشين و تدريس و عدم استفاده از منابع روز.
- نبود واحد پژوهش در كنار واحدهاى آموزشى.
- پيروى نكردن نظام آموزشى از روش كارگاهى در پژوهش.
- مشكل زبان انگليسى در بهره‏بردارى از پژوهش‏هاى وارداتى.

6. ارتباط داخلى و بين‏المللى‏

- يكى از معضلات مراكز دينى و دانشگاهى كشور ما در موضوع فوق موارد ذيل است:
- نداشتن روابط نزديك با مراكز توليد علم در جهان.
- نداشتن ارتباط مراكز علمى با مراكز توليدى، خدماتى، فرهنگى داخلى.
- پشتيبانى مالى نكردن از ارتباط هيئت علمى با مراكز خارج از كشور به صورت رو در رو.
- بيگانگى مراكز دينى و دانشگاهى با مراكز مشابه و رقيب در خارج.
- غفلت از دست آوردهاى بين المللى موازى و رقيب يا مشابه.
- عدم اطلاع رسانى درست بين المللى پژوهش.

7. سياست گذارى‏

سياست گذارى و روش‏مند كردن تحقيقات در مراكز دانشگاهى و حوزوى رويه ثابت و معينى ندارند و متاسفانه بيش‏تر نگاه‏ها حالت رفع تكليفى دارد تا ترغيبى و حتى گاهى نگاه به پژوهش، نگرش غير كارآمدى است تا نگاه اساسى، هم چون:
- نداشتن سياست بلند مدت پژوهشى.
- تصميم‏گيرى بر اساس پژوهش را در همه امور باور نكردن.
- اقتباس درست نكردن از سياست گذارى‏هاى موفق برخى كشورها در امر پژوهش.
- نبود سياست واحد در امر پژوهش با حفظ تنوع و حريم‏ها و تعدد رشته‏ها.

نتيجه گيرى‏

با عنايت به فضاى مقاله و تحولاتى كه در دنياى امروز رخ داده، پرداختين به پژوهش و احياى آن بايسته است. دنياى پر تلاطم علم و دانش امروز در هر زمينه‏اى نياز به دقت و موشكافى نيازهاى هر عصر، نسل و حتى فصل دارد تا يك محقق حوزه را به سمت و سوى درست هدايت كنند. چرا كه واقعيت‏هاى مكتوب و مستند نشان مى‏دهد كه حركت پژوهش مدارى در دنياى اسلام از آغاز طليعه آن مورد احترام، و ترويج بوده و هست و هيچ گاه و در هيچ شرايطى از رونق نيافتاده است.
موضوع يابى در تحقيق خصوصاً در حوزه علوم اسلامى اهميت دارد، زيرا محقق موضوع ياب، تفكر خلاق و ژرف كاو دارد. اين است كه شناسايى مسائل مورد نياز، فراتر از نظريه‏پردازى است. از اين ره گذر دو شعار مهم مطمع نظر دانش‏مندان قرار گرفته:
1. پژوهش قلب آموزش است.
2. بدون پژوهش تصميم‏گيرى نكنيم.
و اين نكته مهم است كه بدانيم كه تحقيق مخصوصاً در اين عرصه‏ها، مستلزم جد و جهد، شكيبايى، مطالعه ژرف، ترديد علمى، علاقه و كاوش مستمر است. گرچه موانع فراوانى نيز در راه پژوهش است كه در اين مقاله به هفت دسته و هر كدام در چند مولفه مورد اشاره قرار گرفت.
سخن آخر اين كه غفلت در ترويج فرهنگ پژوهش فاصله‏ها را در عصر حاضر دو چندان مى‏كندو فرهيختگى ملل در هر زمينه‏اى با توليدات علمى شان سنجيده مى‏شود. پس بياييم به اين مقوله سنجيده‏تر بنگريم.

مطبوعات دينى‏
وابستگى به بودجه عمومى‏
گفت‏وگو با محمدجواد صاحبى‏

با توجه به برگزارى جشنواره مطبوعات دينى در قم گفت‏وگوى ذيل با جناب آقاى محمد جواد صاحبى مسوول دبيرخانه دين پژوهان كشور صورت گرفته كه به شرح ذيل تقديم مى‏گردد.

جايگاه و منزلت مطبوعات دينى در جامعه اسلامى چگونه بايد باشد؟

مطبوعات مهمترين رسانه براى ابلاغ هرگونه پيام است. اهميت مطبوعات و تفاوت آن با رسانه‏هاى ديگر آشكار است.
زيرا مطبوعات سند ماندگار مكتوب براى حال و آينده و قابل رويت و استناد براى هميشه مى‏باشد. از اين رو ارزشى بيش از رسانه‏هاى شفاهى و حتى الكترونيكى دارد. وجه تفريق مطبوعات با كتاب، روزآمد و به هنگام بودن آن است.
براى اينكه مطبوعات ضمن برخوردارى از خصوصيات كتاب، با نيازهاى زمانه پيوند تعامل برقرار مى‏نمايند و به تعبيرى ديگر، انديشورزان و مخاطبان به داد و ستد مى‏پردازند. به همين جهت انتخاب قالب و محتوا براى جذب مخاطب و ابلاغ پيام بايد با دقت و سنجيدگى صورت پذيرد.
مطبوعات با وصف دينى از اهميت مضاعفى برخوردارند. زيرا دين و آموزه‏هاى مذهبى امور مقدسى هستند كه روش پژوهش، بيان، ادبيات و اسلوب مخصوص خود را مى‏طلبد البته اخلاق بايد روح و جانمايه همه حرفه‏ها باشد. اما حضور آن در امور فرهنگى و مطبوعاتى خصوصاً اگر متصف به وصف دينى گرددبايد پررنگتر و بارزتر شود.
تخصص نيز در همه رشته‏هاى علمى و عملى مهم و راهگشاست اما اين جنبه در زمينه معارف دينى كه با باورهاى مردم مربوط است از اهميت بيشترى برخودار است. حرفه پيام رسانى در اشكال گوناگون‏آن، چونان پيامبرى بايد آراسته به عدالت، امانتدارى، شجاعت، حق گويى، حق پذيرى و نيك خويى باشد.

آسيب‏ها و كاستى‏هاى مطبوعات دينى را در چه مواردى مى‏دانيد؟

اصولا دين مجموعه‏اى از ارزش‏هاى متعالى است هر شخص يا گروهى كه اين ارزش‏ها را مراعات كند يا انتقال دهد.
كارى دينى كرده است هر چند كه آن كار نام و نشان دينى نداشته باشد. عكس آن نيز صادق است، يعنى بسيارى از آثارى كه با واژگان و اصطلاحات و عناوين دينى مزين مى‏شوند فاقد روح و حقيقت دينى هستند شمارى از اين كارها خود نقض غرض است يعنى به عنوان نشر و تبليغ دين انتشار مى‏يابند در حال يكه مايه اتهام دين و دينداران مى‏گردند و نه تنها كه شبهه‏اى نمى‏زدايند كه شبهاتى بر اذهان مردمان مى‏افزايند.
خصوصا آن كه در برخى موارد طرح ناقص و نادرست آموزه‏هاى دينى با ادبيات خشونت‏آميز، چنان چهره ناخوشايندى از دين ترسيم مى‏نمايد كه نه فقط مانع از اقبال به دين مى‏شود بلكه مايه گريز از مذهب و دينداران مى‏گردد.
هدف و كار مجله و روزنامه و به طور كلى نشريات زمانمند ايجاد ارتباط و گفتمان ميان نويسنده صاحبنظر با مخاطب است. لذا بايد از تشكيل تريبون يك سويه تحكم‏آميز و متكلم وحده بودن پرهيز شود.
متاسفانه نشريات دينى ما عمدتا غير تخصصى تكرارى و يك طرفه هستند به همين جهت رغبتى در خواننده بر نمى‏انگيزند. اگر كج سليقگى‏هاى ديگر از شمار معايب فنى و هنرى هم به آنها افزوده شود چقدر مى‏توانند دافعه ايجاد كنند؟
مشكل اساسى مطبوعات ما وابسته بودن آنها به بودجه عمومى است. لذا كمتر دغدغه جذب مخاطب را دارند. البته خود اين وابستگى سبب مصلحت انديشى‏هاى غير ضرورى و مانع از ابتكار و نوآورى و حقيقت جويى مى‏شود.
مشكل ديگر مطبوعات دينى ما برخوردارى از مديران غير حرفه‏اى و پر مشغله است يعنى مسئولانى كه فاقد دانش و مهارت و اشراف لازم هستند گويا مديريت مطبوعاتى به طور كلى تشريفاتى است.
نقص ديگر، عدم رعايت فرصت انتشار است. هر چند فاصله انتشار تعيين شده در روى جلد به صورت دو ماهانه يا فصلنامه قيد مى‏گردد كه در واقع طولانى است اما اين فاصله با ادغام چند شماره در يك شماره گاه افزايش نيز مى‏يابد كه بى ترديد سبب سردى و بى انگيزگى در مخاطب مى‏شود. آسيب‏هاى ديگرى چون عوامزدگى و ترس از متحجران و غوغاسالاران است كه همواره سبب ركود و رخوت در انديشه دينى بوده است و بدتر از آنها آفت سياست زدگى و منافع حزبى و جناحى و روزمرّگى است كه مانع از رسالت حقيقى اين رسانه گرديده است.

از نظر توزيع چطور؟

بله وجود مشكل توزيع بخصوص در منشورات دينى گاه اين كالا را از دسترس علاقه‏مندان دور مى‏سازد. اگر چه اين مشكل براى همه نشريات اعم از دينى و غيردينى وجود دارد ولى بايد بپذيريم كه تخصصى بودن مطبوعات دينى و كم شمار بودن شمارگان و مخاطب امر توزيع را غير اقتصادى و دشوار مى‏سازد لذا تأسيس يك نظام و سازمان منظم و پر انگيزه و تحرك براى حل اين مشكل ضرورى به نظر مى‏رسد.

پى نوشت:
1) چشم انداز شماره 6.
2) پژوهه شماره 3.
3) نادر قلى قورچيان، برنامه ريزى استراتژيك، تهران: واحد علوم و تحقيقات، 1379.
4) سيد محمد مقيمى، جلسه انديشگان پيرامون استاندارد سازى، تهران: معاونت برنامه ريزى وزارت آموزش و پرورش، 1382.
5) نيل پستمن، زندگى در عيش، مردن در خوشى، ترجمه دكتر طباطبايى، انتشارات سروش 1378.
6) 6991.Terence Dealey The Economic Laws of scientific research, Macmillan press, London,
7) محمد على طوسى، سياست گذارى در نظام‏هاى آموزشى، تهران: واحد علوم و تحقيقات دوره دكترى 1378.
8) نادر قلى قورچيان، برنامه ريزى استراتژيك، ص 38.
9) Gerald Holton, Science and Anti- Science.Harvard University press, cambrige.
Massachusetts, 40391.
10) Richard pring)0002( philosophy of Education Research
11) برگرفته از مقاله جعفر رحمانى، ماهنامه پرسمان، سال 82.
12) ميگر، نظارت و راهنايى تعليماتى، ترجمه دكتر بهرنگى(بينا)، 1376.
13) جوئل، ل، كرمر، احياى فرهنگى در عهد آل بويه، انسان گرايى در عصر رنسانس اسلامى(تهران: مركز نشر دانشگاهى، تهران 1375)، ر.ك: رضا منصورى، ايران، 1427، ص 25، نشر طرح نو 1377.
14) عبدالهادى حائرى، نخستين رويارويى‏هاى انديشه گرايان ايران با دو رويه تمدن بورژوازى غربى(تهران: انتشارات اميركبير 1372) ر.ك. رضا منصورى، ايران 1427.
15) ژاك لوگوف، روشن فكران در قرون وسطى، نشر مركز، تهران، 1376.
16) همان، ص 71.
17) جوئل، ل،كرمر(منبع‏1).
18) گرى گرادنيتزكى جان برچ، مديريت سيستم‏هاى اطلاعاتى، ترجمه: منوچهر غيبى تهران، انتشارات مديريت دولتى 1376.
19) سعيد امينى نيك، مريم ميرشمس، مظفرى، پژوهش در ايران(تهران، مجله گلشن جامعه 1381).

منبع : دبیرخانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد