العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
دوشنبه 25 شهريور 1398
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 16955      تاریخ : 1398/4/6 14:33:38      بخش : اخبار دین پژوهی print
با امام صادق(ع) در سايه قرآن  / سيد عليرضا جعفري مرحوم شيخ كليني در اصول كافي بخشي را به مسائل حجت و دليل‏ شيعيان اختصاص داده و در يكي از اخبار آن بخش چنين نقل كرده...
با امام صادق(ع) در سايه قرآن / سيد عليرضا جعفري

مرحوم شيخ كليني در اصول كافي بخشي را به مسائل حجت و دليل‏ شيعيان اختصاص داده و در يكي از اخبار آن بخش چنين نقل كرده:
منصوربن حازم گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: خداوند بالاتراز آن است كه به وسيله مخلوقاتش شناخته شود بلكه اين‏مخلوقاتند كه به وسيله خدا شناخته مي‏گردند.
امام صادق(ع) فرمود: راست گفتي.
گفتم: كسي كه دانست‏براي او پروردگاري است، پس سزاوار است كه‏بداند براي آن پروردگار رضا و سخطي است كه جز از راه وحي ورسول شناخته نمي‏گردند، پس اگر به كسي وحي نشد سزاوار است كه‏دست‏به دامان رسولان خدا شود، پس اگر آنها را ملاقات كرد، خواهدديد كه آنها حجت هستند و پيروي از ايشان واجب.
آنگاه به امام صادق(ع) مي‏گويد كه از مردم در مورد حجت‏بعد ازرسول خدا(ص) پرسيدم. آنها گفتند: قرآن، ولي من به آنها تذكردادم كه قرآن بدون سرپرست و قيم كفايت نمي‏كند، چرا كه گروههاي‏مختلف از جمله مرجئه، قدريه و حتي زنادقه كه به قرآن ايمان هم‏ندارند براي سخن خويش به قرآن استدلال مي‏كنند و روي همين جهات‏است كه گفتم قرآن نياز به سرپرستي دارد كه هرچه در مورد آن‏بفرمايد حق باشد و در اين ميان كساني چون ابن مسعود و عمر وحذيفه به عنوان سرپرست معرفي شدند اما من سوال كردم كه آياتمام قرآن را مي‏دانستند؟ در جواب گفتند:
خير، تنها علي بود كه آگاه به تمام قرآن بود. من گفتم: پس‏شهادت مي‏دهم كه علي(ع) قيم و سرپرست قرآن است و پيروي از اوواجب و پس از رسول خدا(ص) حجت‏بر مردم است و آنچه در موردقرآن ابراز عقيده كند حق است.
امام صادق(ع) پس از شنيدن سخنان او و استدلال زيبا و محكم وي‏او را با گفتن «رحمك الله‏» ستود و دعايش كرد. (1)
سخنان جناب‏منصور را ضميمه كنيد به فرمايش حضرت اميرالمومنين كه‏مي‏فرمايد:(ع) «اين قرآن جز خطوطي كه ميان دو جلد نگاشته شده،چيزي نيست، به زبان سخن نمي‏گويد، ناچار بايد ترجماني داشته‏باشد» (2)
در همين زمينه يكي از اصحاب امام صادق(ع) مي‏گويد:
شنيدم كه امام صادق(ع) مي‏فرمود: «نحن ولاه امر الله و خزنه‏علم الله و عيبه وحي الله.» (ما ولي امر «امامت و خلافت‏»خدا و گنجينه علم خدا و صندوق وحي خدائيم) (3)
پدر گرامي آن‏حضرت، امام باقر نيز (ع)مي‏فرمايد: نحن تراجمه وحي الله‏» (مامترجمان وحي خدائيم.) (4)
هرچه مي‏خواهي در قرآن بجوي
در قرآن مي‏خوانيم: «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل‏شي‏ء...» (5)
امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «خداوند در قرآن هرچيزي‏را بيان كرده است، به خدا سوگند آنچه كه مورد احتياج مردم‏بوده را كم نگذارده، تا كسي نگويد اگر فلان مطلب درست‏بود درقرآن نازل مي‏شد، آگاه باشيد همه نيازمنديهاي بشر را خدا در آن‏نازل كرده‏است.» (6) آري، قرآن كتاب تربيت و آدم سازي است.
تمام آنچه براي رسيدن به تكامل و قرب الهي لازم است در قرآن‏آمده، باطن قرآن نيز ژرفائي دارد كه براي رسيدن بدان علم‏اهل‏بيت لازم دارد و همچنين جزئيات احكام و مطالب مختلف در قرآن‏است كه همان علم خاندان وحي را مي‏طلبد.
امام صادق(ع) مي‏فرمايد:
«ما من امر يختلف فيه اثنان الا و له اصل في كتاب الله عزوجل‏و لكن لا تبلغه عقول الرجال‏» (هيچ امري نيست كه دو نفر در آن‏اختلاف پيدا كنند مگر آنكه اصل و ضابطه‏اي در قرآن دارد و ليكن‏عقول مردم بدان نمي‏رسد.) (7)
در جاي ديگر امام فرمود: معناي‏اين روايت كه «هيچ آيه‏اي از قرآن نيست مگر آنكه ظهر و بطني‏دارد»
اين است كه: ظهر قرآن تنزيل آن و بطن آن تاويلش‏مي‏باشد كه بخشي از آن سپري گشته و بخش ديگر هنوز نيامده ومانند خورشيد جريان دارد، آنچه از تاويل آمده همان گونه كه‏شامل مردگان مي‏گردد، زندگان را نيز شامل مي‏شود و خداوندمي‏فرمايد:
«تاويل آن را جز راسخان در علم نمي‏دانند» و ما از تاويل‏آن آگاهيم. (8)
آن امام(ع) همچنين مي‏فرمايد: من به كتاب خداوندآگاهم و گوئي در كف دستم قرار دارد، در آن خبر آسمان و زمين وخبرهاي آينده و كنوني موجود است، خداوند مي‏فرمايد: «نزلناعليك الكتاب تبيانا لكل شي‏ء» (9)

اقسام ايمان در قرآن

امام صادق(ع) مي‏فرمايد: «ايمان‏» در قرآن چهارگونه مطرح گشته‏است:

1 اقرار زباني:

خداوند مي‏فرمايد:«يا ايهاالذين آمنوا خذوا حذركم...» (اي‏كساني كه «ايمان‏» آورده‏ايد با كمال دقت مراقب دشمن باشيد(تا غافلگيرنشويد) و در دسته‏هاي متعدد يا به صورت اجتماع،(براي مبارزه) به راه افتيد، در ميان شما افرادي (منافق) وجوددارند كه هم خودشان سست مي‏باشند و هم ديگران را به سستي‏مي‏كشانند، اگر مصيبتي به شما برسد مي‏گويند: خدا به ما نعمت‏داد كه با مجاهدان نبوديم تا شاهد صحنه‏هاي دلخراش گرديم. واگر با خبر شوند كه مومنان واقعي پيروز شده‏اند و طبعا به‏غنائمي نيز دست پيدا كرده‏اند، همچون افراد بيگانه‏اي كه هيچ‏ارتباطي ميان آنها و مومنان نبوده، از روي حسرت مي‏گويند: اي‏كاش ما هم با مجاهدان بوديم و سهم بزرگي نصيب ما مي‏شد. ) (10)
امام مي‏فرمايد: اگر اهل شرق و غرب اين سخن را بر زبان جاري‏مي‏ساختند از دايره ايمان بيرون مي‏رفتند. اما با اين حال چون‏اقرار زباني كرده بودند خداوند آنها را مومن ناميده و به همين‏جهت مومنان دعوت مي‏شوند كه ايمان آورند: «يا ايهاالذين"آمنوا"، "آمنوا" بالله و رسوله‏» (11) كه خداوند به خاطراقرار زباني آنها را مومن ناميده و به ايشان فرموده ايمان‏آوريد يعني تصديق هم بنمائيد.

2 تصديق قلبي:

خداوندمي‏فرمايد: «الذين "آمنوا" و كانوا يتقون لهم البشري في‏الحياه الدنيا و في الاخره‏» (آنها "اولياي خدا" كساني هستندكه ايمان آورده و "قلبا تصديق نمودند" و بطور مداوم تقوا وپرهيزكاري را پيشه خود ساخته‏اند، براي ايشان در زندگي دنيا ودر آخرت بشارت است.) (12)
و همچنين در آنجا كه خداوند از قول‏بني اسرائيل چنين نقل مي‏كند كه: «يا موسي لن نومن لك...» (13) يعني اي موسي ما هرگز به تو ايمان نمي‏آوريم (و تو راقلبا تصديق نمي‏كنيم) مگر آنكه خدا را (با چشم خود) آشكاراببينيم! و همچنين در آيه «يا ايهاالذين آمنوا» كه در قسمت‏اول گذشت.)

3 انجام واجبات:

خداوند مي‏فرمايد: «و ما كان الله ليضيع ايمانكم...» وقتي‏خداوند قبله پيامبرش را به طرف كعبه تغيير جهت داد، اصحاب‏رسول خدا(ص) گفتند: (واي برما) نمازهايي كه به سوي بيت المقدس‏اقامه كرديم باطل گشت! خداوند در پاسخ، آيه فوق را نازل كرد وفرمود: «خداوند ايمان (نمازهاي) شما را تباه نخواهدساخت.» (14)

4 تاييد و حمايت:

خداوند مي‏فرمايد: «لا تجدقوما يومنون بالله و...» هيچ قوم و گروهي را كه ايمان به خداو روز قيامت دارد نمي‏يابي كه با دشمنان خدا و رسولش دوستي‏كنند، هرچند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان آنهاباشند، ايشان كساني هستند كه خدا ايمان (يعني تاييد و حمايت‏خود) را بر لوح و صفحه قلوبشان نوشته و با روحي از جانب خودش‏آنها را تقويت فرموده...» (15)

اقسام كفر در قرآن

امام صادق(ع) مي‏فرمايد: در قرآن «كفر» به پنج معنا وارد شده‏است:

1 انكار (كه خود بر دوقسم است):

 

الف: از روي ناداني:

خداوند مي‏فرمايد: آنها (كفار نادان) گفتند:
چيزي جز همين زندگاني ما در دنيا چيز ديگري نيست، گروهي از مامي‏ميرند و گروهي زنده مي‏شوند (و به دنيا مي‏آيند و جاي آنها رامي‏گيرند) و چيزي جز گذشت زمان ما را هلاك نمي‏كند. «و مايهلكناالا الدهر» در حالي كه آنها (كفار نادان) به اين سخن خود (كه‏معادي وجود ندارد) يقين نداشته و تنها گماني بي اساس دارند.
«و مالهم بذلك من علم ان هم الا يظنون‏» (16) و همچنين آنجا كه‏خداوند مي‏فرمايد: آنهاي كه (از روي ناداني) كافرگشتند براي‏آنها تفاوت نمي‏كند كه آيا مرا از عذاب خدا بترساني يا نترساني‏ايمان نخواهند آورد. (17)

ب از روي آگاهي

خداوند مي فرمايد:
هنگامي كه از طرف خداوند كتابي (قرآن) به آنها (يهود) رسيد كه‏موافق نشانه‏هايي بود كه با خود داشتند، با اينكه پيش از اين‏جريان، خود را به ظهور پيامبر اسلام(ص) دلگرم مي‏كردند و اميدپيروزي بر دشمنان خود را داشتند، اما با ظهور وي (همه چيز رافراموش كردند و با آگاهي) به او (حضرت محمد«ص‏») كافر گشتند. (18)
آري، چنين است كه هوا پرستي سبب مي‏گردد تا ا نساني كه‏سالها در پي حقيقت‏بوده، از درك آن باز بماند و جالب است كه‏در زمان ما نيز عده‏اي كه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي دم‏از ارزشها مي‏زدند اكنون وازده و جامعه غرب را به رخ جامعه‏اسلامي ما مي‏كشند و از اينكه بوي ادكلن آنها ما را مست نكرده وهمچنان بر اصول خويش پا برجا مانده‏ايم تاسف مي‏خورند وغضبناكند و اينجاست كه بايد همان سخن ارزشمند شهيد دين وسياست آيه‏الله دكتر بهشتي را گفت كه خطاب به ارباب آنهافرمود: «به امريكا بگوئيد از ما عصباني باش و از اين عصبانيت‏بمير.» «موتوا بغيظكم‏» (19)

2 بيزاري:

خداوند از قول حضرت ابراهيم(ع) چنين نقل مي‏كند:
شما غير از خدا براي خود بتهايي انتخاب كرده‏ايد كه در زندگي‏دنيا وسيله محبت و دوستي ميان شما گردند، اما بدانيد روزقيامت اين رشته علاقه و محبت گسسته گشته و هريك از شما ازديگري بيزاري مي‏جويد «يكفر بعضكم ببعض‏» و يكديگر را لعن ونفرين مي‏كنند... (20)

3 ترك فرمان خدا:

خداوند مي‏فرمايد: بر ذمه عموم مردم است كه آهنگ خانه او كنند،آنها كه توانائي رفتن به سوي آن را دارند، حج‏بركساني كه‏مستطيع باشند واجب است) و هركس كفر ورزد (و فرمان خدا را ترك‏گويد و حج‏بجاي نياورد، تنها به خويشتن ضرر زده، چرا كه)خداوند از همه جهانيان بي نياز است. (21)

4 كفران نعمت:

خداوند از قول سليمان چنين نقل مي‏كند: «و هركس خداي را شكرگذارد، به سود خويش شكر كرده و هركس كفر ورزد (و كفران‏نعمتهاي خدا نمايد، فقط به خويش خسارت وارد كرده، چرا كه)پروردگار من بي نياز و كريم است. (22)

رنگ خدايي

خداوند مي‏فرمايد: رنگ خدائي بپذيريد، و چه رنگي از رنگ خدايي‏بهتر؟! «صبغه الله و من احسن من الله صبغه‏» (23)
امام‏صادق(ع) فرمودند: مراد از «رنگ خدايي‏» اسلام است. (24)
آري،اگر مباني و تعاليم آسماني اسلام براي نسل جوان تبيين گرددآنان را شيفته خود كرده و روي از مكاتب ساخته دست‏بشر وبرآمده از هوا و هوسهايش رهايي مي‏يابند و اثر جلوه گريهاي‏سراب گونه و سم كشنده فرهنگ فاسد غرب در قالب خط و خال خوشرنگ‏از بين خواهد رفت.

معناي خشم و غضب خدا

خداوند (پس از بيان جنايات فرعون و پيروانش و مغالطه كاريهاي‏آنها در برابر حضرت موسي(ع) و عدم پذيرش ارشادات و مواعظ آن‏حضرت) مي‏فرمايد: پس آن هنگام كه ما را به خشم آورند، از ايشان‏انتقام گرفتيم و همه را غرق نموديم. «فلما آسفونا انتقمنامنهم فاغرقنا هم اجمعين) (25)
امام صادق(ع) مي‏فرمايد: خداوندمانند ما (انسانها) به خشم در نمي‏آيد بلكه براي خود، اوليا ودوستاني دارد كه آنها خشمگين و يا راضي مي‏گردند، و خداوندرضاي آنها را رضاي خود و خشم آنان را خشم خويش قرار داده، چراكه آنان را راهنماي به سوي خود محسوب داشته و فرموده است:
هركس به دوست من اهانت كند، با من به جنگ برخاسته و مرا به‏جنگ دعوت كرده است و همچنين خداوند فرموده است: كسي كه ازپيامبر(ص) پيروي كند خدا را پيروي كرده است. «من يطع الرسول‏فقد اطاع الله‏» (26) همچنين فرموده است: كساني كه با تو بيعت‏مي‏كنند، در حقيقت‏با خدا بيعت نموده‏اند «ان الذين يبايعونك‏انما يبايعون الله‏» (27)

چرا دعاهاي ما مستجاب نمي‏شود؟

خداوند مي‏فرمايد: اي رسول ما هنگامي كه بندگانم از تو در باره‏من سوال كنند بگو كه من نزديكم. دعاي دعا كننده را آن هنگام‏كه مرا مي‏خواند اجابت مي‏كنم. پس آنها بايد دعوت مرا بپذيرند وبه من ايمان بياورند تا به سعادت راه يابند. (28) مردي نزدامام صادق(ع) آمد و همين آيه را مطرح نمود و گفت: من خدا رامي‏خوانم ولي دعايم به اجابت نمي‏رسد. چرا؟
امام فرمود: زيرا شما به عهد و پيمان خدا وفا دار نيستيد،خداوند مي‏فرمايد: به عهد من وفا كنيد تا به عهد شما وفا كنم.
«اوفوا بعهدي اوف بعهدكم.» (29) آنگاه چنين ادامه دادند: به‏خدا سوگند اگر شما به پيمان تان با خدا وفا دار باشيد (وفرامين او را اطاعت و نواهي او را ترك گوئيد) خدا به پيمان‏خود با شما وفا مي‏كند (و دعاهايتان را مستجاب و بهشت رانصيبتان مي‏گرداند.) (30)

كمترين اهانت‏به پدر و مادر، ممنوع!

خداوند مي‏فرمايد: پروردگارت فرمان داده جز او راپرستش مكنيد و به پدر و مادر احسان و نيكي نمائيد، هرگاه يكي‏از آنها، يا هردو ايشان، نزد تو به سن پيري برسند، به آنها«اف‏» مگو. (كلمه اهانت‏آميز به زبان نياور) «فلا تقل‏لهمااف‏» و بر سر آنها فرياد مزن و گفتار كريمانه (لطيف وسنجيده) نثارشان گردان. امام صادق(ع) مي‏فرمايد: اگر چيزي كمتراز «اف‏» وجود داشت، خدا از آن نهي مي‏كرد و اين (كلمه اف) حداقل مخالفت و بي احترامي نسبت‏به پدر و مادر مي‏باشد... (31)

بهره هركس از قرآن، به اندازه خويش

امام صادق(ع) مي‏فرمايد:
معارف قرآن 4 دسته‏اند: عبارت، اشارت، لطائف و حقائق.
آري، قرآن ظاهري دارد و باطني.
دسترسي به ظاهر قرآن براي كساني كه با لغت عرب آشنايي دارندميسور است. اما از اين مرحله كه بگذريم يعني اشارات و لطائف وحقائق قرآن در شعاع فكري هركسي نمي‏باشد و تنها عده‏اي مخصوص ازآنها بهره مي‏برند.

هشدار به مدعيان دانش قرآن

امام صادق(ع) مي‏فرمايد:
بدانيد! خداي رحمتتان كناد! هرگاه كسي از كتاب خدا، ناسخ ومنسوخ، خاص و عام، محكم و متشابه، اسباب نزول،... آشكار وعميق، ظاهر و باطن، ابتدا و انتها،... قطع و وصل،... و سياق‏كلام و... نداند آگاه به قرآن و اهل آن نيست و اگر كسي چنين‏ادعايي (بدون دليل) كرد، دروغگو و اهل افترا و تهمت‏بر خدا ورسولش مي‏باشد و جايگاه وي جهنم خواهد بود و بد سرانجامي‏است. (32)

پي‏نوشت‏ها:

1 اصول كافي، ج 1، ص 168، حديث
2 دارالكتب الاسلاميه تهران.
2 نهج البلاغه خطبه 125.
3 اصول كافي، ج 1، ص 192، حديث 1.
4 همان، حديث‏3.
5 نحل، آيه‏89.
6 تفسير نور الثقلين، ج‏3، ص 740.
7 همان، ج‏3، ص 75.
8 بصائرالدرجات، ص‏216.
9 اصول كافي، ج 1، ص‏229.
10 نساء، 71 تا73.
11 همان، آيه‏136.
12 يونس، آيات‏63 و 64.
13 بقره، آيه 55.
14 همان، آيه‏143.
15 مجادله، آيه 22. تفسير قمي، ج 1، ص 30، چاپ نجف.
16 جاثيه، آيه 24.
17 بقره، آيه‏6.
18 همان، آيه‏89.
19 آل عمران، آيه‏119.
20 عنكبوت، آيه 25.
21 آل عمران، آيه‏97.
22 نمل، آيه 40 و تفسير قمي، ج 1، ص 32، چاپ نجف.
23 بقره، آيه 138.
24 تفسير قمي، ج 1، ص 62.
25 زخرف، آيه 55.
26 نساء، آيه 80.
27 فتح، آيه 10 و توحيد صدوق، ص 168.
28 بقره، آيه‏186.
29 همان، آيه 40.
30 تفسير قمي، ج 1، ص‏46.
31 جامع السعادات، ج 2، ص 258.
32 همان، ج‏93، ص 2 و3.


منبع : ماهنامه كوثر/شماره 24
کلید واژه ها : قرآن کریم امام صادق تفسیر قرآن
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت