العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
سه شنبه 21 آبان 1398
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 17078      تاریخ : 1398/8/16 14:18:19      بخش : اخبار دین پژوهی print
بررسی مصداق کوثر در سوره کوثر در تفاسیر روائی شیعه و سنی(بخش دوم) دکتر محمد رضا قضائی، امین مرادی، دکتر محمد مهدی کریمی نیا
بررسی مصداق کوثر در سوره کوثر در تفاسیر روائی شیعه و سنی(بخش دوم)

... ادامه

تفاسیر روائی سنی

تفاسیر روائی اهل سنت نیز از تعداد قابل توجهی برخوردار است. در این میان، تفاسیری که از شهرت و جایگاه بیشتری در میان عامه برخوردار است برگزیده شده و روایات و اقوال مختلف در تفسیر واژه کوثر و مصداق آن مورد بررسی قرار گرفته است.

نهری در بهشت

طبری اقوال بسیاری را از صحابه و تابعین نقل میکند که مراد از کوثر، نهری در بهشت است. از انس بن مالک نقل شده که گفت: رسول خدا خواب مختصری کردند سپس سر مبارکش را بالا آوردند درحالی ‌که حضرت تبسم می‌زدند فرموند «الآن بر من سوره‌ای نازل شد» حضرت آن را تا آخر قرائت فرمودند. بعد از قرائت فرمود: آیا می‌دانید کوثر چیست؟ عرض کردند: خدا و رسولش آگاه‌اند فرمود «کوثر نهری در بهشت است که پروردگارم آن را به من عطا کرده است و در او خیر کثیر است وامت من روز قیامت بر آن وارد می‌شوند» (طبری، 1412: 30/ 207- ابن ابی حاتم، 1419: 10/4370- ثعلبی، 1422: 10/ 307-313- ابن عطیّه، 1422: 5/529- بغوی، 1420 :5/313-317- خازن، 1415: 4/480-484- ابن کثیر، 1419: 8/472- ثعالبی، 1418 :5/ 632- سیوطی، 1404: 6/401). در این کتابها با اندکی تفاوت این روایت نقل شده است.

روایات اهل سنت در این‌باره از عایشه، ابن عباس، انس بن مالک و ابن عمر نقل شده است همه این روایات کوثر را نهری در جنت معرفی نموده است که خداوند متعال به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و اله بخشیده است. می‌توان روایات صحیح بخاری را (که بسیاری از مفسران و محدثان اهل سنت آن را نقل کرده‌اند) درباره کوثر ارزیابی کرد «حدثنا یعقوب بن ابراهیم، حدثنا هشیم، اخبرنا ابو بشر عن سعید بن جبیر عن ابن عباس انه قال فی الکوثر: هو الخیر الذی اعطاه الله ایّاه قال ابو بشر قلت لسعید بن جبیر: «فانّ اناساً یزعمون انّه نهر فی الجنه فقال سعید: النهر الذی فی الجنه من الخیر الذی اعطاه الله ایّاه». (بخاری، 1407: 4/ 1900- سیوطی، 1404: 6/ 402) وی حدیث دومی را نیز مانند روایت فوق در باب حوض نقل نموده است.(همان، 6/ 2405).

ارزیابی

در این دو روایت مهم ترین مطلب این است که در آن زمان مردم فکر می‌کردند که کوثر نهری در بهشت است. در این روایات هیچ اشاره‌ای به سخنان پیامبر و به سوره کوثر نشده است؛ از طرز سخن گفتن ابن عباس به دست می‌آید که این یک اجتهاد شخصی خود او بوده است اگر در این‌باره روایتی از پیامبر می‌بود او حتماً به آن استناد می‌کرد چون از ظاهر سخن ابو بشر برمی‌آید که این گمانه‌زنی بین مردم بوده است و شخصیتی مثل ابن عباس باید رفع توهّم می‌نمود. فضای صدور کلام نشانه طرح این سوال در میان توده ای از تابعین بوده است و نه همه مردم و حتی خود ابوبشر نیز میگوید «ان اناسا یزعمون انه نهر فی الجنه» و اعتقاد خودش نیز نبوده است که سعید نیز در پاسخش گفت «نهر یکی از مصادیق خیر است». پاسخ سعید بن جبیر در مقام آنست که بفهماند نهر از مصادیق خیری است که خداوند به پیامبرش میدهد نه از مصادیق کوثر گرچه کوثر نیز از مصادیق خیری است که به ایشان داده میشود.

مهمتر آنکه انحصار کوثر در نهر، برخلاف آیات دیگر قرآن کریم، عقل، سیاق آیات سوره و قانون عرض حدیث بر قرآن است. توضیح آنکه قرآن کریم برای متّقین در بهشت، نه‌تنها از یک نهر، بلکه از انواع نهرها سخن گفته است( محمد، 15) و در آن آیات از هدیه ویژه بر پیامبر سخنی نیست در حالی که این سوره در مقام اعطاء هدیه ای خاص به حضرت است. همچنین این انحصار بر خلاف عقل است، آیا معقول است که در مقابل انواع تهمت‌ها و توطئه‌های دشمنان قسم‌خورده اسلام، خداوند تنها با دادن وعده نهری در آخرت اکتفا کرده و منت‌گذاری هم صورت گیرد؛ به همین خاطر برخی معتقدند که بعید است خداوند حکیم با وعده دادن به یک نهر، آن‌هم در آینده، این‌همه منت بر شخص پیامبر بگذارد و نماز شکر و قربانی را از او بخواهد چون شکر بعد از حصول نعمت است، نه قبل از آن (محمد بشوی، 1396: شماره 8).

مخالفت این انحصار با سیاق آیات به اینگونه است که در این سوره اول از عطای کوثر سخن گفته و بلافاصله از نماز شکر و قربانی سخن به میان آمده است این می‌رساند که کوثر چیزی است که به پیامبر عطا شده است نه اینکه عطا خواهد شد. این مطلب با وعده نهر مطابق ندارد بلکه نهر چه ربطی با مرگ فرزند و زخم‌زبان‌های دشمن دارد. روایات سبب نزول سوره کوثر، مرگ فرزند و زخم‌زبان‌های دشمنان پیامبر را علت نزول سوره به‌عنوان تسلیت می‌دانند (واحدی،1984: 457). علت دیگر نزول سوره کوثر را برخی روایات دیگر فریقین، خواب دیدن آن حضرت از آینده دین و نقش حکام بنی‌امیه در این زمینه دانسته‌اند (حویزی، 1415: 5/ 683). در روایات وجود چنین نهری، در آسمان دنیا، در کنار نهر نیل و فرات(بخاری، 1407: 6/ 2730)، در آسمان هفتم(سیوطی، 1404: 4/ 138) و در جنت(سیوطی، 1404:6/ 402) معرفی شده است این‌گونه روایات که بیشتر از انس نقل شده، حاصل مضامین غیر صحیح همچون عمل جراحی پیامبر در مسجدالحرام، وجود نهرهای سه‌گانه نیل، فرات و کوثر در آسمان دنیاست. این‌گونه روایات با احتمال قوی از اسرائیلیات است چون انس بن مالک که در وقت معراج به دنیا نیامده بود چطور معراج را مستقیماً بیان می‌کند او در هنگام هجرت پیامبر هشت یا ده‌ساله بود و معراج در سال دوم بعثت رخ داده است(علامه طباطبایی، 1417: 13/ 83.). نهرهای فرات و نیل نیز در عراق و مصر است نه در آسمان دنیا، بنابراین مجعول بودن این‌گونه روایات به‌خوبی روشن می‌شود.

علاوه بر آنچه گذشت توجه به این نکته که روایات نهر ناظر بر حادثه رخ داده نیست زیرا سببهای نزولی که برای این سوره ذکر شده دو نکته مشترک دارند و آن دشمنی مشرکان (و یا بنی امیه) با اسلام و تداوم رسالت پیامبر اکرم است و دادن نهر در قیامت نمیتواند پاسخی به دشمنان و ابتر خواندن پیامبر باشد. به عبارت دیگر پیامبر اکرم نگران بقای دین از نیرنگهای دشمنان بودند و وعده نهر بهشتی نمیتواند پاسخی به این نگرانی باشد که در غیر اینصورت این سوال مطرح میشود که نزول سوره چه ارتباطی با سبب آن داشت. به همین خاطر کوثر باید ضامن بقای دین پیامبر در همین دنیا باشد تا نگرانی حضرت بر طرف شود.

حوض

روایات و نظرات تفسیری در این زمینه نیز وجود دارد که کوثر را حوض تفسیر کرده اند از جمله «فعن النبی صلی الله علیه و آله وسلم أنّه حوض و لمّا قال سعید بن جبیر: الکوثر الخیر الکثیر قیل له فقد قیل: إنّه الحوض فقال: الحوض من الخیر الکثیر» (طبری، 1412: 30/ 207-213- ابن ابی حاتم، 1419: 10/4370- ابن عطیّه، 1422: 5/529- ابن کثیر، 1419: 8/472- سیوطی، 1404: 6/401) در تفاسیر روائی به روایات و اقوال دیگری با همین مضمون اشاره شده است.

ارزیابی

ابن مسعود از رسول خدا نقل میکند که فرمود «ثم یفتح نهر من الکوثر الی الحوض»(طبری، 1412: 15/ 99). جریان نهر از کوثر به سوی حوض دانسته شده است که هر یک از حوض و نهر وجود مستقل داشته و به هر دو مجازا کوثر اطلاق شده است. در بعضی از روایات نیز واژه کوثر بر نهر و حوض هم زمان استعمال شده است (کاشانی، 1336: 10/ 366). فخر رازی مینویسد ««قول دوم درباره کوثر این است که کوثر حوض است و روایات دراین‌باره مشهور است. وجه جمع این قول و قول اول که مراد نهر است، این است که نهر به حوض می‌رسد یا نهرها از حوض جریان پیدا نموده، گویا حوض، منبع نهر است»(فخر رازی، 1420: 32/ 313). به همین خاطر نمیتوان حوض را مصداق دنیائی برای کوثر دانست. علاوه بر آن همانطور که قادری از اهل سنت نیز گفته است درصورتی که واژه کوثر را به حوض اختصاص دهیم، لازم می آید تا گفته شود جزئی از بهشت به پیامبر داده شود در صورتی که برای بعضی از افراد دو بهشت قرار داده شده است «وَ لِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ» (الرحمن، 46 ) چگونه ممکن است شخصی از امت دو بهشت داشته باشد و رسول خدا بخشی از بهشت را دارا باشد درصورتی که سوره در مقام امتنان است و باید چیزی داده شود که قبلا به کسی داده نشده است (قادری، بی­تا:53).

خیر کثیر

 طبری احادیثی را درباره خیر کثیر ذکر می‌کند. سعید بن جبیر، از ابن عباس نقل کرده که گفت: کوثر خیر کثیر است که خداوند متعال تنها آن را به پیامبرش عطا فرمود ابو بشر گفت: به سعید بن جبیر گفتم: مردم گمان می‌کنند این‌که کوثر نهری در بهشت است. سعید بن جبیر گفت: نهری که در بهشت است از خیر است که خداوند متعال آن را تنها به پیامبرش عطا کرده است. (طبری، 1412: 30/ 207- ثعلبی، 1422: 10/ 307-313- ابن عطیّه، 1422: 5/529- خازن، 1415: 4/480-484- سیوطی، 1404: 6/401) بسیاری از مفسران اهل سنت روایت اشاره شده را از صحیح بخاری نقل کرده اند.

ارزیابی

در روایت کوثر  به خیر معرفی شده است و با معنا کردن این واژه تفاوت دارد. کوثر آن خیری است که به پیامبر داده شده با مصادیق مختلف از جمله نهر و مانند آن. در روایت دیگر بخاری، کلمه کثیر نیز به الخیر اضافه شده است (بخاری، 1407: 4/ 1900) و بعد از آن ادامه روایت «ان اناسا یزعمون...» آمده است و پاسخ ابن عباس نیز همانند روایت قبلی است. آنچه قابل نقد است آنست که در آن زمان برخی از مردم گمان میکردند کوثر نهری در بهشت است و این نکته از پیامبر نقل نشده است و از طرز سخن ابن عباس استفاده میشود که اجتهاد خود او بوده است.

در تفاسیر روائی اهل سنت به موارد بسیار دیگری نیز اشاره شده است که یا از شهرت کمتری برخوردار هستند و یا با ابطال انحصار تفسیر کوثر به موارد اشاره شده، حکم این موارد نیز مشخص میشود.

برخی از این موارد عبارتند از : قرآن، اسلام، حوضی در بهشت، خیر دنیا و آخرت (طبری ، 1412: 30/ 207-213- (قرآن) ابن ابی حاتم، 1419: 10/4370- ابن عطیّه، 1422: 5/529- ابن کثیر، 1419: 8/472- سیوطی، 1404: 6/401) بغوی به قرآن و نبوّت اشاره میکند( بغوی، 1420 :5/313-317).

خازن در تفسیر لباب التأویل از میان همه این تفاسیر به نهر، نبوّت، کتاب، حکمت، کثرت پیروان، خیر کثیر، فضائل کثیره، علم،شفاعت، حوض، مقام محمود، اسلام، اظهار دین پیامبر بر همه ادیان،پیروزی بر دشمنان اشاره میکند امّا نهری در بهشت را ترجیج میدهد.

شفاعت، کثرت اصحاب و پیروان، نوری که به سمت خداوند دعوت میکند، معجزات، قول لا اله الّا الله، فقه در دین، نمازهای پنجگانه و غیره. ثعلبی گذشته از مواردی که از کتب اهل سنت نقل شد به مواردی که اشاره شد نیز اشاره میکند (ثعلبی، 1422: 10/ 307-313) ابن عطیّه نیز به برخی از این موارد اشاره میکند (ابن عطیّه، 1422: 5/529) به طور کلی در تفاسیر روائی فریقین این مطالب مطرح شده است که در مجموع به 33 مورد می رسد.

ارزیابی نسبت به مجموع روایات و اقوال

جدا از بررسی هر یک از روایات و آراء تفسیری در تفاسیر روائی، لازم است تا به صورت کلان نیز به این تفاسیر توجه شود از جمله آنکه:

الف: اشاره شد که ابن جریر بعد از نقل اقوال مختلف همین نهر بودن کوثر را ترجیح داده و از مشهور می‌داند و دلیل آن را هم روایات وارد از پیامبر می‌داند( طبری، 1412: 30/ 209). ابن جریر و امثال او روایات را بدون بررسی سندی و محتوایی، می‌پذیرند و این ‌یک آسیب جدی در تفسیر است حال‌آنکه برخی مفسران اهل سنت به‌جای نهر، حوض بودن کوثر را مشهور و متواتر دانسته‌اند (فخر رازی،1420: 32/ 313). روایات شیعه درباره کوثر، سند قوی ندارند و برخی از این روایات از منابع اهل سنت نقل شده و برخی دیگر به‌طور مرسل آمده است؛ اما کثرت روایات درباره کوثر اطمینان آور است و پذیرش نهر کوثر به‌عنوان یک مصداق اخروی برای کوثر مشکل ندارد همین‌طور در صورت صحیح بودنِ روایات شیعه، می‌توان نهر را از مصداق اخروی کوثر دانست.

بیشترین تفسیر برای واژه کوثر در میان روایات تفسیری به «نهر»، «حوض» و «خیر کثیر» تعلق گرفته است.

ب: در برخی از این تفاسیر به جریان نزول این سوره و پس از آن منبر رفتن پیامبر اشاره دارند (مقاتل، 1423: 4/870-880 بحرانی، 1419: 5/772-778- حویزی، 1415: 5/680 - قمی مشهدی،1368 :14/ 459) در حالی که سوره کوثر در مکه نازل شده و در آن زمان منبر و مسجدی برای پیامبر اکرم وجود نداشت. توجه به این نکته که در تمام موارد که اشاره به منبر رفتن پیامبر و شرح این سوره دارد از ابن عباس نقل شده است و شخص دیگری در میان نیست و احتمال اینکه همه این روایات یک خبر باشد تقویت میشود. این روایت در یک مورد نیز از انس نقل شده است (کاشانی، 1336: 10/ 363- 366) که با توجه به ضعف سند، اعتماد چندانی نمیتوان به آن کرد.

ج: روایات نقل شده از ابن عباس با یکدیگر تفاوت محتوائی دارند. در جائی آمده که ابن عباس میگوید وقتی سوره کوثر نازل شد، امیر المومنین از ایشان سوال کرد که کوثر چیست (فیض کاشانی، 1415: 5/ 382). و در جای دیگر از او نقل شده که پیامبر در جمع اصحاب نشسته بود که ناگاه اثر وحی در او ظاهر شد و سر مبارک را پایین انداخت و بعد از متی با تبسّم بالای منبر رفت و از نزول سوره کوثر سخن گفت و خود به بیان کوثر پرداختند(کاشانی، 1363: 10/ 362). عبارات در این روایات نیز متفاوتند بعضی «اکرمنی» و «وعدنی» و «اعطانی» آمده و در بعضی «بر بالای منبر رفت» ذکر شده است.

در میان مصادیقی که از عامه و خاصه نقل شده است اشتراکاتی وجود دارد ولی شأن نزول ها در بعضی جهات با هم تفاوت دارد. از جمله اینکه در بعضی روایات آمده است که کوثر در عوض وفات ابراهیم به پیامبر داده شد. در روایات شیعه ساقی حوض بهشتی را امیر المومنین و ائمه بعد از ایشان معرفی کرده اند ولی در طرف مقابل چنین سخنی نیست.

نظریه مختار

برای اثبات نظریه ناگزیر به آیه سه و واژه «ابتر» نیز باید توجه نمود. در تفاسیر، افراد مختلفی را مصداق واژه «ابتر» شمرده و شأن نزولهایی که ذکر میکنند از افراد مختلفی همچون ابولهب، کعب بن اشرف، عاص بن وائل،ابوجهل نام برده اند(ابن کثیر، :8/ 477- سیوطی، 1404: 6/401). اینکه این فرد چه شخصی هست کمک چندانی نمیکند، آنچه در این مسیر مهمّ است، اصل استفاده از این کلمه در جریان شأن نزول آن است. ابتر همانطور که گذشت به شخصی که قبل از اتمام ، پایان پذیرد اطلاق میشود. پس در مقابل کوثر چیزی است که ادامه دارد.

کوثر از فوعل، شأنیت کثرت را دارا است(طبرسی، 1372: 10/ 835) نه این‌که بر مصادیق کثیر اطلاق شود. توضیح آنکه خیر کثیر مصادیق زیادی دارد ولی در کوثر، شأنیت کثرت این است که مصداق کوثر یکی است اما همان مصداق ظرفیت فوق‌العاده‌ای را دارا است و از وجود همان یک مصداق، کثرت فراوان صادر می‌شود و همین معنا برای کوثر مناسب‌تر است. معنای خیر کثیر برای کوثر خالی از اشکال نیست زیرا در قرآن برخی مصادیق خیر کثیر بیان شده است همچون حکمت(بقره، 269) واژه حکمت که از مصداق خیر کثیر است به غیر انبیاء نیز نسبت پیدا کرده است اصل مبعوث شدن پیامبر ازجمله برای تعلیم حکمت بوده است(بقره، 151) لذا کوثر باید غیر از خیر کثیر باشد وگرنه سیاق منت‌گذاری سوره، طلب نماز و نحر ویژه از پیامبر برای معنای خیر کثیر مناسب نیست در چنین حالی دادن کوثر تحصیل حاصل است.

برخی مفسران بین معنا و مصداق، تأویل و تفسیر خلط نموده‌اند و این بر پیچیده‌تر شدن مسئله افزوده است. در صورت صحیح بودن روایات فریقین، می‌توان نهر را مصداق اخروی کوثر دانست، نه دنیوی آن. مصداق الکوثر هرچه باشد باید هم‌زمان از دو خصوصیت بارز برخوردار باشد اینکه ضامن بقای دین و خنثی‌کننده توطئه‌های دشمنان تا قیامت باشد. نهر ، خیر کثیر، حوض، شفاعت، و دیگر مصادیق این ویژگی‌ها را ندارند. غالب این موارد بیان مصداق برای یک مفهوم کلّی است.

گذشته از آن اینکه بسیاری از این اقوال بدون دلیل و برداشت تفسیری صحابه و تابعین است.

توجه به خصوصیّتهای واژه «کوثر» و «ابتر» به این نکته رهنمون میسازد که تمام مصادیق ارائه شده یا از جهت جری و تطبیق است و یا بیان مصداق اخروی آن در حالی که تمام سوال بر این مطلب استوار است که در زمان نزول سوره چه چیزی مصداق کوثراست که همه آن بدگوئی های مشرکین به پیامبر را پاسخ داده، قابلیّت دوام داشته، از او چیزهای زیادی منشعب شود و در عین حال جنبه منت گذاری خداوند بر پیامبرش را با خود همراه داشته باشد. تمام این موارد فقط در حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها جمع میشود که خداوند نسل پیامبر اکرم را از طریق ایشان در همه جا، تداوم بخشیده و نسل خلافت از رسول خدا نیز از فرزندان ایشان و حضرت علی ادامه پیدا کرده است.

خداوند در مقابل شماتت های مشرکین و طعنه های آنها پس از وفات ابراهیم و در مقابل جایگاه پایین زنان در جامعه جاهلیت، حضرت زهرا را به پیامبر اعطاء میکند تا ابتر بودن را برای دیگران به ارمغان آورده باشد. این بیان با سیاق آیات، روایات اسباب نزول و قضایای مسلّم تاریخ هماهنگ است.

نتیجه گیری

با طرح تفاسیر روائی شیعه و سنی حول سوره کوثر، به دست می آید که مفسران میان معنای لفظی و مصداقی آیه خلط کرده اند و مواردی را که جزء معنای لفظی آیه است به حساب مصداق آیه گذاشته اند. در برخی موارد، توجه به مصادیقِ معنای آیه آنها را از توجه به مصداق مورد نظر در زمان نزول آیه باز داشته است که توجه به این نکته در تفسیر سوره کوثر کمک شایانی میکند. با بررسی واژگان سوره و توجه به شأن نزول آن و سیاق ایات تنها مصداق مورد نظر سوره در زمان نزول حضرت فاطمه زهرا است که یک نفر و قابلیّت کثرت را دارا بودند و از طریق ایشان همه آروزهای شوم دشمنان برای نابودی نسل پیامبر و تمام شدن اسلام با وفات ایشان ناکام ماند.

پیشنهاد میشود همین موضوع بصورت تطبیقی از میان تفاسیر عقلی شیعه و سنی نیز بررسی شود و ادله مفسران با یکدیگر مقایسه شود.

منابع              

قرآن کریم

ابن ابی حاتم، عبدالرحمن، تفسیر القرآن العظیم، چاپ سوم، مکتبه نزار مصطفی الباز، ریاض، 1419 ه.ق.

ابن عطیه، عبدالحق، تفسیر المحرر الوجیز، چاپ اول، دار الکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون، بیروت، 1422 ه.ق.

ابن فارس، احمد بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، مطبعه الاعلام الاسلامی، بیروت، 1404 ه.ق.

ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر ابن کثیر (القرآن العظیم)، چاپ اول، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، بیروت، 1419 ه.ق.

ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، نشر الادب الحوزه، قم، 1405 ه.ق.

بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1419 ه.ق.

بخاری، اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دار ابن کثیر، 1407 ه.ق.

بشوی، محمد یعقوب، «بررسی تطبیقی روایات تفسیری فریقین درباره کوثر»، شماره 8، 1396 ه.ش.

بغوی، حسین بن مسعود، تفسیر معالم التنزیل، چاپ اول، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1420 ه.ق.

بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، چاپ اول، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1423 ه.ق.

ثعالبی، عبدالرحمن، تفسیر الجواهر الحسان، چاپ اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1418 ه.ق.

ثعلبی، احمد، تفسیر الکشف و البیان، چاپ اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1422 ه.ق

جوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصّحاح تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت، دار العلم الملایین، 1407 ه.ق.

حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تصحیح هاشم رسولی، چاپ چهارم، اسماعلیان، قم،1415 ه.ق.

خازن، علی بن محمد، تفسیر خازن (لباب التأویل فی معانی التنزیل)، تصحیح عبدالسلام محمد علی شاهین، چاپ اول، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، بیروت، 1415 ه.ق.

خویی، سید ابوالقاسم، البیان فی علوم القرآن، «بی‌جا»، «بی‌نا»، «بی‌تا».

رازی، حسین بن علی، تفسیر روض الجنان و روح الجنان، تصحیح محمدمهدی ناصح، محمدجعفر یاحقی، چاپ اول، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، مشهد، 1408 ه.ق.

رازی، فخرالدین محمد بن عمر، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، چاپ سوم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1420 ه.ق.

راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، چاپ اول، دار الشامیه، بیروت، 1412 ه. ق.

سیوطی، عبدالرحمن، تفسیر الدرّ المنثور، چاپ اول، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (ره)، قم، 1404 ه.ق.

شاذلی، سید قطب بن ابراهیم، تفسیر فی ظلال القرآن، ترجمه: مصطفی خرم‌دل، چاپ دوم، نشر احسان، تهران، 1387 ه.ش.

شبّر، سید عبدالله، تفسیر الجوهر الثمین فی تفسیر الکتاب القرآن، چاپ اول، شرکه مکتبه الالفین، کویت، 1407 ه.ق.

شیبانی، اسحاق بن مرار، الجیم، «بی‌جا»، الهیئه العامه لشوون المطابع الامیریه، 1395 ه.ق.

طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1362 ه.ش.

طباطبایی، محمد حسین، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417 هق

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1372 ه.ش.

طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، 2جلد، نشر مرتضى - مشهد، چاپ: اول، 1403 ق.

طبری، محمد بن جریر، تفسیر جامع البیان، چاپ اول، دار المعرفه، بیروت، 1412 ه.ق.

طوسی، محمد بن حسن، تفسیر التبیان فی تفسیر القرآن، تصحیح احمد حبیب، عاملی، چاپ اول، دار احیاء التراث العربی، بیروت، «بی‌تا».

طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي (للطوسي)، 1جلد، دار الثقافة - قم، چاپ: اول، 1414ق.

عبدالتواب، رمضان، مباحث در فقه اللغه و زبان شناسی عربی، ترجمه: حمیدرضا شیخی، تهران، معاونت فرهنگی آستان قدس، 1367 ه.ش.

فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تهران، انتشارات الصدر،1415.

فيومى، احمد بن محمد مقرى،‌ المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعی، قم، دارالرضی، بی تا

قادری، محمد طاهر، معارف الکوثر، لاهور، منهاج القرآن پبلیکیشنز، «بی‌تا».

قرطبی، محمد، تفسیر الجامع لاحکام القرآن، چاپ اول، ناصر خسرو، تهران، 1364 ه.ش.

قمی مشهدی، محمد، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، چاپ اول، ایران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1368 ه.ش.

قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، قم، دارالکتاب، 1367 ه.ش.

کاشانی، فتح الله بن شکر الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، چاپ اول، کتاب‌فروشی اسلامیه، تهران، 1363 ه.ش.

کشی، محمد بن عمر، اختيار معرفة الرجال، بی تا ف بی جا

كوفى، فرات بن ابراهيم، تفسير فرات الكوفي، 1جلد، مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي - تهران، چاپ: اول، 1410 ق.

محمدعلی، رضایی کرمانی، بی‌بی زینب، مرتضی ایروانی، رهیافتی زبان شناسانه به واژه ابتر: سال پنجم، شماره 8، سال1396زبیدی، محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، دارالهدایه، بیروت، «بی‌تا».

مراد فرج، ملتقی اللغتین العبریه و العربیه، مصر، النبطیه الرحمانیه، 1930 م.

مزراحی، المسیری، دائرة المعارف یهود، تهران، کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین 1382

مفيد، محمد بن محمد، الأمالي (للمفيد)، 1جلد، كنگره شيخ مفيد - قم، چاپ: اول، 1413ق.

واحدی، ابی الحسن علی، اسباب النزول، ریاض، دارالثقافه الاسلامیه، 1984 م.


منبع : دو فصلنامه پژوهشهای تفسیر تطبیقی، دوره 5، شماره 10، 1398
کلید واژه ها : کوثر نهر بهشتی حوض کوثر حضرت زهرا س سوره کوثر
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

تازه ترین مطالب
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت