العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
سه شنبه 21 آبان 1398
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 17069      تاریخ : 1398/7/30 13:19:46      بخش : اخبار دین پژوهی print

چکیده

اسلام دینی است که به جهت دامنۀ اثر گذاری­اش، توجه بسیاری از انسان­ها را به خود جلب کرده است. از این میان، مستشرقانی هستند که تحقیقاتی را در حوزه اسلام انجام داده­اند. یکی از ایشان، ایگناس گلدزیهر یهودی می­باشد که تألیفات و تحقیقات زیادی را در این زمینه انجام داده است. او در مقاله ای در دائره المعارف یهود و همچنین در بعضی کتابهای خود، منکر وحیانی بودن اسلام و بلکه تبعیّت و تقلید پیامبر اسلام  از دین یهودیت شده و مواردی را ذکر کرده است. از میان آموزه ها به بحث «اعتقاد به خداوند»، «روزه»، «قبله»، «ذبح حیوانات» و «شستشوی مردگان» اشاره کرده است. آنچه در این مقاله انجام شد، بررسی میزان صحت ادعاهای گلدزیهر به اسلام مبنی بر تقلید آموزه های اسلام از یهودیت بود . با بررسی و تطبیق آموزه های یهود و اسلام، مشخّص شد که کلام او بدون دلیل است و صرف مشابهت در بعضی از آموزه ها باعث تقلید نبوده و منبع واحد برای ادیان توحیدی نیز میتواند دلیل این مشابهت ها باشد. تفاوت عنصری در بعضی از این دستورات در میان این دو دین نیز گواه دیگری بر نادرست بودن ادعاهای گلدزیهر است.

کلید واژه­ها

تقلید آموزه های اسلامی، مستشرقان، گلدزیهر، خدای اسلام و یهودیت، شریعت اسلام و یهودیت، روزه، قبله

طرح مسئله:

یکی از مباحثی که در رابطه با آموزه های اسلام مطرح است، ریشه و منشأ تعالیم آن است. دانشمندان به بحث در این رابطه پرداخته و از نگاه بسیاری، ریشه این تعالیم، وحی، تعلیم و تشریع خدای متعال است. در مقابل بعضی از مستشرقان نیز که در حوزه اسلام به تحقیق پرداخته­اند ادعاهائی را مطرح میکنند که در صورت بررسی نکردن نظریات ایشان، توهّم تعصّب و فرار از گفتگوی علمی در اسلام پیش می­آید. از میان مستشرقان میتوان به ایگناس گلدزیهر (Ignác Goldziher) اشاره کرد که به همراه چندتن از دیگر مستشرقان، او را از پایه گذاران اسلام شناسی نوین در اروپا می­دانند. این خاورشناس سرشناس مجارستانی که در زمرة خاورشناسان یهودی به شمار می‌رود، نقش به سزایی در ترویج شبهات مربوط به اسلام، رسول خدا، قرآن و حدیث در جهان داشته است. وی در 22 ژوئن 1850 م. متولد و در 71 سالگی در سال 1921 م. از دنیا رفت. او در پژوهش‌های قرآنی خود وامدار «تئودور نولدکه» در کتاب تاریخ قرآن است.

زمینه‌های اصلی اسلام پژوهی او کلام، اعتقادات، فرقه‌شناسی و نیز قرآن پژوهی بوده است.

گلدزیهر سفرهای علمی متعددی به کشورهای اسلامی از جمله سوریه و مصر داشته و نزد برخی دانشمندان بزرگ مسلمان درس آموخته و زبان عربی و علوم اسلامی را فراگرفته است.( حسینی طباطبایی، 1375: 100) و تألیفات بسیاری را در این زمینه ارائه داده است.

او در رابطه با اسلام مطالبی را مطرح می­کند و در آثار مختلف او نمایان است و از حیث محتوا نیز برخی دیگر از مستشرقان با او هم نوا هستند. دیدگاه های گلدزیهر در آثار قلمی او همچون مقاله اش که در دائره المعارف یهود[1] به چاپ رسیده، منعکس شده است.این تحقیق تلاش دارد تا با محور قرار دادن آن مقاله به تحلیل و بررسی سخنان گلدزیهر پرداخته و میزان صحّت ادعاهای او را بسنجد.

او در آثارش از جمله مقالۀ مورد اشاره، در نهایت یک هدف را دنبال می­کند و آن عدم وحیانی بودن تعالیم اسلام و تقلیدی بودن بسیاری از معارف و قوانین شرعی آن می­باشد هرچند در قسمت های بعدی این تحقیق به مطالب او به تفصیل پرداخته خواهد شد امّا به عنوان نمونه او در جائی از کتاب درسهائی درباره اسلام می­گوید «پیام این پیغمبر تازی، چیزی جز گلچین آمیخته از اطلاعات و عقائد مذهبی نیست، که آنها را فرا گرفته و یا در برخورد با شخصیتهای یهودی و مسیحی و جز آن به دست آورده است و سخت تحت تأثیر آنها قرار گرفته بود»(گلدزیهر، 1357 :7) او می­گوید اسلام استعداد زیادی در جذب و هضم آموزه های دیگر ادیان و سنت­های بشری داشته است (همان، 6). امثال این جملات در کتابها و مقالات او به وفور یافت می­شود.

اهمیّت بحث زمانی بیشتر می­شود که بدانیم غربیان از دریچه ای که مستشرقانی همچون گلدزیهر برای ایشان گشوده اند به اسلام مینگرند و پاسخ ندادن باعث ایجاد این گمان مشود که این سخنان، صحیح است. همچنین باعث ضعف اعتقاد در بعضی از مسلمانان نیز میشود همانطور که خاصیّت شبهه اینگونه است. از طرف دیگر دانشمندان مسلمان پاسخ مستقلّی به طور جامع بصورت تطبیق میان آموزه های یهود و اسلام ارائه نکرده اند و فقط در کتاب ابراهیم بدوی ذیل فصل پنجم به طور خلاصه اشاره شده است.

گلدزیهر و آموزه های اسلامی

در چهار بخش می­توان مطالب گلدزیهر را تقسیم کرده، میان ادعاهای مطرح شده و واقعیّت به قضاوت نشست. این تطبیق میان آنچه در یهود و اسلام وجود دارد انجام می­شود و میزان مشابهت و تقلید اسلام از یهودیت آشکار می­شود.

خدای اسلام و خدای یهود

یکی از محورهای بحث گلدزیهر در دائره المعارف یهودی، تقلید اسلام در مباحث اعتقادی از یهود است. او میگوید «ذات مفاهیم توحیدی که (حضرت) محمّد (ص) که بوسیله آن با مشرکان و بت پرستان به مبارزه پرداخت، با مفاهیم یهودیّت که در عهد قدیم آمده است یکی می باشد». توضیح آنکه با توجه به تقدّم دین یهودیّت بر اسلام و اشتراک بسیاری از مفاهیم توحیدی میان ایندو دین (گرچه در مواردی اختلافات جدّی وجود دارد) این احتمال میرود که اسلام از مباحت اعتقادی یهودیّت تقلید کرده باشد»TheJewishEncyclo pedia, Vol 6, p625)).

برای بررسی باید ابتداء خدای در یهود معرفی و سپس خدای در اسلام مشخّص شود.

خدای یهود:

در یهودیت خدای خود را با اسمائی مورد خطاب قرار می­دهند که رایج ترین آنها «یهوه» می باشد که البته با نام­های دیگری همچون الوهیم ( که به معنی خدای واحد ترجمه می‌شود با اینکه این لغت جمع است) ال شدای (خدای قدرتمند) آدونای (ارباب) الیون (بالاترین) و آوینو (پدرمان). این نامها با معنی نام به صورت رایج نیستند بلکه به معنی لقبهای مختلف برای اشاره به یک معنی هستند. (طاهری، 1390: 171). بعضی معتقدند مطالبی که در تورات امروزی در باب خداوند وجود دارد همان توحید ناب است (همان: 171) و عبارتهایی نیز یافت میشود که گواه این مدّعا است (سفر خروج: 20، 3 و 20، 5) اما در بعضی موارد خلاف این مطلب را مشاهده می­کنیم که با بررسی باید دید امکان توجیه و تأویل مطالب هست یا خیر.

1- خدای اختصاصی

در بعضی از مطالب تورات مباحثی آمده است که رابطه با خداوند را اختصاص به قوم یهود از میدهد. خدای عهد قدیم، فقط خدای بنی اسرائیل است نه دیگران چراکه بنی اسرائیل را قوم برگزیده نامیده است (عهد قدیم، سفر خروج، باب 19،آیه 5 سفر تثنیه،باب 4، آیه 20،32). در قرآن کریم نیز از ظاهر دو آیه سوره بقره این مطلب قابل استفاده است که «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْکُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ» (بقره، 47 و 122) خداوند آنها را به همه عالمیان برتری داده است.

از نگاه اسلام این برتری به معنای همیشگی نیست بلکه تا زمانی که از اوامر خدای متعال اطاعت کنند. این برتری وجود دارد اما اگر اقوام دیگری آمدند که در اطاعت، گوی سبقت را ربودند، یقینا ایشان برتر هستند. در آیه 18 سوره مائده آمده است که ایشان خود را محبوبان خدا معرفی می­کنند « وَ قَالَتِ الْيَهُودُ ... نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ». و در جای از ایشان نقل میفرماید که میگویند فقط یهودیان و نصارا وارد بهشت می­شوند «وَ قَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى ...»(بقره، 111). همه این آیات به این باور یهودیان اشاره دارد که برای خود در نزد خداوند امتیاز و مرتبه ویژه ای قائل بودند و خداوند را اختصاص به خود می­دادند.(کریمی نیا، 1379: 91). این مفاهیم در آموزه های ایشان وجود دارد.

2- خدای پدر

ایشان خدای عالم را پدر خود می­دانند. به عبارت دیگر خدای اسرائیل «پدر» است «تو پدر ما هستی، حتی اگر ابراهیم و یعقوب نیز مارا فراموش کنند تو ای خدا از ازل تا ابد پدر و نجات دهنده ما خواهی بود» (عهد قدیم، سفر اشعیا، باب63، آیه16) در قرآن کریم نیز به این اعتقاد یهودیان اشاره شده است. در آیه 18 سوره مائده آمده است «وَ قَالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَ ...» ایشان برای خود امتیاز خاصّی قائل هستند و به همین خاطر می­گفتند که اگر هم ما عذاب شویم در مدّت زمان کمی است «وَ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَةً » (بقره، 80) به دلیل اینکه پدر، فرزند خود را تعذیب نمی­نماید.

3- عزیر فرزند خدا

در آیه دیگری ازقرآن به یکی از اعتقادات یهودیان  و مسیحیان اشاره داشته و می­فرماید «وَ قَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ »(توبه، 30) ظاهر این آیه گویای این مطلب است که حضرت عزیر را فرزند خدا می دانند. در آموزه های یهودیّت نیز این اعتقاد وجود دارد و به تفصیلِ آن اشاره خواهد شد.

4- کشتی خدای یهود با یعقوب ع

در بعضی از موارد از کتاب تورات به کشتی خداوند و یهود اشاره شده است «و یعقوب تنها ماند، و مردی تا سپده‌دم با او کشتی گرفت 26. دید که نمی‌تواند از عده‌ی او برآید و دست به ران او برد و در کشتی با او به ران یعقوب آسیب زد. 27 و گفت رهایم کن که سپیده دمیده است، و گفت رهایت نمی‌کنم تا این که برایم دعا کنی 28 و به او گفت اسمت چیست و گفت یعقوب 29 و گفت: دیگر یعقوب نیستی بلکه اسراییل هستی، چون با خداوند و با مردم مجاهده کردی و پیروز گشتی. 30 و یعقوب پرسید و گفت لطفاً نامت را بگو و گفت چرا راجع به اسمم می‌پرسی و آنجا او را دعا کرد. 31 و یعقوب نام آن مکان را «پنی‌ال» نامید چون خداوند را رو در رو دیدم و نجات یافتم. 32 و آن گاه که از پنوئل گذشت خورشید بر او تابید در حالی که او از رانش می‌لنگید. 33 از این رو بنی‌اسراییل عرق‌النساء را که روی ران است تا به امروز نمی‌خورند، چون (خداوند) به ران یعقوب بر عرق‌النساء آسیب زد.» (تورات، سفر برشیت، فصل سی‌ودوم، آیات 25 تا 33) گرچه بعضی تلاش کرده اند که این کلام را توجیه کنند اما کلام ایشان تامّ و کامل نیست و با بررسی این سخنان، ضعف توجیه نمایان میشود.

بررسی

برای جمع بندی دیدگاه یهود در خداشناسی باید گفت از آنجا که برای قضاوت درباره آموزه­های هر دینی باید مجموع آن دین را مشاهده کرد و با ابزار فهم آن به سراغ آن رفت این تحقیق نیز با توجه به همین مطلب به سراغ تبیین و شرح مطالب اشاره شده می­رود تا بتواند قضاوتی درست از آنچه در حقیقت وجود دارد داشته باشد.

تورات کتاب یهودیان است که البته پس از آن سنّت شفاهی ایشان نیز به دنبال آمد که در گذر زمان مکتوب شده و تلمود نام گرفت. تلمود همان سنت شفاهی است که در تأویل، تفسیر متن، تحلیل و تجزیه واژگان، اصطلاحات و کلمات کتاب مقدس است( طالبی دارابی، 1382: 3). بنابراین نباید نسبت به توجیهاتی که از زبان علمای یهود برای فهم تورات ذکر می­شود غفلت کرد گرچه این توجیهات باید در دایره منطق و عدالت باشد.

نکاتی که از زبان خود یهود درباره خداوند اشاره شده یقینا با توحید ناب در تضادّ است و در اعتقادات اسلامی به شدّت ردّ شده است. بدون شکّ در آموزه های حضرت موسی ع و انبیاء چنین کلماتی نبوده است. بنابراین باید گفت در گذر زمان، بعضی از علمای یهود که دست به تحریف و تنقیص تورات نمودند و این مطالب را اضافه کرده اند. همانطور که قرآن نیز به این مطلب اشاره می­کند «فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَکْسِبُونَ»(بقره، 79) ایشان دست به تألیف کتاب زدند تا ثروتی به دست آورند و از این طریق ادیان را تحریف و یا می ساختند.

برای بررسی بهتر به یکایک موارد چهار گانه مذکور پرداخته می­شود:

الف: این اعتقاد یهودیان که خدای جهانیان را مخصوص خود دانسته و به تعبیر دیگر قائل به خدای اختصاصی بودند مطلبی است که قرآن نیز به آن تصریح دارد و به آیات آن اشاره شد. این باور با دلائل مختلف قابل ردّ است و قرآن به این اعتقادات پاسخ داده است «وَ قَالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ»(مائده/18) اگر خداوند مخصوص ایشان است و خدای آنهاست به معنای آنست که ایشان بندگان مخصوص و فوق العاده برای خدای متعال هستند، پس چرا ایشان را بخاطر گناهانشان عذاب میکند.

پاسخی که ایشان می­دهند آنست که ما مدّت کمی عذاب می­شویم «وَ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (بقره، 80) امّا در پاسخ باید گفت آیا از خداوند عهد و ضمانتی بر این مطلب گرفته اید تا خداوند بخاطر آن عهد، از عذاب شما صرف نظر نکند و یا اینکه بر خداوند چیزی را بدون آگاهی نسبت می­دهید. ادعای دیگری که در کنار همین باور ایشان وجود داشت ورود به بهشت است. طبیعتا وقتی ایشان قائل به این مطلب هستند که خداوند مخصوص ایشان بوده و آنها را جز در مدت کمی عذاب نمی­کند، به این مطلب نیز باور پیدا خواهند کرد که فقط یهودیان وارد بهشت می­شوند «وَ قَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ کَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره، 111). قرآن این باور را با درخواست دلیل ردّ می­کند. توضیح آنکه وقتی ادّعائی بدون دلیل مطرح شود، خودبخود محکوم به بطلان خواهد بود.

بنابراین این مطلب و باور در یهودیان وجود داشته و قابل دفاع نیست. اما در مقابل، اسلام خداوند را پروردگار تمام جهانیان می­داند «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»(حمد،2)و بنده­ای را بر دیگران ترجیح نداده است (بدوی، 1383: 108) . بلکه بهترین افراد را با تقواترین و درست کارترین افراد می­داند «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» (حجرات، 13) تفاوت در تذکیر و تأنیث، قبیله و رنگ و غیره بخاطر شناختن انسان ها از یک دیگر است وگرنه هرکسی تلاش بیشتری در انسانیّت کند نزد خداوند از منزلت بیشتری برخوردار است.

ب: باور ایشان به اینکه فرزند خداوند هستند نیز مرتبط با بحث قبل است و پاسخی که در آنجا داده شد نیز در این بحث تکرار می­شود. قرآن کریم انسان­ها را به سمت باور صحیح سوق داده و هرگونه فرزندی را برای خداوند نفی میکند. خدای اسلام ، نه مولّد کسی و نه متولّد از کسی است « لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ»(توحید، 3). «مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ مَا کَانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِلهٍ بِمَا خَلَقَ وَ لَعَلاَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» (مومنون، 91) قرآن با صراحت خداوند را این نسبت ها منزه و بریء می­داند.

 تذکّر به این نکته ضروی است که پاسخ­ها و دلائل دیگری بر بطلان این اعتقاد در علم کلام وجود دارد که از اطاله به طرح آن مباحث اجتناب می­شود.

ج: در بحث اعتقادات یهود، مسئله خدا انگاری حضرت عزیر یکی از پیامبران مطرح شده و و این با توحید ناب ناسازگار است. قرآن کریم نیز همانطور که اشاره شد اعتقاد ایشان را بیان فرموده و ردّ می­کند «وَ قَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَکُونَ»(توبه، 30). قرآن صریحا این مطلب را به ایشان نسبت می­دهد و یهودیان زمان عصر نزول نیز هیچ اعتراضی به این نسبت نداشتند که گویای اقرار خود ایشان به این مطلب است.

در مناظره­ای که پیامبر اکرم با ایشان داشتند در رابطه با این اعتقاد نیز سخن گفته شد که ایشان اعتقاد به اینکه خداوند فرزند داشته باشد را از خود نفی کردند و آن را موجب کفر می­دانستند اما توجیه می­کردند که برای کرامت و احترام این مطلب را میگوییم. پیامبر اسلام فرمودند در اینصورت باید به حضرت موسی ع که مقامش را بالاتر از عزیر میدانید، اوصاف بالاتری بدهید مانند پدر خدا، برادر خدا و مانند آن و حال آنکه چنین نمی­کنید. آیا نزد شما مجاز است که موسی برادر خدا یا شیخ یا عمو یا رییس یا سرور یا امیر او باشد چون می‌خواهید او را اکرام کنید؟ آن جمع مبهوت و متحیر شدند و گفتند: ای محمّد! اجازه بده در مورد آنچه به ما گفتی فکر کنیم. پس [پیامبر اسلام] گفت: با دل‌های باانصاف در آن بنگرید، که خدا شما را هدایت می‌کند. (طبرسی، 1345: 1/ 150). از این روایت بر می آید که نیّت ایشان از این کلام، اکرام بوده است امّا در مقام عمل دچار تناقض هستند زیرا از طرفی حضرت موسی را بالاتر می­دانند و از طرفی در مقام اکرام، مقام حضرت عزیر را بالاتر می­برند.

د: فضاحت این کلام نیز آشکار است. ایشان خداوند را تا حدّ جسم تنزّل داده و کلمات ناروا گفته­اند. خدائی که جسم باشد چگونه می­تواند بر اعمال بندگان خود نظارت داشته باشد، او خود نیاز به تأمین نیازهای موجود جسمانی است. بعضی از یهودیان سعی کرده­اند که با مباحث لغوی این کلام را توجیه کنند امّا به نظر می­رسد در این زمینه توفیق چندانی به دست نیاورده اند (رک: jewshia.blog.ir/). در آیات مختلفی از قرآن هر گونه جسمانیّتی از خداوند نفی شده «لاَ تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ» (انعام، 103) و آیات دیگر که در این زمینه هست «لَيْسَ کَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»(شوری، 11) خداوند را نباید با مخلوقات سنجید و او منزّه از همه  این سخنان و توصیفات است «سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» (صافات، 159).

از مجموع آنچه گفته شد، ثابت شد که کلام یهودیان تا آنجا که امکان توجیه و تأویل وجود دارد باید همین کار را کرد امّا در مواردی این امکان فراهم نیست همانطور که درباره اعتقادشان به خداوند و اختصاص او به خود دارند و یا کشتی گرفتن خداوند با یعقوب. بنابراین میتوان نتیجه گرفت یهود در بعضی از مباحث اعتقادی در بعد خداشناسی دچار تضادّ است که در نهایت نمی­تواند سر از توحید نابّ در آورد.

بنابراین باید گفت که توحیدی که در اسلام مطرح است در عین شباهت­هائی که با توحید در یهودیت دارد در بسیاری از موارد نیز متفاوت است. این شباهتها از نگاه مسلمانان به دلیل آنست که یهودیت، مسیحیّت و اسلام ادیان ابراهیمی بوده و در گذر زمان با توجه به تکامل بشریّت دینی همسان با آن نازل می­شده است و در نهایت اسلام با قابلیّت جاودانگی فرستاده شده است. به همین خاطر «بانتش» توحید اسلامی را جهانی و توحید یهودی را قومی و قبیله ای میداند (بانتش،بی­تا: 77-94) و این نتیجه ای است که از تطبیق معارف ایندو دین به دست می­آید.

روزه در یهودیت و اسلام

یکی دیگر از نسبت­های گلدزیهر در رابطه با روزه است. گلدزیهر (TheJewishEncyclo pedia, Vol 6 p625) و بعضی دیگر از مستشرقان همچون ونسينك‏ در دائره المعارف اسلام چاپ لیدن (Encyc lopediadeL'Islam ,S .V ، ویرایش اول) قائل هستند که عمل واجبی که در اسلام به آن صوم یا روزه میگویند از یهود به اسلام انتقال یافته است و با توجه به سنتهای یهود بر روزه و امساک از خوردن و آشامیدن میتوان ادعا کرد که این سنّت الهی از دین یهودیت به اسلام منتقل شده و مسلمانان نیز این عمل را از بنی اسرائیل الگو برداری کرده­اند.

برای پاسخ به این ادعا لازم است که روزه­هایی که در یهودیت و اسلام وجود دارد را معرفی کنیم که همین مقدار برای ردّ ادعای این مستشرقان کافی است.

روزه هایی که در یهودیت وجود دارد

روزه های واجب: «یوم کیپور»، دهم ماه تیشری و روزی که خداوند به عنوان روزه کفاره اعلام کرده است و همه یهودیان حتی ضعیف الایمان ها نیز، روزه میگیرند و فعالیت دنیائی حرام است( (تورات سفر لاویان فصل 16 آیات 29-31)، روز «نهم ماه آو» (آب) که سالروز خرابی معبد و آوارگی یهودیان است و همچنین «هفدهم ماه تموز»، به یاد شکسته شدن مقاومت اورشلیم بعد از سه سال)

بعضی دیگر از روزه های واجب نیز همچون «روزه گدلیا» سوم ماه تیشری به یاد کشته شدن حاکم یهود، «دهم ماه طبت» به مناسبت شروع محاصره سه ساله اورشلیم و «روزه استر» بمناسبت واقعه پوریم که آنها را روزه می­گیرند. البته روزه آدینه پسح نیز هست که فرزندان اول پسر یهودی باید روز قبل از عید پسح را روزه بگیرند که البته باشرائطی میتوان شکست (طاهری، 1390: 182).

روزه های مستحبّ نیز عبارتند از: روزه توبه( در هر روز جز شنبه ها)، روزه عروس و داماد (در روز عروسی)، کسی که خواب بد دیده و روزه دسته جمعی که رهبر قوم تصمیم بگیرد(مثل باران و غیره).

توجه به برخی ویژگی ها در روزه یهود نیز ضروری به نظر می­رسد:

1- روزه ای که حضرت موسی ع فرمان داده یک روز است و آن روزه کفار و آمرزش است (عهد قدیم، سفر لاویان، باب 16آِیه 29)

2-بقیه روزه های یهود را علمای بعد از پیامبرشان تشریع کرده اند.

3- روزه های ایشان برای مصیبت هاست. (ونیستک، 1933: 43) اما در اسلام بعضی اعیاد بزرگ نیز روزه ثواب بسیار دارد مانند عید غدیر خم.

4- مبطلات روزه ایشان فقط خوردن و آشامیدن است.(البته در روز نهم آو و کیپور، شست و شو، آرایش، عطر زدن، روابط زناشوئی، پوشیدن کفش چرم نیز باید اجتناب شود).

5- زمان روزه ایشان متفاوت است برخی از غروب تا غروب و برخی از سحر تا شب میباشد.

روزه در اسلام

با تبیین روزه های در اسلام میتوان در نهایت به میزان درستی ادعای بعضی مستشرقان پی برد. به همین خاطر به معرفی اجمالی از روزه در اسلام بسنده میشود.

1- یک ماه کامل می­باشد و در قرآن با نام «رمضان» از آن یاد شده است « شَهْرُ رَمَضان .... فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ...»(بقره، 185). کلمه «شهر» به معنای «ماه» کامل است و در میان دوازده ماه قمری، ماه رمضان طبق دستور قرآن باید هرکسی که آن را درک میکند و عذری ندارد، آن را روزه بگیرد و روزهای خاصّی برگزیده نشده است.

2- زمان روزه از اذان صبح(فحر صادق) تا مغرب می­باشد «وَ ابْتَغُوا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَکُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ»(بقره، 187). خوردن و آشامیدن از زمان مغرب تا طلوع فجر صادق اشکالی ندارد ولی هنگام روزه گرفتن باید از فجر صادق تا شب (مغرب) از چیزهائی که روزه را باطل میکند، اجتناب نماید.

3- روزه در اسلام به مناسبت خاصّی مانند عزاء یا جشن نیست گرچه بعضی روزه های مستحبّی اینگونه است و یا بعضی ازروزه های به عنوان کفّار عملی تشریع شده باشد« فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ»(بقره، 196).

4- همه روزه های واجب اسلام توسط پیامبر تشریع شده است (البته ممکن است بعضی از روزه های مستحب در زمان ائمه تبیین شده باشد)

5- مبطلات روزه در اسلام حدود نه مورد است (طوسی، 1407: ‌4/ 202 -205 لنکرانی،1426 :59 140) البته در تعداد آن کمی اخ تلاف وجود دارد.

نتیجه

روزه در ادیان دیگر نیز وجود داشته است. با بررسی ادیان ابتدایی، می بینیم که روزه حتی در میان بومیان و قبایل ابتدایی تقدّس داشته است. قبایل بومی آمریکا معتقد بودند روزه گرفتن در کسب هدایت و راهنمایی از روح اعظم موثر است. یکی از مراسم آن ها پرهیز از خوردن غذا بود. نزد بسیاری از اقوام کهن، پرهیز از خوردن و آشامیدن یکی از ابزار ندامت به درگاه خداوند (یان) و به عنوان فدیه و کفاره گناهان بوده است. مردم کهن مکزیک، امساک از خوردن غذا را به عنوان کفاره گناهان به جا می آوردند و مدت آن از یک روز تا چند سال متفاوت بود. پارسایان آن ها برای رفع مصیبت ها و بلاهای همگانی، ماه ها از خوردن غذا خودداری می کردند. در مصر کهن نیز پس از مرگ پادشاه، رعایای او روزه می گرفتند و از مصرف گوشت، نان، گندم، شراب و هر تفریحی پرهیز می کردند. آن ها حتی از استحمام، تدهین (مالیدن روغن به موی سر) و بستر نرم خودداری می کردند.

در آیئین هندوئیسم، جاینیسم، بودیسم، سیک، ادیان چینی و آئین زردتسشت نیز روزه وجود داشته و دارد. و قرآن نیز به این مسئله تصریح میکند که روزه در ادیان و فرهنگ های قبل نیز وجود داشته است (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَيْکُمُ الصِّيَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(بقره، 183) گرچه ممکن است در همه این فرهنگ ها وجود نداشته باشد. در مصر باستان و بابل نیز روزه گرفتن برای طهارت و عمل توبه انجام میگرفته است اما آیا میتوان این ادعا را کرد که دین یهودیت نیز این عمل عبادی را از ادیان قبل از خود برداشت کرده است؟

قبله

گلدزیهر در همان مقاله میگوید «(حضرت) محمّد در ابتدای رسالتش تلاش داشت تا توجه یهودیان را به خود جلب کند و حتی از این امتیاز که یهودیان به انتظار پیامبر آخر الازمان هستند به نفع خود استفاده کند تا از او حمایت کنند و در این راستا قبله پیروان خود را نیز بیت المقدّس که همان قبله یهودیان است معرفی نمود اما وقتی از حمایت ایشان نا امید شد، قبله خود را تغییر داد»( ,TheJewishEncyclo pedia, Vol ، 652).

بعضی دیگر از مستشرقان نیز این کلام را تکرار کرده اند اشپرنگر در کتاب زندگی و دانش محمّد  (Aloys Sprenger ، 1869: 3/ 46)، ونسینک در کتاب محمد و یهود در مدینه (Vensinck, Arent Jan ، 1903: 108) شوالی در تاریخ قرآن ( 1909: 175)نیز این کلام را تکرار کرده اند.

برای قضاوت درست لازم است بحث مختصری در رابطه با قبله داشت:

سه نظر درباره قبله وجود دارد

1- قبله، کعبه بوده است (طبری،1412: 2/ 4، ذیل آیه 142- و بیضاوی، 1418: 1/ 92) و از ابتداء پیامبر رو به کعبه نماز می­خوانده است.

2- ابتداء مسجد الاقصی و سپس کعبه شده است(طبری: همان: 3 و 8 - طبری، 1380: 1/ 1228)

3- پیامبر به گونه ای می­ایستادند که کعبه و مسجد الاقصی در یک طول قرار گیرد(ابن هشام، بی­تا: 190 و228) که در اینصورت تغییر قبله ای رخ نداده است.

آیه تغییر قبله

به نظر میرسد باید به سراغ قرآن رفته و قرآن را مشاهده کنیم که به صراحت به تغییر قبله تنبّه می­دهد.

«قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ حَيْثُ مَا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ‌» نگاه‌های انتظارآمیز تو را به سوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) می‌بینیم! اکنون تو را به سوی قبله‌ای که از آن خشنود باشی، باز می‌گردانیم. پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن! و هر جا باشید، روی خود را به سوی آن بگردانید! و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده، بخوبی می‌دانند این فرمانِ حقی است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده؛ (و در کتابهای خود خوانده‌اند که پیغمبر اسلام، به سوی دو قبله، نماز می‌خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفی داشتن این آیات) غافل نیست» (بقره، 144).

مخالفان تغییر قبله

در این میان برخی از معاصران پیامبر اسلام ص بودند که با تغییر قبله مخالف بودند که در سه دسته کلّی جای می­گیرند:

1. يهودى‏ها كه [مى‏گفتند:] محمد (صلى الله عليه و آله) از قبلۀ توحيد به قبلۀ بت، تغيير روش داد (باقري، 1389: 30)

2. مشركان «يا محمّد! رغبت عن قبلة آبائك ثم رجعت إليها و اللّه لترجعنّ إلى دينهم»(طوسی، بی­تا: 2/3) ایشان به پیامبر می­گفتند که چرا از قبله پدرانت روی برگردان شدی.

3. منافقان كه پيوسته مترصّد بودند يك نقطه ضعفى به دست بياورند و آن را مادّه تبليغ بر ضدّ اسلام نمايند.

قرآن کریم در پاسخ به مخالفان اینگونه پاسخ می­دهد «سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي کَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» به زودی سبک‌مغزان از مردم می‌گویند: «چه چیز آنها [= مسلمانان‌] را، از قبله‌ای که بر آن بودند، بازگردانید؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.»(بقره، 142) این سه گروه را میتوان مخالفان اصلی تغییر قبله دانست.

بررسی

با توجه به فضای آیه و مطالب ارائه شده به بررسی میزان درستی کلام مستشرقان می­پردازیم:

1- کعبه در زمان حضور پیامبر اکرم ص در مکه، نماد شرک و بت پرستی شده بود و اکثر بت ها در کعبه وجود داشت( بدوی، 1383: 113) این کلام با این اشکال مواجه است که  فتح مکه در سال هشتم هجری بود امّا تغییر قبله دوم هجری رخ داده و دیگر کعبه نمادی از بت پرستی نبوده است.

2- دستور تغییر در سال دوم هجری (شانزده ماه)در مدینه صادر شد و دشمنان اصلی اسلام در مکه مشرکین بودند و جلب نظر یهودیان ، موضوعیت ندارد.

3- از آنجا که دین مسلمانان همان آئین و از ملت ابراهیم است، و ابراهیم بنیانگذار خانه توحید است، تغییر قبله به سمت کعبه دور از انتظار نبود.(بدوی، 1383: 113)

5- کتمان حقانیت قبله مسلمانان توسط اهل کتاب «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ يَعْرِفُونَهُ کَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ»(بقره، 146)

4- خود آیه تصریح دارد به آگاهی اهل کتاب در حقانیت قبله.«.إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْکِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ»(بقره، 144)

توجه به این نکته نیز مهم است که به باور برخی مفسران وحیانی بودن قبله در ادیان قبلی به مانند اسلام وجود نداشته است و این یکی از اختصاصات اسلام است (موسوی سبزواري، 1409: 1/ 138) و قبله در یهودیّت و مسیحیت جنبه وحیانی ندارد (باقري، 1389: 35) و از این جهت یک امتیاز دیگری برای اسلام به شمار می­رود.

توجه در این مباحث  و تطبیق انجام شده به خوبی کمک می­کند تا قضاوت درست را درباره سخنان و اتهامات گلدزیهر داشته باشیم.

شریعت اسلام و هلاخا

تلمود به دو بخش: میشنا (تکرار- سنت شفاهی یهود یا تورات) و گمارا (تفسیر)تقسیم میشود. محتوای آن به دو قسمت هلاخا-راه وروش (عقائد، اخلاق و احکام ) و آگادا روایت (سرگذشت ها و شواهدی از پیشینیان یهود)

شریعت اسلام نیز در قرآن و روایات معصومان با تفسیر و اجتهاد عالمان دینی با ادله اربعه به دست می­آید.

در ادامه ادعاهای مطرح شده که اسلام در بعضی از امور شریعت نیز از آموزه های یهودیّت تقلید کرده است به بعضی مطالب دیگر نیز بر می خوریم. این ادعاها توسط بعضی مستشرقان مانند گلدزیهر در دائره المعارف یهودی و آلفرد ون كريمر در كتاب تاريخ تمدن شرق در حكومت خلفا(Alfred Von Kremer ، 1875: 1/ 225-255) مطرح شده است كه ادعا مى‏كنند قانون مدنى اسلامى، تحت تأثير قانون تلمودى خاخامى است. گلدزیهر به بعضی از موارد اشاره می­کند و میگوید اسلام در روش ذبح حیوانات  و شستشوی مردگان پیش از دفن، از آئین یهود تقلید کرده است امّا  او هیچ گونه تطبیقی در این زمینه انجام نمی­دهد.

اول: ذبح حیوانات :

لازم است که روش اسلام و یهودیّت در ذبح حیوانات تطبیق شود تا میزان راستی اینگونه ادعاها مشخّص شود.

ذبح در یهودیّت

قوانین بسیار سختی در آئین یهود برای ذبح قرار داده شود است که در چند دسته تقسیم می­شوند.

شرائط ذابح:

در آئین یهود، ذابح باید شرائطی داشته باشد از جمله اینکه، عالم دینی و یا آگاه به احکام ذبح، عاقل، قدرت بر ذبح داشته، عامل به احکام یهود باشد (وگرنه ذبح باطل است)، مرد باشد، میگسار نباشد، در گذشته اش بی اعتنائی به دین نبوده باشد، از کسانی نباشد که آشکارا حرمت روز شنبه را شکسته باشد، قانون شکن نباشد (طاهری، 1390: 187).

وسیله ای که با آن ذبح می­شود:

این وسیله باید چهار گوش و پهن باشد، دوبرابر گردن حیوان و آلت نباید هیچگونه زدگی داشته باشد، بسیار تیز و از آن براده جدا نشود که غالبا استیل است(.iranjewish.com/essay/Essay)

روش ذبح:

به صورت رفت و برگشت و با سرعت و قدرت و با یکباره ذبح انجام شود. پس از ذبح معاینه شود که صحیح انجام شده باشد و باید دعای مخصوص ذبح خوانده شود. و لازم نیست رو به قبله باشد((.iranjewish.com/essay/Essay

شرائط مذبوح:

سالم و بدون نقص بوده و پس از ذبح اعضای درونی حیوان معاینه شود که آلوده یا مریض نباشد و باید از حیوانات دارای سمّ شکافته و نشخوار کننده باشد (شتر و خوک حلال نیستند).

برای میزان شباهت و تفاوت شریعت یهود و اسلام به چند نمونه دیگر نیز اشاره می­شود:

کیفیت طبح و نگهداری:

خوردن گوشت با لبنیات حرام است و ظروف مربوط به خوردن غذاهای گوشتی از لبنی جدا است حتی برخی مومنان برای احتیاط آشپزخانه لبنی را از گوشتی جدا میکنند. ( همان، و طاهری، 1390: 188)

آبزیان و پرندگان حلال گوشت

در میان آبزیان فقط ماهی های پولک و باله حلال هستند و بقیه مانند میگو و غیره حرام می­باشند. در میان پرندگان بیست نوع پرنده در تورات حرام شمرده شده که راه تشخیص آن برای یهودیان مشکل شده  و به همین خاطر فقط پرندگانی را که به صورت سنتی مصرف میکرده اند، حلال و بقیه را حرام میدانند (همان)

ب: روش اسلام در ذبح:

شرائط ذابح: مسلمان و ممیّز باشد و مرد و زن تفاوتی ندارد (حلی، 1410: 3/ 106).

شرائط مذبوح: حیوان حرام گوشت نباشد (نام آنها برده شده است) «وَ الْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَکُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَ مَنَافِعُ وَ مِنْهَا تَأْکُلُونَ» (انعام، 5) و «اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْکَبُوا مِنْهَا وَ مِنْهَا تَأْکُلُونَ»(غافر، 79) که مراد از انعام، حیوانات خانگی همچون گاو، شتر، گوسفند غیره میباشد (رک، کلینی، 1407: 6، 242- المبسوط في فقه الإمامية، 1387: ‌6، 280). حیوانی که وطی شده یا شیر خوک خورده یا به خوردن حرام عادت کرده است از دایره حلال بودن خارج است (الزبدة الفقهية في شرح الروضة البهية، 1427: ‌8، 323) و احکام بسیاری که در اسلام مطرح شده است.

شرائط ذبح:

حلقوم و مجرای تنفس و دو رگ محیط بریده شود (اوداج اربعه) نه شکافتن و دفعتاً بریده شود و جلوی حیوان روبه قبله ( اگر مسئله را نمیدانست، قدرت نداشت، قبله را نمیدانست، مسئله را فراموش کند و ذبح کند حلال است). باید به نیت سر بریدن نام خدا را ببرد ( فراموش کند اشکالی ندارد). «فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ ... وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ ... وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ» (انعام، 118 و 119 و 121) «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ» (حج، 34) همچنین حیوان بعد از سر بریدن تکانی بخورد(اگر شک داریم وگرنه، نه). (حلی، 1411: 162). همچنین سر حیوان باید از مذبح بریده شود نه از قفا و وسط و نباید سر، قبل از جان دادن جدا شود.

وسیله ای که با آن ذبح می­کنند

باید آهن باشد که اگر نبود با وسیله تیز دیگری ذبح نمایند. (حلی، 1411: 162) و شرط دیگری ندارد.

نتیجه آنکه احکام دیگر در شرائط مختلف برای ذبح حیوانات در اسلام مطرح شده که در بسیاری از موارد هیچگونه شباهتی با هلاخا ندارد و در جای خود مضبوط است. مانند شکار با حیوان شکاری(کلینی، 1407: 6/ 202)، ذبح شتر، شکار با اسلحه شکاری، مستحبات و مکروهات ذبح و غیره.

حیواناتی که در اسلام حلال هستند، شتر، گاو، گوسفند با تنوّع نژادی و در میان حیوانات دریایی، ماهیانی که دارای پولک هستند، حلال هستند (عاملی، 1410: 235). میگو نیز از جمله آبزیان حلال گوشت شمره شده است. برای پرندگان نیز شرائطی از جمله، داشتن چینده دان، هنگام پرواز ، بال زدن او بیشتر از نزدن باشد و یا تیغه پشت پا داشته باشد (امام خمینی، 2/ 158) گفته شده است. همه این موارد گویای شباهت و تفاوت ایندو شریعت است و به هیچ وجه گویای تقلید آندو از یکدیگر نیست.

تطبیق روش اسلام و یهودیت در شستشو و تدفین مردگان

یکی دیگر از مطالبی که گلدزیهر ارائه است تبعیّت اسلام از یهودیت در تدفین اموات می­باشد به گونه ای که پیامبر اسلام این احکام را از شریعت یهود گرفته است. با تبیین روش هر یک از ایندو آئیین کذب ادعای گلدزیهر آشکار تر می­شود.

روش یهودیت در شستشو و تدفین اموات:

1- غسل : غسل میت در یهود اینگونه است که تمام بدن را تمیز بشویند با آب گرم، بعد 20 لیتر آب از سر او می ریزند تا تمام بدن او را فراگیرد.( موشه بن حافام،حزقیا زرگدمای، 1361: 15-16)

2- کفن : آنها جسد را با كتان كفن مي نمايند و سر را نيز با دستمالي مي پيچند. (يوئيل7: 20.)

و بسياري از اوقات هر يك از اطراف بدن را مخصوصا به وضعي خاص مي بستند.( يوئيل44: 11) و بدن را با روغن و عطرها و بوهاي خوش روغن مالي مي كنند(مرقس1: 16 و لوقا 1: 24)

3- دفن : اشکنازها (یهودیان غربی) اموات در تابوت و سفاردی ها در خاک دفن میکنند.

4- به پشت و به سمت بیت المقدّس خوابانیده میشود. گورستان انها در خارج شهر (طاهری، 1390: 202) و اگر میّت مختون نباشد قبل از دفن او را ختنه میکنند(همان: 185).

این موارد در شریعت یهود وجود دارد که بصورت مختصر اشاره شد.

ب: مراسم غسل و تدفین در اسلام

در مغسول : اسلام، ایمان، تمام شدن چهار ماهگی جنین سقط شده، شهید نبودن و بعضی دیگر از شرائطی که آمده است (امام خمینی، 1/ 65).

در غسل دهنده نیز مسائلی مطرح می­شود که پرداختن به تفصیل آنها به درازا خواهد کشید. از جمله آنها غسل زن و شوهر، غسل خردسال، غسل محارم، غسل مالک به کنیز و دیگر مسائل ذکر شده که هر کدام در شریعت اسلامی مباحث مفصّل خود را دارد و هیچ ارتباطی با احکام شریعت یهودیت ندارد(رک: کلینی، 1407 :3، 139- مجموعة فتاوى ابن بابويه، 29).

همچنین مباحثی در چگونگی غسل و اینکه سه غسل با آّب سدر ، کافور و مطلق داده می­شود و پس از نیّت ابتداء سرو گردن، سپس سمت راست و بعد سمت چپ شستشو داده می­شود (همان).

به طور کلّی شباهت در جزئیات میان ایندو شریعت دیده نمی­شود که اگر شباهت های کلان باشد، در میان دیگر ادیان و ملل نیز وجود داشته و به معنای تقلید یکی از دیگری نیست.

عذاب قبر

یکی از ادعاهای گلدزیهر آنست که می­گوید اسلام، اعتقاد به عذاب قبر را از ادیان قبل از خود فراگرفته است (گلدزیهر، 1375: 11) و در بعضی جملات خود می­گوید عایشه این مسئله را از یک زن یهودی فراگرفته و در هیچ آیه ای از قرآن به عذاب قبر اشاره ای نشده است.

ممکن است مستند ادعای گلدزیهر به این روایت باشد که عایشه نقل میکند «زنی جهودی به درب خانه آمده و گفت « اطعامم کنید که خداوند شما را از فتنه دجّال و عذاب گور محافظت کند و عایشه این جملات را به پیامبر اکرم منتقل کرد» (احمد حنبل، 1416: 6/139). این روایت را نیز ونیستک در کتاب خود آورده و به آن تمسّک کرده است. (ونسينك، 1933: 39)اگر واقعا استناد کلام گلدزیهر به این روایت باشد باید گفت که:

اولا عایشه در سال چهارم هجری با پیامبر اسلام ازدواج کرد و در سوره غافر (مومن) آیه 11 به عالم برزخ و قیامت اشاره شده است. قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ. آنها میگویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟» سوره غافر (مومن) شصت و مین سوره نازل شده در مکّه است. پس هیچ ارتباطی نمیتواند بین این حادثه و اعتقاد به عذاب قبر وجود داشته باشد.

ثالثا:سخن از عذاب در برزخ در آیات مختلفی اشاره ذکر شده است (واقعه، 92-93، یس، 26، احقاف، 34- 35). به عنوان نمونه در سوره مومنون آیه 99 و 100 نیز به عالم برزخ اشاره شده است «حَتَّى‏ إِذَا جَآءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبّ ارْجِعُونِ* لَعَلّى أَعْمَلُ صلِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّآ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَا وَ مِن وَرَآئِهِم بَرْزَخٌ إِلَى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون»‏.

گذشته از آنکه این مستشرقان برای ادعای خود دلیلی اقامه نکرده بودند اما با این حال همه این آیات گویای این نکته است که بر خلاف ادعای ایشان همچون ونیستک در قرآن آیاتی مبنی بر عذاب قبر وجود داشته و بر این نکته تأکید می­کند.

نتیجه

از مطالب مطرح شده می­توان این نتیجه را گرفت که صرف مشابهت میان ادیان به معنای تقلید  و یا عدم اصالت و وحیانی نبودن آن دین نیست. در اعتقاد مسلمانان همه یهودیت، مسیحیت و اسلام، منشأ توحیدی داشته و از ادیان ابراهیمی به شمار می­روند. نسبتهایی که بعضی از معاندان و مستشرقان به اسلام می­دهند و تلاش دارند تا اسلام را دینی غیر وحیانی بلکه زائیده افکار پیامبر اسلام ص بدانند کاملا جاهلانه و در بعضی موارد مغرضانه می­باشد. مباحث تطبیقی که ارائه شد در چهار محور بود که در نهایت تفاوت ها و شباهتهای زیادی را میان ادیان به نمایش گذاشت. انصاف آنست که با نگاه همه جانبه و بدور از پیش داوری به مقایسه و قضاوت درمورد آموزه های ادیان بپردازیم.

منابع

قرآن کریم

ابن حنبل، احمد بن محمد، مسند الامام احمد بن حنبل، موسسه الرساله، 1416، بیروت

ابن هشام، عبد الملک بن هشام، السیره النبویه، بی­تا، دارالمعرفه، بیروت

أبی منصور احمد بن علی بی أبی طالب الطبرسی،الإحتجاج، مجلد 1، دار النعمان ، نجف ، 1345

اشپرنگر، الویس، 1869،  زندگی و دانش محمد، نیکولای، برلین (Sas Leben und Sie Lehre des Mohamad, Vol. 3, P. 46, n. 2)

باقري بتول،ماهنامه معارف-شماره 78، مرداد و شهريور 1389

بانتش، توحيد در نگاه بنى اسراييل و خاور قديم (.PP ,sumsiehtonoMreh csitsilearsidnur ehcsilatneirotlA ,hcstneaBٌi )

بدوي؛ عبدالرحمن، (1383)، دفاع از قرآن در برابر آراي خاورشناسان، برگردان: حسين سيّدي، مشهد، انتشارات به نشر، چاپ پنجم

بیضاوی، عبدالله بن عمر، أنوار التنزيل و أسرار التأويل، 1418، بیروت، دار احياء التراث العربى

 تورات

جمعى از مؤلفان، مجلة فقه أهل البيت عليهم السلام (بالعربية)، 52 جلد، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، قم - ايران، اول، ه‍ ق

حسینی طباطبایی، مصطفی (1375)، نقد آثار خاورشناسان؛ زندگی‌نامة علمی و نقد آثار بیست تن از خاورشناسان نامدار، تهران: انتشارات چاپخش، چاپ اول.

حلّى، ابن ادريس، محمد بن منصور بن احمد، السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، دوم، 1410 ه‍ ق

حلّى، علامه، حسن بن يوسف بن مطهر اسدى، تبصرة المتعلمين في أحكام الدين، در يك جلد، مؤسسه چاپ و نشر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، تهران - ايران، اول، 1411 ه‍ ق

خمينى، سيد روح اللّه موسوى، تحرير الوسيلة، 2 جلد، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم - ايران، اول، ه‍ ق

شوالی، فردریش، تاریخ قرآن، 1909، انتشارات گوتینگن

طالبی دارابی، باقر، (آدین اشتاین سالتز)  سیری در تلمود، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان، 1382

طاهری آکردی، محمد حسین، یهودیت، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، قم، 1390

طبری، محمد بن جریر ، ، تاریخ الرسل والانبیاء والملوک والخلفاء، (تاریخ طبری) قاهره، 1380 ق

طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، 1412، بیروت، دارالمعرفه

طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، دار احياء التراث العربى، بی­تا

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، المبسوط في فقه الإمامية، 8 جلد، المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، تهران - ايران، سوم، 1387 ه‍ ق

طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، 10 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

عاملى، سيد محمد حسين ترحينى، الزبدة الفقهية في شرح الروضة البهية، 9 جلد، دار الفقه للطباعة و النشر، قم - ايران، چهارم، 1427 ه‍ ق

عاملى، شهيد اول، محمد بن مكى، اللمعة الدمشقية في فقه الإمامية، در يك جلد، دار التراث - الدار الإسلامية، بيروت - لبنان، اول، 1410 ه‍ ق

قمّى، صدوق اوّل، على بن بابويه، مجموعة فتاوى ابن بابويه، در يك جلد، قم - ايران، اول، ه‍ ق

كريمي نيا محمد مهدي، 1379، فصلنامه معرفت ، شماره 37

كلينى، ابو جعفر، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، 8 جلد، دار الكتب الإسلامية، تهران - ايران، چهارم، 1407 ه‍ ق

گلدزیهر، ایگناز، درسهائی درباره قرآن،(ترجمه علینقی منزوی) انتشارات کمانگیر، تهران، 1375

لنكرانى، محمد فاضل موحدى، تفصيل الشريعة في شرح تحرير الوسيلة - الصوم و الاعتكاف، در يك جلد، مركز فقه ائمه اطهار عليهم السلام، قم - ايران، اول، 1426 ه‍ ق

موسوی سبزواری، سیّد عبد الاعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، 1409، بیروت، موسسه اهل بيت( ع)

موشه بن حافام،حزقیا زرگدمای ، آرامش روح و مراسم سوگواری، انتشارات بنی توراه، 1361 ش

و نسينك، مفتاح كنوز السنة، ترجمه محمد فؤاد عبد الباقى، ص 39، زير «الاستعاذة» قاهره، 1933

وبلاگ شیعه و یهود jewshia.blog.ir

ونسینک، آرنت یان، محمد و یهود در مدینه، 1903، لیدن (Mohammad eu de Joden te Medina, P. 108, Leiden, 1908)



[1] دانشنامه یهودی (به انگلیسی: Jewish Encyclopedia) دانشنامهای ۱۲ جلدی است که بیش از ۱۵۰۰۰ مقاله را در بر می‌گیرد و در میان سال‌های ۱۹۰۱ و ۱۹۰۶ میلادی در نیویورک منتشر شده است. موضوع این دانشنامه یهودیت و تاریخ یهود است./ نیویورک تایمز 16 اوت 1902 .


منبع : مجله قرآن پژوهی خاورشناسان (قرآن و مستشرقان)، پیاپی ۲۶ (بهار و تابستان ۱۳۹۸)
کلید واژه ها : تقلید آموزه های اسلام مستشرقان گلدزیهر خدای اسلام و یهود قبله اسلامی و یهودی روزه اسلام و یهود
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت