العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
سه شنبه 21 آبان 1398
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 17043      تاریخ : 1398/6/21 11:11:31      بخش : اخبار علمی فرهنگی print
شناسنامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام تاریخ شهادت: 10 محرم سال 61 هجری
شناسنامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

تاریخ شهادت: 10 محرم سال 61 هجری

شناسنامه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

فرزند امیرالمؤمنین، برادر سیدالشهداء، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین (ع) در روز عاشورا. عباس در لغت، به معنای شیر بیشه، شیری که شیران از او بگریزند است. مادرش «فاطمه کلابیه» بود که بعدها با کنیه «ام البنین» شهرت یافت. علی (ع) پس از شهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد. عباس، ثمره این ازدواج بود. ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود و این چهار فرزند رشید، همه در کربلا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسیدند. وقتی امیرالمؤمنین شهید شد، عباس چهارده ساله بود و در کربلا 34 سال داشت. کنیه اش «ابوالفضل» و «ابوفاضل» بود و از معروفترین لقبهایش، قمربنی هاشم، سقا، صاحب لواء الحسین، علمدار، ابوالقِربه، عبدصالح، باب الحوایج و ... است. آن حضرت، قامتی رشید، چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را «قمربنی هاشم» می گفتند. در حادثه کربلا، سمت پرچمداری سپاه حسین (ع) و سقایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت و در رکاب برادر، غیر از تهیه آب، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین (ع) نیر بر عهده او بود و تا زنده بود، دودمان امامت، آسایش و امنیت داشتند.

مادر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

مادر حضرت اباالفضل (ع) و همسر امیرالمؤمنین پس از شهادت حضرت فاطمه بود که به معرفی عقیل، برادر حضرت امیر، به همسری علی (ع) درآمد. نامش «فاطمه بنت حزام»، از قبیله «بنی کلاب» و خواهر «لبید» شاعر بود. زنی بود با شرافت، از خانواده ای ریشه دار و دلاور و نسبت به فرزندان حضرت زهرا نیز بسیار مهربان بود. ثمره ازدواج علی (ع) با او چهار پسر بود، به نامهای: عباس، جعفر، عبدالله و عثمان، که هر چهار فرزندش روز عاشورا در رکاب سیدالشهداء به شهادت رسیدند. ام البنین، پس از شهادت فرزندانش، همه روزه به بقیع می رفت و بچه های عباس را نیز به همراه می برد و به یاد فرزندان شهیدش مرثیه و نوحه می خواند. زنان مدینه نیز به ندبه و نوحه سوزناک او جمع می شدند و می گریستند. اشعاری هم درباره عباس سروده بود. وقتی زنان به ام البنین تسلیت می گفتند، می گفت دیگر مرا «ام البنین» خطاب نکنید، چرا که امروز دیگر آن فرزندانم نیستند و شهید شده اند :

لاتَدْعُوَنی وَیک اُم البَنینِ/ تُذَکرِینی بِلُیوثِ العَرینِ

کانَتْ بَنونَ لی اُدعی بِهِم/ وَالیومَ اَصبَحْتُ وَلا مِنْ بَنین ...

به این بانوی بزرگوار و مادر چهار شهید، قبل از ولادت فرزندانش فاطمه می گفتند؛ اما پس از آنکه دارای آن فرزندان شد، «ام البنین» خطابش کردند، یعنی مادر پسران. عباس 34 سال داشت، عبدالله 25 سال، عثمان 21 سال و جعفر 19 سال.

ام البنین(س)،مادر مهتاب

ام البنین علیهاالسلام ؛ بانوی مردآفرین

مصیبت ام البنین(س) مادر حضرت عباس(س)

همسر، فرزندان و نوادگان حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، با لُبابَة دختر عبیداللّه بن عباس پسر عموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، ازدواج نمود. لبابه، از بانوان بزرگ زمان خویش بود. او در فضایی آکنده از نور قرآن و مالامال از عطر روح نواز محبت به خاندان وحی، دیده به جهان گشوده و در سایه سار قرآن و عترت تربیت یافته بود. مادر لبابه، ام حکیم جویری دختر خالد بن قرظ کنانی است. تاریخِ ازدواج وی چندان مشخص نیست اما از سن فرزندان حضرت عباس علیه السلام می توان حدس زد که ازدواج او بین سال های 40 تا 45 هجری صورت گرفته و اینکه سن او هنگام ازدواج بیست سال بوده است. ثمره این پیوند فرزندانی به نام های عبیداللّه، فضل، حسن، قاسم و یک دختر بود اما بین تاریخ نگاران در تعداد آنها اختلاف نظر وجود دارد.

سلسله جنبان رادمردی/پژوهشی در اعقاب و بازماندگان حضرت عباس بن علی (علیه السلام)

فرزندان حضرت ابوالفضل (علیه السلام) در کربلا

حيات و مزارحمزۀ علیه السلام

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام قبل از واقعه کربلا

امام علی علیه السلام عباس علیه السلام را بخصوص در سنین کودکی و دوران رشد، نصیحت و امر به معروف می نمود و بر این امر، اصرار داشت. در هر فرصتی ذهن پاک فرزندش را با حکمت ها و مطالب سازنده و عمیق بارور می کرد. و همچون لقمان حکیم، جان کودک خود را با مواعظ و حکمت های ژرف می نواخت، و این توصیه های اخلاقی، یا نوازش های عاطفی با لحنی صمیمانه توأم بود. بر همین اساس این جوان هاشمی، انسانی برازنده، پرهیزگار، دانشور، مبارز، شجاع و اهل سخاوت بارآمد و آیینه تمام نمای جمال و کمال پدر پاک خود گردید. در محیط پرورشی عباس علیه السلام چشمه توحید جاری بود و او با دلی لبریز ازعشق الهی و مهر ملکوتی تربیت می گردید. دوران کودکی او مملوّ از عنایت و لطف ابراز محبت پدر و برادرانی بود که لحظه ای از پرورش وی به عنوان انسانی والا و صاحب کرامت های اخلاقی، غافل نبودند. روزی حضرت علی علیه السلام در منزل خویش نشسته و حضرت عباس و حضرت زینب علیهماالسلام در طرف راست و چپ امام بودند. پدر، پسر را مورد خطاب قرار داد و به وی فرمود: بگو یک! گفت: یک. امام فرمود: بگو دو! عرض کرد: حیا می کنم با زبانی که یک گفته ام، دو بگویم. این نکته اشاره به یک لطیفه توحیدی است؛ یعنی انسان یکتا پرست هرگز به شرک و دوگانه پرستی روی نمی آورد. حضرت علی علیه السلام به منظور تشویق و تحسین این کودک و به پاس پاسخ جالب و بجای او، چشمان فرزند خویش را بوسید.

کودکی و نوجوانی ابوالفضل (علیه السلام)

نگاهی به شخصیت و عملکرد حضرت عباس علیه السلام پیش از واقعه کربلا

نقش آفرینی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در حماسه عاشورا

آوازه دلاورمردی ‏های حضرت عباس علیه‏السلام چنان در گوش عرب آن روزگار طنین افکنده بود که دشمن را بر آن داشت تا با اقدامی جسورانه، وی را از صف لشکریان امام جدا سازد. در این جریان، «شَمِر بن شُرَحْبیل (ذی الجوشن)» فردی به نام «عبداللّه بن ابی محل» را که حضرت امّ ‏البنین علیهاالسلام عمه او می‏شد، به نزد عبیداللّه بن زیاد فرستاد تا برای حضرت عباس علیه‏السلام و برادران او امانی دریافت دارد. سپس آن را به غلام خود «کَرْمان» یا «عرفان» داد تا به نزد لشکر عمر سعد ببرید. شمر امان نامه را گرفت و به عمر سعد نشان داد. عمر سعد که می‏ دانست این تلاش‏ها بی ‏نتیجه است، شمر را توبیخ کرد؛ زیرا امان دادن به برخی نشان از جنگ با بقیه است. شمر که می‏ انگاشت او از جنگ طفره می‏رود، گفت: «اکنون بگو چه می‏کنی؟ آیا فرمان امیر را انجام می‏دهی و با دشمن می‏جنگی و یا به کناری می‏روی و لشکر را به من وامی‏گذاری؟» عمر سعد تسلیم شد و گفت: «نه! چنین نخواهم کرد و سرداری سپاه را به تو نخواهم داد. تو امیر پیاده ‏ها باش!» شمر امان نامه را ستاند و به سوی اردوگاه امام به راه افتاد. وقتی رسید، فریاد برآورد: «أَیْنَ بَنُوا أُخْتِنَا»؛خواهرزادگان ما کجایند؟ حضرت عباس علیه‏السلام و برادرانش سکوت کردند. امام به آن‏ها فرمود: «پاسخش را بدهید، اگر چه فاسق است». حضرت عباس علیه‏ السلام به همراه برادرانش به سوی او رفتند و به او گفتند: «خدا تو و امان تو را لعنت کند! آیا به ما امان می‏دهی، در حالی که پسر رسول‏ خدا صلی الله علیه و آله امان ندارد؟!» شمر با دیدن قاطعیت حضرت عباس علیه‏ السلام و برادرانش خشمگین و سرافکنده به سوی لشکر خود بازگشت.

نقش آفرینی حضرت عباس(علیه السلام) در حماسه عاشورا

پرچم دار امام حسین علیه السلام

چگونگی شهادت

در روز عاشورا چون تشنگی بر حسین و یارانِ او سخت گشت، کودکان به امام علیه‏ السلام شِکوِه آوردند و از فَرط عطش می نالیدند. امام، عباس علیه‏ السلام را صدا کرد و فرمود تا با چندنفر  به فرات برود و برای تشنگان آب بیاورد. عباس با ده سوار همراه شد و مَشک‏ها را برداشت و چون به مدخل آبِ فرات رسید، یارانِ ابن ‏زیاد بر کنار فرات نشسته بودند و شریعه را بر حرمِ رسولِ خدا بسته بودند. چون عباس را دیدند، بر او حمله کردند. عباس پس از آن رجزی خواند و بر آنها حمله کرد. ... آنگاه که از شریعه فرات بیرون آمد و مشک بر دوش داشت دشمنان از هر طرف او را تیرباران کردند و در همین حال کسی بر او حمله کرد و دست راست او را برید و حضرت مشک را با دست چپ گرفتند در حالی که تمام فکر حضرت به حرم ابا عبدالله بود تا بر تشنگان آب برساند در این حال شخص دیگری حمله کرد و دست چپ حضرت را برید و حضرت بر زمین افتاد و مشک را بر دهان گرفت. در این حال عمر سعد ندا داد که مشک را تیرباران کنند در این زمان بود که عمودی آهنین بر فرق سر حضرت فرود آوردند... وقتی که امام حسین (علیه السلام) بر بالین خون آلود حضرت عباس ( علیه السلام) حاضر شد، فرمود: اکنون کمر من شکست؛ الان انکسر ظهری و قلت‏حیلتی.

علمدار سپاه

به میدان رفتن حضرت عباس(علیه السلام)

بر سریر سخن/بلاغت در تبار حضرت عباس (علیه السلام)

وقتی که قد سرو خم شد

عظمت حضرت عباس و عزای مادر

مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

حضرت سجاد علیه السلام هنگامی که برای تدفین شهدا به کربلا آمده بود، با این که به بنی ‏اسد اجازه داد در دفن شهیدان او را یاری کنند، ولی برای دفن امام حسین و حضرت عباس ‏علیهما السلام به آنها اجازه مشارکت نداد، وقتی پرسیدند تو تنها چگونه می‏توانی؟ فرمود: «ان معی من یعیننی‏» با من کسی هست که کمکم کند.(فرشتگان عالم غیب به یاریم می‏آیند.) مرقد مطهر حضرت ابوالفضل العباس در نزدیکی قبر برادرش امام حسین علیه السلام در کربلاست.

 

فضائل و مناقب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

آنچه بیشتر از چهره حضرت عباس در ذهنها به تصویر کشیده شده و زبانها گویای آن است شجاعت اوست و حال آنکه قبل از همه چیز آن حضرت یک بنده سراپا تسلیم الهی است، و تمام عظمتها و ارزشهای او زیر سایه همین بندگی و اطاعت محض الهی قرار دارد که به نمونه هایی اشاره می کنیم:

1.بنده صالح خدا: امام صادق علیه السلام این لقب گران سنگ را به او داد؛ چنان که در زیارتنامه آن حضرت می خوانیم: «السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله ... : سلام بر تو ای بنده صالح و فرمان بر خدا .»

2.آثار سجده بر پیشانی: قرآن یکی از نشانه های بندگان مخلص خدا را آثار سجده در پیشانی آنها می داند: «سیماهم فی وجوههم من اثر السجود»: «نشانه های آنها در صورتهایشان بر اثر سجده های زیاد [در پیشگاه الهی نمایان] است.»

و حضرت عباس این گونه بود؛ در تاریخ می خوانیم: «وبین عینیه اثر السجود»:« [در پیشانی] و بین چشمان او اثر سجده [نمایان] بود.» نقل شده که روی قاتل عباس که از طایفه «بنی دارم» بود، سیاه شده بود . علت را از او پرسیدند . گفت: «من مردی را که در وسط پیشانی او اثر سجده بود کشتم که نامش عباس بود.» و جعفر نقدی درباره او چنین می گوید: «و هو من عظماء اهل البیت علما و ورعا ونسکا و عبادة»: «او از بزرگان اهل بیت است از نظر دانش و پارسایی و نیایش و عبادت.» این ویژگی عباس برای تمامی شیعیان درس بزرگی است تا بندگی خدا را در راس همه کارهای خود قرار دهند و راز و نیاز و عبادتهای شبانه و سجده های طولانی برای خدا را در زندگی خویش هرگز فراموش نکنند.

امام زمان عجل الله فرجه و حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

حجت الاسلام و المسلمین آقاى حاج سیّدمحمد تقى حشمت الواعظین طباطبائى قمى داستانى را از آیت الله العظمى مرعشى نجفى قدس سره این چنین نقل فرمود: یکى از علماى نجف اشرف، که مدّتى در قم آمده بود، براى من چنین نقل کرد که : من مشکلى داشتم به مسجد جمکران رفتم درد دل خود را به محضر حضرت بقیة الله حجةّبن الحسن العسکرى امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف عرضه داشتم و از وى خواستم که نزد خدا شفاعت کند تا مشکلم حل شود. براى همین منظور به کرّات به مسجد جمکران رفتم ولى نتیجه اى ندیدم. روزى هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولاجان، آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگرى متوسل شوم؟ شما امام من مى باشید، آیا زشت نیست با وجود امام حتّى به علمدار کربلا قمربنى هاشم (ع ) متوسل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟! از شدت تاثر بین خواب و بیدارى قرار گرفته بودم. ناگهان با چهره نورانى قطب عالم امکان حضرت حجّت بن الحسن العسکرى عجل الله تعالى فرجه الشریف مواجه شدم . بدون تامل به حضرتش سلام کردم . حضرت با محبت و بزرگوارى جوابم را دادند و فرمودند: نه تنها زشت نیست و نه تنها ناراحت نمى شوم به علمدار کربلا متوّسل شوى، بلکه شما را راهنمائى هم مى کنم که به حضرتش چه بگویى . چون خواستى از حضرت ابوالفضل (ع) حاجت بخواهى، این چنین بگو: «یا ابا الغوث ادرکنى» اى آقا پناهم بده. (لاله هاى رنگارنگ ، 419)

کراماتی از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

آیت الله حاج سید عباس کاشانی حائری نقل می کرد: «روزی در خانه آیت الله العظمی حکیم بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل، علیه السلام، تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل، علیه السلام، را آب گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز آسیب کلی وارد شود، شما کاری بکنید. آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هرآنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس، علیه السلام، رفتیم. آن مرجع بزرگ برای بازدید به طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پی او آمدیم، اما همین که چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صدای بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه کردند. همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟ من گردن کشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت. قبر شریف حضرت ابوالفضل، علیه السلام، در میان آب مثل جایی که از هر سو به وسیله دیوار بتنی بسیار محکم حفاظت شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمی گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین، علیه السلام، که متوکل عباسی بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد.

حکایت های کوتاه

ماه در نقاب: کرامت حضرت عباس (ع)

ما را به میزبانی صیاد، الفتی است...

شعر هجران

عباس نامدار چو از پشتِ زین فتاد

گفتی قیامت است که مه بر زمین فتاد

 

آه از دمی که بهر سکینه به دوش مشک

لابد به راه از پیِ ماء مَعین فتاد

 

اندر فرات راند و پر از آب کرد کف

بر یاد حلق تشنه‏ی سلطانِ دین فتاد

 

از کف بریخت آب و پر از آب کرد مشک

زان پس میان دایره‏ی اهل کین فتاد

 

افتاد بر یسار و یمین لرزه عرش را 

چون هر دو دست او ز یَسار و یمین فتاد

 

فریاد از آن عمود که دشمن زدَش  به سَر

وانگاه مَغْفَرش ز سرِ نازنین فتاد

ساقی عطشان

از شوق دریا

علمدار حسین

کرب بلا حلقه ذکر خداست

در منقبت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

دو دست من ثمرم بود، پیش پای تو افتاد

رشحاتی از قلم

ادب در مقابلش زانو می زند و دستان پر صلابتش را می بوسد؛ او فرزند علی علیه السلام است؛ نور چشم ام البنین، و پشتیبان حسین علیه السلام و ستون خیمه زینب./ ناگفته می خواند که کودکان آب می طلبند و چشم امید برادر به اوست./ بیرق سبز عاشورا را به دست می گیرد و مشک های خالی آب را بر دوش./چشمه های مشک ها در حیرت مردانه اش فرات را جرعه جرعه می نوشند./ دستانش از آغاز حرکت این کاروانِ سرخ، پیش کش حسین علیه السلام بوده است. اگر آنها را قطع کنید، امید کودکانِ برادر را به دندان می گیرد و به راه خیمه ها ادامه می دهد./ چشمانش؟ چشمانش نیز فدای حسین علیه السلام ؛ اما مشک، مشک را نَه... امید کودکان را نَه، براتِ خجلت ساقی را نَه، مشک را نَه... مشک را تیر باران نکنید!/ آسمان سرخ شده است و خورشید به دَرد می گرید. قامت سرو را شکستند. برادر! برادر را دریاب.

تاسوعای حسینی

شهادت حضرت عباس علیه السلام

عمو آب!

بوی یاس می آید

دو پرده از عاشورا

کتاب شناسی حضرت ابوالفضل علیه السلام

1. ۱۲۸درجه تا قبله، امیرحسن احمدی، تهران: سلیس، ‫۱۳۹۱.

2. 480 داستان از فضائل، مصایب و کرامات حضرت ابوالفضل العباس(ع)، عباس عزیزی، تهران، صلات، 1381 و تهران، بوستان قرآن، 1388.

3. ۷۲ داس‍ت‍ان از ش‍ف‍اع‍ت ام‍ام ح‍س‍ی‍ن (ع) ب‍ه ان‍ض‍م‍ام داس‍ت‍ان ه‍ای‍ی از ش‍ف‍اع‍ت ح‍ض‍رت اب‍وال‍ف‍ض‍ل ال‍ع‍ب‍اس (ع)، رض‍ا ح‍س‍ی‍ن‍ی الارزی، م‍ش‍ه‍درض‍ا ح‍س‍ی‍ن‍ی الارزی، ت‍ه‍ران: ول‍ی ع‍ص‍ر(ع‍ج)، ۱۳۷۹.

4. ۷۲ درس زن‍دگ‍ی از سی‍ره ی ع‍م‍ل‍ی ح‍ض‍رت اب‍اال‍ف‍ض‍ل ال‍ع‍ب‍اس (ع)، ام‍ی‍رح‍س‍ی‍ن ع‍ل‍ی‍ق‍ل‍ی، ت‍ه‍ران: ع‍اب‍د‫، ۱۳۸۸.  

5. اب‍اال‍ف‍ض‍ل ب‍اب ال‍ح‍وائ‍ج (ع)، ن‍گ‍ارش ع‍ل‍ی ع‍ل‍وی ن‍ژاد خ‍م‍سه ل‍وئ‍ی، ف‍ری‍دون‍ش‍ه‍ر: ح‍ب‍ی‍ب‍ی‍ان، ۱۳۸۳.

6. اب‍اال‍ف‍ض‍ل(ع) س‍راج ال‍ش‍ه‍دا، م‍ح‍م‍ودرض‍ا ت‍راب‍ی پ‍ور؛ ب‍ه س‍ف‍ارش س‍ت‍اد ی‍ادواره س‍رداران و ش‍ه‍دای ش‍ه‍رس‍ت‍ان م‍اه‍ش‍ه‍ر، ت‍ه‍ران: گ‍ف‍ت‍م‍ان خلاق، ۱۳۸۱.

7. اباالفضل العباس(ع)، قاسم رجبیان، قم: عصر رهایی، ‫۱۳۹۳.

8. ابوالفضل باوفا علمدار کربلا، سروده رضا علی نیا؛ تصویرگر علی محمدی، آمل: رضا علی نیا، ‫ ۱۳۸۸.

9. اب‍وال‍ف‍ض‍ل (ع): س‍ق‍ای ت‍ش‍ن‍ه، م‍ح‍م‍ود داوری، اص‍ف‍ه‍ان: ن‍ور اس‍لام، ۱۳۸۴.

10. ‫ابوالفضل العباس(ع) ساقی عطاشی کربلاء و حامل لواءالحسین، علی العسیلی العاملی، ‫بیروت ‫: الارشاد‫، ۱۴۳۰ق.


منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه
کلید واژه ها : حضرت عباس قمر بنی هاشم شناسنامه حضرت عباس ع
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت