العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
سه شنبه 30 مهر 1398
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 17059      تاریخ : 1398/7/3 13:43:46      بخش : اخبار دین پژوهی print
مدخل

رابطه اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله با قرآن مجيد، رابطه‏اي عميق و همه جانبه است . ارتباط ميان آن دو به حدي قوي است كه تفكيك آن دو، به منزله تباه ساختن آنان است . نه قرآن بدون اهل‏بيت، هدايت‏بخش است و نه وجود اهل بيت‏بدون قرآن امكان‏پذير است .
رابطه قرآن و اهل بيت عليهم السلام از جهات مختلف شايان بررسي است و با رويكردهاي متعدد قابل پيگيري خواهد بود . شايد مهم‏ترين رويكرد تفسير قرآن، تفسير از منظر اهل بيت عليهم السلام باشد كه خود داراي مباحثي خاص است . يكي از آن مباحث، درك روش تفسيري امامان عليهم السلام است كه مي‏تواند در راستاي تفسير قرآن و كشف ابزار آن مفيد افتد . به همين جهت، در اين مقاله به طور مختصر روشهاي تفسيري امام سجاد عليه السلام را مورد بررسي قرار مي‏دهيم .

1 . روش تفسيري قرآن به قرآن

اين روش تفسيري بسيار متقن و قابل اعتماد و بيان براي همگان است كه در بسياري از آيات كاربرد دارد . زيرا بسياري از عبارات و مفاهيم قرآني در خود قرآن به علل خاص تكرار شده است . در اينجا به يك نمونه از اين روش اشاره مي‏شود:
از امام سجاد عليه السلام سؤال شد كه مفهوم معصوم كدام است؟ امام در پاسخ فرمود: او شخصي است كه به واسطه ريسمان خداوند محفوظ است و ريسمان خدا همان قرآن است، ميان امام و قرآن تا روز قيامت جدايي حاصل نمي‏شود . امام، مردم را به قرآن دعوت مي‏كند و قرآن انسانها را به سوي امام راهنمايي مي‏نمايد و اين مساله، برگرفته شده از قول خداوند است كه مي‏فرمايد: «ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم‏» ; «همانا اين قرآن به راهي كه استوارتر است، هدايت مي‏كند» .
امام سجاد عليه السلام در اين بيان، آيه 103 سوره آل عمران را به آيه 9 سوره اسراء تفسير كرده‏اند . (1)

2 . تفسير بطني

طبق روايات منقول از شيعه و سني، آيات قرآني علاوه بر معاني ظاهري، داراي معاني باطني است ولي فقط كساني مي‏توانند به آن معاني راه گشايند كه از علوم الهي مخصوص، بهره‏مند شوند . و ائمه معصوم كه با اسرار آيات الهي مانوسند، چنين توانايي را دارند . لذا مشاهده مي‏كنيم كه آنان بدون آنكه از كسي نقل كنند، تفاسيري از آيات ارائه مي‏دهند كه از توان تمامي عاقلان زمين و مفسران عالم خارج است . و جز از راه عصمت و الهام و پيوند با عوالم ديگر، امكان‏پذير نيست . در اينجا به يك نمونه از اين تفسير اشاره مي‏شود:
خداوند در سوره مباركه هود مي‏فرمايد: «ولايزالون مختلفين الا من رحم ربك و لذلك خلقهم‏» (2); «مردم پيوسته در اختلافند مگر كساني كه پروردگار تو به آنان رحم كرده و براي همين، آنان را آفريده .»
امام سجاد عليه السلام مي‏فرمايد: كساني كه خداوند مورد رحمت‏خود قرار داده است همان دوستان مؤمن ما هستند كه خداوند از گلي پاكيزه آنان را آفريده است . (3)

3 . جري و انطباق

بسياري از آيات قرآني داراي اسباب نزول مي‏باشند . اما نبايد آيات قرآني منحصر به همان موارد نزول شوند و مفاهيم قرآن را نبايد در تنگناي حوادث صدر اسلام، محصور كنيم . بلكه چنان‏كه امام باقر عليه السلام مي فرمايد: «آيات قرآن همانند خورشيد و ماه دائما در حال جريان و تابش جديدند .» (4) به همين علت امام سجاد عليه السلام در موارد بسياري، براي آيات قرآن مواردي جديد را ذكر كرده‏اند و آيه را بر آن موارد منطبق و جاري نموده‏اند كه از اين روش به «روش جري و انطباق‏» تعبير مي‏شود . براي نمونه، يك مورد را ذكر مي‏كنيم:
خداوند متعال در سوره بقره مي‏فرمايد:
«واذ قال ابراهيم رب اجعل هذا بلدا امنا و ارزق اهله من الثمرات من امن منهم بالله واليوم الاخر، قال و من كفر فامتعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير» ; (5) «و چون ابراهيم گفت: پروردگارا، اين [سرزمين] را شهري امن گردان و مردمش را - هر كس از آنان كه به خدا و روز بازپسين ايمان بياورد - از فرآورده‏ها روزي بخش . [خداوند] فرمود: ولي هر كس كفر بورزد، اندكي برخوردارش مي‏كنم سپس او را با خواري به سوي عذاب آتش مي‏كشانم و چه بد سرانجامي است .»
گفته فوق مربوط به زمان حضرت ابراهيم عليه السلام است ولي امام سجاد عليه السلام مي‏فرمايد: مقصود از اهل مكه، ما و اولياي پيامبر و شيعيان وصي اوست و منظور از كافران، منكران وصي پيامبر صلي الله عليه و آله است و نيز كساني كه در ميان امت او، او را پيروي نمي‏كنند . (6)

4 . تفسير به ظاهر آيه

يكي از روشهاي شايع و روشمند، بهره‏گيري از قواعد عرفي در تفسير آيات قرآن است; همان قواعدي كه براي فهم عبارات هر قومي مي‏تواند مورد استفاده قرار گيرد . امام سجاد عليه السلام در اين روش به مثابه امامي كه در صدد گفت و گو و ارائه برهان براي ديگران است ظاهر مي‏شود و به همين جهت از قواعدي استفاده مي‏كند كه براي ديگران حجت و دليل، محسوب مي‏گردد . و بايد همه به آن قواعد گردن نهند و چنين تفسيري را برگزينند . كه در ذيل به يك نمونه آن اشاره مي‏شود:
امام صادق عليه السلام از امام باقر عليه السلام نقل مي‏كند كه امام سجاد عليه السلام فرمود: تو نمي‏تواني با هر كس كه مي‏خواهي، مجالست نمايي، زيرا خداوند از آن نهي كرده و فرموده است:
«و اذا رايت الذين يخوضون في آياتنا فاعرض عنهم حتي يخوضوا في حديث غيره‏» (7); «و چون بيني كساني كه [به قصد توطئه] در آيات ما فرو مي‏روند، از ايشان روي برتاب تا در سخني غير آن در آيند .»
طبق عرف محاوره، كه هر امري دلالت‏بر لزوم و وجوب مي‏كند، امام سجاد عليه السلام از كلمه فاعراض; «اعراض كن‏» كه فعل امر است، وجوب اجتناب را بيان كرده‏است . (8)

5 . تفسير عقلي

عقل انساني حجت‏باطن خداوند در همه زمينه‏هاست و امكان تخطئه آن، امري محال است; زيرا تخطئه آن نيز خود نيازمند برهاني عقلي است .
يكي از مواردي كه بايد بسيار از عقل سود برد، فهم كتاب و سنت است . خود قرآن كريم در آياتي بسيار، مي‏فرمايد: عاقلان و اهل تدبير و تفكر مي‏توانند به ژرفاي علوم قرآني راه جويند . لذا تفسير آيات قرآني با تكيه بر عقل و قواعد عقلي، مورد اهتمام امامان معصوم عليهم السلام بوده، كه در ذيل به يك نمونه از آنها اشاره مي‏شود:
امام سجاد عليه السلام در پاسخ يكي از ياران خود كه سؤال كرده بود: آيا خداوند داراي مكان است؟ فرمود: خداوند از نياز به مكان منزه است . وي (ثابت‏بن دينار) سؤال مي‏كند: پس چگونه است كه خداوند درباره معراج پيامبر صلي الله عليه و آله مي‏فرمايد: «ثم دني فتدلي فكان قاب قوسين او ادني‏» (9); «سپس نزديك آمد و نزديك‏تر شد تا فاصله‏اش به قدر دو طرف كمان يا نزديك‏تر شد .» ؟ امام سجاد عليه السلام مي‏فرمايد: منظور آن است كه پيامبر صلي الله عليه و آله به حجابهاي نوراني نزديك شد و ملكوت آسمانها را نگريست‏سپس نزديك‏تر شد و از ناحيه زير به ملكوت زمين نگاه كرد تا جايي كه خيال كرد آن قدر نزديك شده است كه به اندازه دو طرف كمان يا نزديك‏تر گرديده است . (10)
عقل هر انساني مي‏فهمد كه خداوند مكان ندارد; زيرا كه نيازمند نيست . پس مراد از نزديك شدن به خدا، يعني قرب معنوي و سير در ملكوت است و جز اين تفسير، تفسير ديگري كه به عقل نزديك‏تر باشد، يافت نمي‏شود .

6 . تفسير به بيان مصداق روشن‏تر

خداوند در برخي آيات قرآن، علتي را براي حكمي بيان مي‏كند و آن را بر مصداقي استوار مي‏سازد، مانند آيه ذيل كه مي‏فرمايد: «و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم في السبت فقلنا لهم كونوا قردة خاسئين‏» (11); «و كساني از شما [بني اسرائيل] را كه در روز شنبه از فرمان الهي سر باز زديد، نيك شناختيد . پس ايشان را گفتيم: بوزينگان طرد شده باشيد .»
امام سجاد عليه السلام فرمود: خداوند اين قوم را مسخ كرد به خاطر آنكه به منع صيد ماهي توجه نكردند و در روزي كه از اين كار نهي شده بودند، به آن مشغول گرديدند . پس چگونه مي‏بيني حال كساني را كه فرزندان پيامبر را كشتند و حرمتش را شكستند! خداوند گر چه آنها را در دنيا مسخ نكرد اما عذابي در آخرت براي آنها مهيا نموده كه چندين برابر عذاب مسخ در دنيا است . (12)

7 . تفسير به بيان فلسفه حكم

طبق نظريه صحيح و مشهور، هر حكمي در اسلام، داراي فلسفه‏اي است و هر امر يا نهيي در وراي خود، حكايت از مصلحت‏يا مفسده‏اي دارد كه موجب «تكليف‏» مي‏شود . آيات قرآن نيز از اين قاعده مستثنا نيستند . و يكي از روشهاي بيان آيات قرآني و توضيح و تفسير آنها، بيان فلسفه و علت‏حكم است . كه در اينجا به يك نمونه اشاره مي‏شود:
قرآن كريم مي‏فرمايد:
«ياايها الذين امنوا لا تقتلوا الصيد و انتم حرم . و من قتله منكم متعمدا فجزاء مثل ما قتل من النعم يحكم به ذوا عدل منكم هديا بالغ الكعبة او كفارة طعام مساكين او عدل ذلك صياما ليذوق وبال امره ...» (13); «اي كساني كه ايمان آورده‏ايد در حالي كه در احرام هستيد، شكار را مكشيد و هر كس از شما عمدا آن را بكشد بايد مانند آنچه را كه كشته، از چهار پايان كفاره دهد كه [شباهت آن را] دو عادل از ميان شما تصديق نمايند، و به صورت قرباني به كعبه برسد، يا به كفاره [آن] مستمندان را خوراك بدهد، يا معادلش روزه بگيرد، تا سزاي زشت كاري خود را بچشد .»
امام سجاد عليه السلام به زهري مي‏فرمايد: آيا مي‏داني كه معادل روزه‏اي كه براي كفاره طعام به فقرا است، چگونه است؟ زهري پاسخ مي‏دهد: نمي‏دانم . حضرت مي‏فرمايد: حيوان شكار شده را قيمت گذاري مي‏كنند و قيمتش را با گندم محاسبه مي‏كنند و در برابر هر يك كيلو و نيم گندم، بايد يك روز روزه بگيرد . (14)
در گفتار فوق، امام سجاد عليه السلام ضمن تعيين مقدار روزه، فلسفه آن را نيز بيان مي‏كند و از اين طريق، حكم الهي را بسيار دلنشين مي‏سازد .
آري، در دستگاه خدايي هيچ چيز بدون «علت‏» امكان تحقق ندارد . هر مساله‏اي، رمز و راز و سببي دارد . لذا نمي‏توان حكمي از احكام قرآن را پيدا كرد مگر آنكه بنا به علتي ضرورت پيدا كرده است .
يكي از احكام قرآني، مساله قصاص است كه خداوند به شكل بديع و زيبايي مي‏فرمايد: «ولكم في القصاص حياة يا اولوا الالباب‏» (15); «و اي صاحبان انديشه! براي شما در مساله قصاص، زندگي است .»
امام سجاد عليه السلام چگونگي نقش قصاص در زندگي را، چنين بيان مي‏كند: اين بدان جهت است كه هر كس قصد كشتن فردي را نمايد ولي بداند كه مورد قصاص واقع مي‏شود از اين جنايت صرف نظر مي‏كند و همين مساله، موجب بقاي زندگي فردي مي‏گردد كه قصد كشتنش را داشت . و نيز موجب زنده ماندن خود فردي مي‏گردد كه قصد كشتن ديگري را داشت . و همچنين سبب حيات جمعي مردم خواهد شد كه به اين حكم آشنا شده و از آن آگاه گرديده‏اند . (16)

8 . تفسير قرآن به تاريخ

بسياري از آيات قرآن دربردارنده حوادث تاريخ و بيانگر قصص انبيا و صالحان است . براي تفسير اين دسته از آيات، راهي مناسب‏تر از آشنايي به تاريخ آنان نيست . لذا ائمه اطهار در تفسير اين گونه آيات، همانند كساني كه در جريان تاريخي همان زمانها قرار گرفته‏اند و به شكل عميق با علل آن حوادث آشنا بوده‏اند، به تفسير پرداخته و زواياي حيات گذشتگان و تحولات تاريخي را براي نسلهاي بعدي شكافته‏اند . و اين تفسير آنگاه ضرورتش احساس مي‏شود كه سؤالهاي عمده‏اي پيرامون تحولات تاريخي وجود داشته كه در قرآن به آن پرداخته نشده، و بيان آنها به پيامبر و اهل بيت عصمت عليهم السلام سپرده شده است .
امام سجاد عليه السلام در حديثي طولاني و در گفت و گويي بسيار شيرين و شنيدني، زواياي قصه يعقوب و يوسف را بيان داشته و به بسياري از سؤالها و شبهات پاسخ داده است .
در كتاب علل الشرايع آمده است كه ابوحمزه ثمالي مي‏گويد: با امام سجاد عليه السلام نماز صبح را در روز جمعه و در مدينه خواندم . آنگاه كه امام از نماز و تسبيح خود فارغ شد، به سوي منزلش حركت كرد و من هم با او حركت كردم . كنيزي داشت‏به نام سكينه، به او فرمود: هر فقيري كه از درب منزل گذشت . به او طعام دهيد; زيرا كه امروز، روز جمعه است .
من گفتم: هر كس كه سائل باشد، معلوم نيست مستحق هم باشد! امام سجاد عليه السلام فرمود: من مي‏ترسم از اينكه برخي از افرادي كه اظهار حاجت مي‏كنند، مستحق باشند و ما چيزي به او نداده باشيم و بدون جهت او را رد كرده باشيم و به همين سبب بر سر ما همان آيد كه بر سر يعقوب عليه السلام و خاندانش نازل شد . پس سائلان را طعام دهيد، طعام دهيد . يعقوب عليه السلام در هر روز گوسفندي را ذبح مي‏كرد و از آن صدقه مي‏داد و بعد خود و عيال خويش از آن مي‏خوردند .
روزي سائلي كه مؤمن و بسيار روزه گير و مستحق بود و در نزد خدا داراي منزلتي بود، به صورت رهگذري غريب، عصر جمعه‏اي نزديك افطار جلوي درب خانه يعقوب عليه السلام ايستاد و گفت: از زيادي خوراك خود، سائلي رهگذر و غريب و گرسنه را طعامي دهيد . چند بار اين سخنان را تكرار كرد; در حالي كه اهل خانه صدايش را مي‏شنيدند ولي او را تصديق نمي‏كردند . پس آنگاه كه مايوس از گرفتن طعام شد و شب هم فرا رسيده بود، رجوع كرد و به گريه افتاد . و از گرسنگي‏اش به خدا شكايت نمود . و آن شب را تا صبح روزه دار و گرسنه صبح كرد در حالي كه صبر پيشه نمود و دائما خداي را ستايش مي‏كرد . و اين در حالي بود كه يعقوب عليه السلام و خاندانش به صورت سير و شكم پر، شب را گذراندند و نزد آنها مقداري از غذا نيز باقي مانده بود .
خداوند به يعقوب عليه السلام در صبح آن روز وحي كرد كه: «تو بنده مرا ذليل كردي و به اين سبب غضب مرا برانگيختي، و تو مستحق تاديب و نزول عقوبت من شدي و بلاي من دامنگير تو و فرزندت خواهد شد .» (17)
در بياني كه گذشت، جريان حضرت يعقوب عليه السلام و علت فقدان حضرت يوسف عليه السلام كه در واقع فهم آن، علت اصلي بيان اين داستان در قرآن است، با شيوه‏اي بسيار شيرين و مؤثر و اخلاقي بيان گرديد، و نگاه خواننده را به آيات اين داستان، عميق و عبرت‏آموز مي‏كند .

9 . تفسير تاريخ به قرآن

روش تفسير تاريخ به قرآن، شايد در نگاه ابتدائي گفته شود ربطي به تفسير قرآن ندارد، اما چون با عمقي بيشتر به قضيه نگاه شود معلوم مي‏شود كه توضيح حوادث تاريخي به واسطه قرآن، خود نوعي برداشت از قرآن و در حقيقت، نوعي تفسير آيات مورد استناد، محاسبه مي‏شود . كه در اينجا به يك نمونه اشاره خواهيم كرد:
زيد فرزند امام سجاد عليه السلام در ضمن روايتي مي‏گويد: از پدرم سؤال كردم كه چرا بعد از آنكه نمازهاي يوميه، تا پنج نماز تخفيف داده شد، ديگر پيامبر صلي الله عليه و آله تقاضاي تخفيف بيشتري نكرد!؟ امام سجاد عليه السلام پاسخ داد: پيامبر صلي الله عليه و آله مي‏خواست تخفيف نمازهاي يوميه را تا جايي برساند كه اجر همان پنجاه نمازي كه در ابتدا، خداوند براي امتش تشريع كرده بود، باقي بماند . و علت اين امر آن است كه خداوند در قرآن مجيد مي‏فرمايد: «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها» (18); «هر كس كه كار نيكي انجام دهد، براي او ثوابي ده برابر آن كار، منظور خواهد شد .» (19)

10 . تفسير به روايت

يكي از مسائلي كه مورد اتفاق همه فرق اسلامي است، اولويت «تفسير روايي‏» بر انواع ديگر تفسير است و مي‏توان گفت رتبه‏اي بعد از «تفسير قرآن به قرآن‏» دارد .
تفسير روايي تنها منحصر به غير معصومين نيست‏بلكه در موارد بسياري خود امامان معصوم، قرآن كريم را به واسطه روايات امامان قبلي خود، يا روايات پيامبر صلي الله عليه و آله تفسير نموده‏اند كه در اينجا يك نمونه از آن را ذكر مي‏كنيم:
امام سجاد عليه السلام از امام حسين عليه السلام نقل مي‏كند كه يكي از يهوديان و مبلغان شام، به امام علي عليه السلام عرض كرد: اين يحيي بن زكريا است كه گفته مي‏شود در حال كودكي، به او حكم و حلم و فهم داده شده و او كسي بود كه گريه مي‏كرد بدون هيچ گناهي و پيوسته در روزه بود! امام علي عليه السلام فرمود: بله او چنين بود اما پيامبر اسلام از او برتر بود; زيرا يحيي بن زكريا در عصري زندگي مي‏كرد كه خبري از بتها و جاهليت نبود و حضرت محمد صلي الله عليه و آله در ميان بت‏پرستان و حزب شيطان به او حكم و فهم در حال كودكي، عطا شد . و او ابدا رغبتي به بتي پيدا نكرد و به خاطر اعياد آنها خوشحال نشد و ابدا از او دروغي ديده نشد، و او به فردي امين و راستگو و بردبار معروف بود، و گاهي يك هفته يا بيشتر يا كمتر روزه دار بود، و آنگاه كه از علت اين كارش سؤال مي‏شد; در جواب مي‏فرمود:
«من مانند شما نيستم، من در نزد پروردگار خود به سر مي‏برم و اوست كه مرا نان و آب مي‏دهد .»
و او از خشيت‏خداوند به قدري گريه مي‏كرد كه محل نمازش مرطوب مي‏شد در حالي كه هيچ جرمي نداشت . (20)

يادآوري

الف: برخي از مواردي كه براي شيوه‏هاي تفسيري ذكر شد، چنين نيست كه فقط مصداق همان شيوه باشد; زيرا گاهي در موردي، به طور همزمان از چند شيوه استفاده شده است .
ب: اين بحث چنان كه اشاره شد، ناتمام است و بررسي كامل در موضوع «روشهاي تفسيري امام سجاد عليه السلام‏» و استقراي همه موارد تفسيري آن حضرت، نيازمند نوشته‏اي مفصل و محتاج دقتهاي فراواني است كه اميد است اين اثر، مقدمه آن هدف قرار گيرد . والسلام .

پي‏نوشت‏ها:

1 . ر . ك: تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 377، ح 306، چاپ اسماعيليان، قم .
2 . هود/118 و 119 .
3 . تفسير عياشي، ج 2، ص‏164، ح 82 .
4 . همان، ج 1، ص‏10 .
5 . بقره/126 .
6 . ر . ك: تفسير عياشي، ج 1، ص 59، ح 96 .
7 . انعام/68 .
8 . ر . ك: علل الشرايع، ج 2، باب 385، ح 80 .
9 . نجم/8 و 9 .
10 . علل الشرايع، ج 1، باب 112، ح 1
11 . بقره/65 .
12 . احتجاج، طبرسي، ص 312 .
13 . مائده/95 .
14 . من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 77، ح 1784 .
15 . بقره/179 .
16 . احتجاج، ص 319 .
17 . علل الشرايع، ج 1، ص 45، باب 41، ح 1 .
18 . انعام/160
19 . كتاب التوحيد، ص 176، باب 28، ح 8 .
20 . احتجاج، ج 1، ص 528، محاجه 128 .


منبع : ماهنامه کوثر، شماره 57
کلید واژه ها : روش تفسیری امام سجاد
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت