العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
سه شنبه 21 آبان 1398
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 17077      تاریخ : 1398/8/16 14:12:24      بخش : اخبار دین پژوهی print
بررسی مصداق کوثر در سوره کوثر در تفاسیر روائی شیعه و سنی(بخش اول) دکتر محمد رضا قضائی، امین مرادی، دکتر محمد مهدی کریمی نیا
بررسی مصداق کوثر در سوره کوثر در تفاسیر روائی شیعه و سنی(بخش اول)

« بررسی مصداق کوثر در سوره کوثر در تفاسیر روائی شیعه و سنی »

چکیده

سوره کوثر از ابتدای نزول از توجه خاصی در نگاه مفسران برخوردار بوده است. تبیین مصداق واژه «کوثر» از زمان نزول این سوره از موارد چالشی در میان مفسران بوده است. این آراء تفسیری در میان تفاسیر روائی  رونق بیشتری داشته است. آنچه در این تفاسیر به چشم میخورد بیان معنای کوثر و ذکر مصادیق این معنا است و از مصداق این واژه در زمان نزول سوره کوثر غفلت شده است. در این تحقیق تلاش شد تا با بررسی تطبیقی روایات و اقوال تفسیری در تفاسیر روائی، نگاهی گذرا از آنچه گفته شده ارائه شود و سپس به ارزیابی تمام آنها بپردازد. توجه به شأن نزول، روایات وارد شده درباره سوره، سیاق آیات و قضایای مسلم تارخی، روشی بود که به بررسی این تفاسیر کمک کرد. نتیجه به دست آمده آنست که تنها مصداق دنیائی کوثر در زمان نزول سوره، حضرت زهرا س است که در عین وحدت، شأنیت کثرت را دارا بوده و نسل پیامبر از طریق ایشان گسترش پیدا کرد و نقشه های دشمنای برای ابتر ماندن دین اسلام را از بین برد.

واژگان کلیدی: کوثر، ابتر، نهر بهشتی، حوض، خیر کثیر، حضرت زهرا (سلام الله علیها)

 طرح مسئله

سوره کوثر به عنوان کوچک ترین سوره قرآن مورد توجه بسیاری از دانشمندان اسلامی قرار گرفته است. بررسی اینکه مراد آیه شریفه از کلمه «کوثر» در زمان نزول آن و مصداق دنیائی آن چه چیزی است از جمله مباحث بحث برانگیز در میان مفسران فریقین است.در این میان واژه «کوثر» و «ابتر» از توجه بیشتری برخوردار بوده و معرکه آراء بسیاری شده است. در یک نگاه کلان باید میان مصداق دنیائی و اخروی واژه کوثر تمایز قائل بود و تلاش کرد تا با توجه به قرائن موجود به تعیین مصداق آیه به هنگام نزول سوره دست یافت. به همین منظور ابتداء باید مفهوم کوثر و ابتر تبیین شده وسپس به طرح آراء مطرح در تفاسیر شیعه وسنی پرداخت.

مفهوم شناسی

کوثر

کوثر در لغت: کَوثَر بر وزن فَوعَل که از کثرت گرفته شده است و مبالغه در کثرت می‌باشد. در لغت به گردوغبار بسیار زیاد که روی هم انباشته شده و همچنین آقا و بزرگی یا افرادی که بخشندگی آنها زیاد وکثیرالخیر هستند کوثر می‌گویند(ابن فارس، 1404: 5/160 ابن منظور، 1405: 5/ 131). همچنین کثرت و زیادی از هر چیزی را کوثر گویند (ابن منظور، همان).

کوثر در اصطلاح: بسیاری از مفسرین در تعریف اصطلاحی کوثر به معانی لغوی آن مانند خیر کثیر، کثیرالخیر و نهری در بهشت تمسک کردند. راغب اصفهانی در مفردات می‌گوید: «گفته شده کوثر نهری در بهشت است که نهرهای دیگر از او سرچشمه می‌گیرد و در جای دیگر گفته شده کوثر خیر بزرگی است که خداوند متعال آن را به پیامبرش عطا فرمود. همچنین گاهی به مرد سخاوتمند و نیز گاهی به چیزی که تا آخرین حد زیاد شود کوثر گفته می‌شود» (راغب، 1412: 703). عدّه‌ای از مفسرین درتعریف کوثر میگویند «کوثر چیزی است که کثرت از شأن آن است و کوثر خیر کثیر است» (طوسی، بی­تا: 10/ 417- طبرسی، 1372: 10/ 835- طباطبائی، 1417: 20/ 37). سید قطب درتعریف کوثر می‌گوید «کوثر به معنای مطلق غیر محدود است که برای کثرت آن نهایتی وجود ندارد و سرچشمه‌ای است که فیض و فراوانی بی‌نهایت دارد» (شاذلی، 1387: 6/ 3988).

توجه به این نکته در تعاریف اصطلاحی ضروری است که میان مفهوم و مصداق کوثر تمایز وجود دارد و بسیاری از تعاریف اصطلاحی ناظر به مصداق این واژه بوده و توجه به وجود ذهنی بودن مفهوم ندارد. لذا در مفهوم لغوی کوثر، مبالغه در کثرت، مرد بخشنده وکثیرالخیر و خیر کثیر را باید در نظر داشت. کوثر، شأنیت کثرت را داراست نه این‌که بر مصادیق کثیر اطلاق شود. بلکه شأنیت کثرت این است که مصداق یکی است و از وجود همان یک مصداق، کثرت فراوان صادر می‌شود.

ابتر

ابتر در لغت: واژه الابتر از اَلبَتر گرفته شده که در لغت به معنای استئصال القطع، قطع شدن و بریده شدن پیش از تمام شدن آمده است (ابن منظور، 1405: 4/ 37- زبیدی، بی­تا: 6/ 44).

این احتمال نیز وجود دارد که این واژه و واژگان مشابه به دیگری مانند «بتک»، «بتت»، «بتل» و.. از ریشه دوحرفی «بت» گرفته شده است. برخی معتقدند که واژگان «تبّ»، «بتّ»، «تبر»، «بتل»، «بتک» و...بایستی از ریشه‌ای واحد باشند (رضائی کرمانی، 1396: 8/ 88)؛ چراکه همه این واژگان دارای مفهوم محوری مشترک هلاکت و نابودی اند. مباحثی در ریشه این کلمه مطرح شده است که به جای خود محوّل میکنیم (رک: راغب، 1412: 36- فیومی، بی­تا:1/ 35-  عبد التواب، 1367: 36، 340).

ریشه «بتر» در زبان سریانی که از زبانهای خواهر زبان عربی به شمار میرود، تنها بخشی از مفهوم بتر در زبان عربی را دارد؛ و آن توالی است (بهلول، : 1/440). ولی ریشه «بتّ» در زبان سریانی به معنای جدائی است (همان). ریشه عبری این واژه به معنای قطع، جزّأ، فصّل، حسم و شکست خورده است (المسیری، 1382: 69). در زبان عبری نیز در سفر «ارمیا» و «تکوین» باکمی تغییر در تلفظ «بترتم» و «بتّر» به معنای قطعه‌ای که از کل جدا شده، آمده است (مراد فرج، 1990: 1/ 305). بنابراین مفهوم هلاکت و نابودی از مفاهیم ریشه‌ای در اصل ریشه بتر است.  توجه به ویژگی های صوتی این واژه نیز به درک بهتر معنای آن کمک میکند(رک: طالقانی، 1362:4/ 281) واژه ابتر به لحاظ صوتی و معنایی دارای ویژگی خاصی است که سایر واژگان هم‌معنای آن مانند بت، بتک، بترو...دارای این خصوصیات نیستند.

خلاصه آنکه آنچه لغت شناسان درباره مفهوم ابتر گفته‌اند، قطع شدن پیش از تمام شدن است (زبیدی، بی­تا: 6/ 144؛ ابن منظور، 1405: 4/ 39؛ جوهری، 1407: 2/ 584). که یکی امتداد داشتن و دیگری قطع پیش از تمام در آن نهفته است. در کتب لغت مصادیق بسیاری برای این معنا ذکر شده است که ناظر به همین مفهوم است.

تطور لغوی واژه ابتر

این واژه در قبل از اسلام نیز استعمال میشده است امّا نه صرفا برای کسی که مقطوع النسل باشد بلکه به معنای دم بریده بودن آمده است (رضایی کرمانی، 1396: 8/ 88). ازبشربن خازم از شاعران عصر جاهلی چنین رسیده است: سمین القفا شبعان یربض وحده#حدیث الخصاء وارم العقل ابتر؛ انسان احمقی که مانند شتر با شکم گنده در یک گوشه می‌نشیند و حیوان اخته‌ای که دم‌بریده است (شیبانی، 1395: 157). گذارش چندانی از استعمال این لفظ، قبل از اسلام به دست نرسیده است.

 بعد از اسلام نیز مصداق بارزش در جریان دشنام عاص بن وائل رخ داده است که میتواند معنای مقطوع النسل و یا جدا شده از بستگان و فامیل را در بر بگیرد. تفصیل این جریان در بررسی اقوال خواهد آمد.

ابتر در اصطلاح

بَتر در دم بریده بودن به کار رفته، فرزند نداشتن و ذکر خیر نداشتن معنای ثانوی آن است (راغب، 1412: 107). عرب به افراد بی عقبه وبی نسل که فرزند پسر ندارند و با مُردنشان آثارشان محو می‌شود و به عبارت دیگر کسانی که منقطع ‌النسل والذکر می‌باشند ابتر میگوید (سیوطی، 1404: 8/ 352- مکارم، 1371: 8/ 329). بنابراین به شخص مقطوع النسل بسنده نمیشود(خویی، بی­تا: 1/ 98؛ طوسی، بی­تا: 10/ 417؛ طبرسی، 1372: 10/ 461.)

دقت‌های زبان‌شناختی در ریشه واژه ابتر ما را به این نکته رهنمون می‌گردد که این واژه دارای دو محور معنایی مشخص امتداد و بریدگی پیش ‌از اتمام آن است؛ بنابراین دشمنان پیامبر اکرم ناگزیر بهره مندی هائی دارند که در پی بهره‌مندی‌ها، خداوند نابودی قطعی برای ایشان مقدور نموده است.

این واژه در علم کلام نیز به کار میرود و یکی از فرقه های زیدیه به نام «ابتریّه»  پیروان کثیر النواء ملقب به ابتر به این نام شناخته میشوند (الحمیری، : 1/ 155- کشی، : 366، شماره429). در اصطلاح کشاورزی نیز به بذر گیاهی که ژن های آن را به گونه ای دست کاری کنند که توانائی تولید مثل نداشته باشد، اطلاق میشود.

تاریخچه بحث

بحث درباره مصداق واژه «کوثر» از زمان صحابه مطرح بوده است و مفسران مطرح از جمله حضرت علی علیه السلام و پس از ایشان ابن عباس و دیگران به آن پرداخته اند. تابعین معروف از سعید بن جبیر، مجاهد بن جبر، عکرمه تا ابوالعالیه و دیگران سخنانی دارند که در تفاسیر از ایشان نقل شده است. در دوره های پس از آن نیز به تفسیر این سوره و تبیین مصداق واژگان آن پرداخته شده است. آنچه به آن کمتر توجه شده بررسی تطبیقی این روایات و اقوال در تفاسیر روائی شیعه و سنی است. در این میان تبیین مصداق واژه کوثر در هنگام نزول این سوره از جمله مواردی است که از آن غفلت شده  و تفاسیر را به مصادیق آخرتی آیه کشانده است.

با توجه به معنای لغوی و اصطلاحی که نقش کلیدی برای کشف مصداق واژه کوثر در این سوره دارند به بررسی اقوال پرداخته میشود.

اقوال و ادله تفاسیر روائی

اقوال و ادله مطرح شده در تفاسیر روائی در دو حوزه تفاسیر روائی شیعه و سنّی مورد توجه قرار میگیرد. این بررسی محدود به کتب تفسیری مصطلح نمیشود و میتواند روایاتی که به مناسبتی به تفسیر این سوره پرداخته نیز مورد نظر باشد. همچنین محدود به روایات نیز نبوده و اقوال مفسران از صحابه و تابعین را نیز شامل شود.

تفاسیر روائی شیعه

در این تفاسیر به شأن نزول این سوره با کمی تفاوت در نقل توجه داده شده است. مفسرین از ابن عباس نقل کرده‌اند که سوره کوثر درباره عاص بن وائل سهمی نازل شده و این موقعی بود که دید رسول خدا از مسجد بیرون می‌آید. در نزدیکی درب بنی سهم با آن حضرت ملاقات و گفتگو کرد درحالی‌که عده‌ای از بزرگان قریش در مسجد نشسته بودند. وقتی که عاص بن وائل داخل شد گفتند با چه کسی صحبت می‌کردی؟ گفت با این ابتر. این جریان بعد از وفات عبدالله فرزند رسول الله از خدیجه بود و رسم و عادت عرب جاهلی این بود کسی را که پسر نداشت او را ابتر می‌نامیدند پس قریش در موقع مرگ عبدالله او را ابتر و صنبور (شخصی که برادر و فرزندی نداشته باشد) نامیدند.

خدای متعال، پیامبر اکرم را با زبان بیان نعمت مورد خطاب قرار داده و میفرماید «انّا أعطیناک الکوثر» بی‌گمان ما به تو کوثر را اعطا کردیم (کاشانی، 1363: 10/ 362-366، فیض کاشانی،1415: 5/ 382) این شأن نزول با کمی تفاوت در کتب دیگر نیز ذکر شده است.

به طور کلی محورهای مورد نظر این تفاسیر در تفسیر واژه کوثر در این موارد است که هر یک شاهدی در روایات منقوله و اقوال مفسران عصر نزول و اندکی پس از آن وجود دارد. نقل بعضی از روایات در این تفاسیر از کتب دیگر بوده اما به جهت جامعیّت بحث لازم است که همه آن کتب معرفی شوند:

نهر بهشتی

این مصداق در روایاتی از پیامبر اکرم ص و امام صادق ع و اقوال تفسیری مختلف ذکر شده است ( مقاتل بن سلیمان، 1423: 4/ 879- ، قمی،1367 : 2/445- ، فیض کاشانی، 1415: 5/ 382-384- بحرانی، 1419: 5/ 773- حویزی، 1415: 5/ 680- ، مفید (امالی) 1413/ 294، طوسي (أمالي)،1414/ 69- طبرسی،1372: 1/ 49- قمی مشهدی،1368 :14/ 459- فرات کوفی، 1410: 609- ). در برخی روایات شیعه کوثر به‌ عنوان نهری در جنت آمده است. این‌گونه روایات از امامان معصوم و از صحابه مانند ابن عباس نقل شده است. در یک روایت طولانی از امام صادق علیه‌السلام در شرح‌ جریان معراج، کوثر را به‌عنوان نهر در بیت‌المعمور دانسته است (قمی، 1367: 2/ 10- قمی مشهدی، 1368: 14/ 462). در روایت وارده از امام علی علیه‌السلام کوثر به‌عنوان نهر در جنت معرفی شده است (بحرانی، 1419: 5/ 772). در روایت ابن عباس این‌چنین آمده است «لمّا نزل، انّا اعطیناک الکوثر، صعد رسول الله صلّی الله علیه و آله المنبر فقرأها علی الناس فلمّا نزل قالوا: یا رسول الله ما هذا الذی اعطاکه الله قال: نهر فی الجنه اشدّ بیاضا من اللبن» (حویزی، 1415: 5/ 680). روایت نقل شده از ابن عباس از شهرت بیشتری برخوردار است.

ارزیابی

 این روایات مشکل سندی و متنی دارند و با سیاق آیات، روایات اسباب النزول، قانون عرض حدیث بر قرآن، عقل و تدبر در قرآن مطابقت ندارد. روایت امام علی علیه‌السلام با روایت منقول از امام صادق علیه‌السلام همخوانی ندارد و ضعف محتوایی دارد یکی جایگاه کوثر را در بیت‌المعمور(قمی مشهدی، 1368: 14/ 462) و دیگری در بهشت دانسته است(حویزی، 1415: 5/ 680). روایت ابن عباس ضعف سندی و محتوایی دارد. ابن عباس روایت را به‌گونه‌ای نقل می‌کند که گویا خودش شاهد نزول سوره بوده است وی حوادث بعد از نزول سوره را نیز به‌طور مستقیم بیان می‌کند درحالی‌که ابن عباس تنها یک سال و نیم همراه پیامبر بوده و در هنگام هجرت رسول خدا، سه‌ساله بوده است هنگام نزول سوره کوثر که در اوایل بعثت اتفاق افتاده او به دنیا نیامده بود مگر اینکه از کسی که سبب نزول را دیده و شنیده باشد نقل کند و ظاهراً قرینه‌ای که بر چنین ادعایی دلالت کند در دست نیست. البته طبق روایتی ابن عباس از تأویل قرآن باخبر بود و این هم اثر دعای رسول الله صلی الله علیه و آله در حق او بود (ابن عطیّه، 1422: 1/ 10). ولی این مطلب وقتی درست است که انتساب روایت به وی اثبات شود در صورت انتساب روایت به او، بازهم تنها به‌عنوان یک مصداق قابل پذیرش است. در روایت ابن عباس از منبر سخن به میان آمده است(حویزی، 1415: 5/ 680). با توجه به شرایط سخت و طاقت‌فرسای آن زمان، در مکه منبری مطرح نبوده چنان‌که ابن کثیر ساختن منبر را بعد از هجرت در مدینه دانسته است (ابن کثیر، 1419: 8/ 426). دانشمندان فریقین سوره کوثر را مکی می‌دانند(همان، 472- طبرسی، 1372: 10/ 835) و در مکه اصلاً منبری نبوده است از طرف دیگر مکی بودن سوره کوثر از خود ابن عباس نیز نقل شده است (قرطبی، 1364: 21/ 216) این خود تعارض آشکار به‌حساب می‌آید به‌علاوه برخلاف مسلّمات تاریخی است. در متن روایات ابن عباس نیز اشکالاتی دیده می‌شود او در یک روایت کوثر را نهر دانسته و در روایت دیگر آن را خیر کثیر دانسته است (طبری، 1412: 30/ 280). بنابراین پذیرش این روایات با مشکل مواجه است.

معنای جامع این روایات اینست که از پیامبر و یا ائمه هدی ع سوال شده و یا ایشان خود در مقام تبیین واژه «کوثر» به نهر بهشتی اشاره کرده و آن را اینگونه تفسیر کرده اند.

حوض

 امام علی علیه‌السلام دریک حدیث طولانی درباره حوض فرمود: «أنا مع رسول الله و معی عترتی و سبطای علی الحوض فمن ارادنا فلیأخذ بقولنا و لیعمل عملنا ... فتنافسوا فی لقائنا علی الحوض... حوضنا مترع فیه ....هو الکوثر» ( کاشانی، 1336: 10/ 363- 366، فیض کاشانی، 1415: 5/383 طبرسی، 1372: 10/ 836 حویزی، 1415: 5/ 680). در مجمع البیان آمده، زمانی که سوره کوثر نازل شد از نبی اکرم صلی الله علیه وآله پرسیدند کوثر چیست؟ فرمود کوثر نهری است که خداوند متعال آن را به من وعده داده است؛ و در آن خیر فراوان است، آن حوض من است»(طبرسی، 1372: 10/836). روایات و اقوال در این معنا با عبارات دیگر نیز وارد شده است.

ارزیابی

در این روایات، اصل حوض را از نهر دانسته است و هر دو را کوثر میداند. روایت در مقام بیان مصداق اخروی کوثر است نه دنیائی آن. باید توجه داشت که هدیه خداوند به پیامبر باید به گونه ای باشد که  باعث شود پیامبر به نماز و دادن قربانی مکلف شوند « فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَر» (کوثر، 2). شکر نعمت هم پس از اعطای آن است در حالی که حوض و کوثر در آخرت به ایشان داده میشود. گرچه ممکن است اعطاء آخرتی نیز مستوجب نماز و قربانی باشد امّا هدیه آخرتی به ایشان از مراتب بالاتر از هدیه دنیائی آن که همان فرزند باشد به شمار میرود.

خیر کثیر

در منابع تفسیر روائی شیعه هیچ روایتی درباره تأیید معنای خیر کثیر برای واژه کوثر مشاهده نمیشود و هرچه هست از ابن عباس نقل شده که آن هم از طریق اهل سنت روایت شده است. برخی مفسران به عنوان یک قول آن را ذکر کرده اند (علامه طباطبائی، 1417: 20/ 639) و برخی دیگر این تفسیر را برای این آیه پسندیده اند(طبرسی، 1372: 10/ 830). بنابراین هر نقدی به این نظر در میان اهل سنت وارد شود در اینجا نیز مطرح است. غالب این تفاسیر به روایتی از پیامبر اشاره کرده اند که حضرت کوثر را نهری در بهشت که در آن خیر کثیر است تفسیر نموده اند (کاشانی، 1336: 10/  362 366، قمی مشهدی،1368 :14/ 459- شبّر،1407 : 6/457). روایات دیگری به همین محتوا در تفاسیر وجود دارد. و به احتمال قوی از طریق روایات اهل سنت وارد حوزه تفسیری شیعه شده است.

ارزیابی

خیر کثیر تفسیر مفهومی آیه است و اشاره به مصداق ندارد همانطور که بسیاری از مفسران در مقام بیان مصادیق خیر کثیر به موارد متعددی همچون علم، شرف الدارین (قمی مشهدی،1368 :14/ 459)، نبوت، قرآن، شفاعت (شبّر،1407 : 6/457)، ذریه حضرت که از طریق حضرت زهرا س منتشر میشود (کاشانی، 1336: 10/  362 366) و مانند آن اشاره کرده اند. شاهد این مطلب خود روایت است که فرمود «نهری در بهشت است که خداوند متعال من را به آن وعده فرموده است و در آن خیر کثیر است» (کاشانی ، همان). بنابراین گذشته از عدم اصالت این روایت در منابع شیعی، خیر کثیر به نوعی به مفهوم واژه کوثر اشاره دارد.

شفاعت

 مرحوم طبرسی و ابوالفتوح رازی در تفسیر این سوره به این روایت اشاره میکنند که از امام صادق علیه‌السلام روایت شده، کوثر شفاعت است. (طبرسی، 1372: 27/ 307، ابوالفتوح رازی،  1408 :20/ 427- 423 ، حویزی،1415: 5/680- فیض کاشانی، 1415: 5/ 382-384 بحرانی، 1419: 5/ 772). برخی تفاسیر نیز با استناد به همین روایت، مصداق کوثر را «شفاعت» نیز دانسته اند.

ارزیابی

در این مورد نیز تفسیر به مصداق شده است و نمیتوان تنها مصداق کوثر را شفاعت دانست. گذشته از آن، جلوه شفاعت بیشتر در قیامت نمایان میشود و جنبه دنیائی در آن نادیده گرفته شده است. مرحوم طبرسی در ذیل روایت میگوید «لفظ محتمل است و شامل همه آن‌ها می‌شود پس واجب است که حمل بر تمامی اقوالی که ذکر شده گردد» (طبرسی، 1372: 27/ 307) بنابراین شفاعت نمیتواند مصداق دنیائی باشد.

اولاد و اعقاب و کثرت نسل از طریق حضرت زهرا س

برخی از تفاسیر روائی نیز مصداق واژه کوثر را فرزندان پیامبر که از نسل حضرت زهرا منتشر میشوند، ذکر کرده اند.( کاشانی، 1336: 10/ 363- 366- فیض کاشانی، 1415: 5/ 382-384- شبّر،1407 : 6/457). نکته قابل توجه آنکه استناد هیچ یک از این تفاسیر به روایت نیست و هیچ روایتی را در این زمینه نقل نکرده اند. آنچه از اولاد و نسل پیامبر از طریق حضرت زهرا س گفته اند برداشتهای تفسیری با توجه به شأن نزول سوره میباشد و دلیل دیگری را اقامه نکرده اند.

در میان تفاسیر روائی شیعه به تفاسیر و مصادیق دیگری نیز اشاره شده است که از شهرت زیادی برخوردار نیستند. قضاوت در رابطه با این مصادیق در ذیل تفاسیر اهل سنت مطرح میشود.

ادامه دارد...


منبع : دو فصلنامه پژوهشهای تفسیر تطبیقی، دوره 5، شماره 10، 1398
کلید واژه ها : کوثر نهر بهشتی حوض کوثر حضرت زهرا س سوره کوثر
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت