العربی   اردو   English   فارسی درباره ما     تماس با ما     اعضای موسسه
چهارشنبه 5 آذر 1399
تلگرام  اینستاگرام  آپارات  گوگل پلاس دین پژوهان  ایمیل دین پژوهان
کد : 17199      تاریخ : 1398/12/13 01:49:30      بخش : دیدارها و گفتگوها print
حجت‌الاسلام والمسلمین نجم‌الدین طبسی فضایل و مناقب امام علی علیه السلام به روایت معتبرترین کتب اهل سنت
حجت‌الاسلام والمسلمین نجم‌الدین طبسی

فضایل و مناقب امیرالؤمنین به حدی است که هیچ‌کس را یارای انکار آن نیست. دوست و دشمن در رابطه با عظمت و بزرگی علی علیه السلامسر تعظیم فرود آورده‌اند. بنابر نقل بزرگان اهل‌سنت، در رابطه با هیچ‌یک از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلماین‌قدر فضیلت و منقبت نقل نشده است. آنچه در پی می‌آید گفت‌وگویی است با حجت‌الاسلام والمسلمین نجم‌الدین طبسی عضو جامعه مدرسین و از اساتید حوزه علمیه قم که با نگاه به منابع اهل سنت به این موضوع پرداخته است...


◦ معرفی اجمالی از کتاب هایی که در فضائل امیر المومنین علیه السلامنوشته شده است داشته باشید؟

▪ راجع به فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام وزندگی و سیره ایشان و شرح و بسط نهجالبلاغه، هزاران جلد کتاب نوشتهشده است، بنده به چند نمونه از دوره اخیر اشاره میکنم، کتاب الصحیح من سیرة الامام علی، نوشته علامه جعفر مرتضی در 53 جلد، موسوعه امام علی آقای ریشهری 12 جلد، موسوعة امام علی مرحوم قبانچی از خطبای بنام نجف اشرف که پدر چند شهید هستند 11 جلد، دانشنامه امام علی 12 جلد، راجع به نهجالبلاغه و شروح آن مثل فرهنگ آفتاب 10 جلد، مستند نهجالبلاغه جلالی 3 جلد، مصادر نهجالبلاغه 6جلد، بهج الصباغة مرحوم تستری که 14 جلد، منهاج البراعه مرحوم سید حبیبالله خوئی متوفای 1314 18 جلد،: الدیباج الوضی فی الکشف عن اسرار کلام الوصی«شرح نهجالبلاغه»از حسینی، یحیی بن حمزه، ۶۶۹ - ق ۷۴۹، شرح فی ظلال نهجالبلاغه مغنیه 6 جلد؛ پیام امیرالمؤمنین آیتالله مکارم شیرازی 15 جلد، شرح ابن ابی الحدید بر نهجالبلاغه 20 جلد، و... اینها را بهعنوان نمونه عرض کردم، اگر بخواهیم استقصا کنیم بالغبر هزاران جلد کتاب است.

در باره فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام، کتابهای متعددی نوشتهشده است که این انعکاس برخورد پیامبر اکرم با اهل بیت علیهم السلام است، وقتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم درشان اهلبیت عصمت و طهارت میفرمایند:«اللهمّ هؤلآء اهلبیتی؛ شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج2، ص: 30» اینها خانواده من هستند؛ یا اینکه اشاره میکند «حربک حربی، سلمک سلمی، شرح نهجالبلاغه: 2/ 297 و 20/ 221، ینابیع المودة: 1/ 172 و 200 و 253، المناقب خوارزمی: 129.» کسی که با اینها بجنگد با من جنگیده است و کسی که با اینها از در سلم وارد شود با من از در سلم واردشده است، این بر اهلقلم و نویسندگان انعکاس پیدا میکند و از همان روز اول شروع کردند به نوشتن فضائل امیرالمؤمنین به مقدار توانشان، و گروهی همروی آوردند به اربعینیات.

◦ نگاه اهل سنت نسبت به فضائل امیر المومنین علیه السلام چگونه نگاهی است؟و آیا ایشان هم در فضائل آن حضرت قلم فرسایی نموده اند؟

▪ اهل سنت هم مثل پیروان مکتب اهل بیت، به امیرالمؤمنین علیه السلام اعتقاددارند با این فرق که ما ایشان را امام اول میدانیم و آنها ایشان را امام چهارم میدانند و آنها هم به فضائل حضرت معترفاند و برای ایشان احترام فوقالعادهای هستند و از نواصب و از دستپروردههای اموی و خوارج رنج میبرند.

من کتاب شواهد التنزیل حسکانی حنفی م 490 را بهعنوان نمونه اشاره میکنم، که در مقدمه کتاب میگوید: انگیزه تألیف این کتاب این است که من شنیدم یکی از اساتید در بغداد تبلیغاتی راه انداخته است و ایجاد شبهه میکند و میگوید هیچ مفسری نگفته است که سوری "هل أتی" راجع به امیرالمؤمنین و فاطمه نوشتهشده است و بلکه هیچ آیهای در قرآن راجع به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا؟عهما؟ نیست، آقای حسکانی میگوید جرئت و بهتان و دروغگویی این شخص برای من امر شگفتانگیزی بود منتظر بودم کسی او را رد کند ولی متأسفانه نشنیدم و خودم از باب امربهمعروف و نهی از منکر قلمبهدست گرفتم و شروع به نوشتن این کتاب کردم که راجع به آیاتی است که در شأن امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا نازلشده است از سوره حمد شروع میکند و میگوید باعجله نوشتم 213 آیه و 1163 روایت را نقل کرده است و نسبت به برخی از روایات که شأن نزول آیه است میگوید 5000 طریق دارد، بعد میگوید من این را نقل کردم و اسم آن را شواهد التنزیل گذاشتم، در جلد پایانی کتاب میگوید:

«قد علقت علی ما وصلت الید إلیه من هذا الباب علی العجلة، حتی أتیت علی کل ما نزل فیهم أو فسر فیهم أو حمل علیه (کذا) وإن کان فی بعض ما أوردت - من الاسناد - لأهل الصنعة مقال، فلم أتضمن شرط الصحیح وکان الغرض تکذیب من أدعی أنه لم ینزل فیهم شئ من القرآن فلیعد العاد آیات هذا الکتاب لیقف علی حقیقة البهتان، وعلی سورة النصب والشنآن، والله سبحانه (هو) المستعان علی شر الزمان، وأرجو أن الله بفضله وکرمه لا یؤاخذنا بالمسامحة فی الأسانید، والمساهلة (فیها) مع قصد التقرب إلی العترة الفاضلة، وأن یشفعهم فینا ویحشرنا فی زمرتهم کما أکرمنا فی الدنیا بموالاتهم ومحبتهم وهو - عز اسمه - الملی بتحقیق الرجاء، وإجابة الدعاء بمنه، وشرطی علی من بلغه هذا الکتاب من السادة وأتباعهم - إلی آخر الدهر - أن یخصنی بدعواته الصالحة، ویشرکنی فیما یتقرب به من القرب الخالصة، وإنی لأرجو من جماعة من یری عنائی دعا (ء) ه لی بالنجاة من النار». من این کتاب را باعجله نوشتم، هر چه که راجع به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا بود را نوشتم و سه هدف دارم، اول اینکه کسی را که ادعا کرد در شأن امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا قرآن نازل نشده است تکذیب کنم، دومین هدف من این است که علی و فاطمه را شفیع من قرار دهد و ما را در گروه آنها قرار بدهد، همانطور که امروز محبت ایشان را به ما کرامت کرده است، و یحشرنا فی زمرتهم کما أکرمنا فی الدنیا به مولاتهم و محبتهم، نکته سوم این است که من با نوشتن این کتاب قصد تقرب الی العترة الفاطمه رادارم، اول تکذیب دروغگویان، دوم شفاعت روز قیامت، سوم نزدیک شدن به این خاندان.

 اینیک نویسنده اهل سنت است، ایشان وقتی آیات و فضائل را نقل میکند در مقدمه کتابش میگوید: «کان لعلی بن أبی طالب عشرون ومائة منقبة لم یشترک [معه] فیها أحد من أصحاب محمد صلی الله علیه و آله و سلموقد اشترک فی مناقب الناس» علی بن ابیطالب 120 ویژگی دارد که احدی از اصحاب پیامبر اکرم در آن فضائل با او شریک نیستند یعنی فضائل خاص و ویژه خود حضرت است بعد میگوید هر یک از صحابه هر فضیلتی داشته باشند علی بن ابیطالب هم با آنها در آن فضیلت شریک است.

نکات مهمی از حاکم نیشابوری در مقدمه کتاب فضائل فاطمه الزهراء؟سها؟

آقای حاکم نیشابوری م 405، کتابی به نام فضائل فاطمة الزهراء؟سها؟ دارد که مقدمهاش بسیار مهم است وی میگوید: «ثم ان زماننا قد خلفنا فی رعاة یتقرب الناس الیهم ببغض آل الرسول صلی الله علیه و آله و سلم، والوضع عنهم، فکل من یتوسل فتوسله بذکر الا بما قد نزههم الله عنه، وانکار کل فضیلة تذکر من فضائلهم، والله المستعان علی ذلک، والمسؤول أن یصلی علی محمد النبی واله، وأن یبدلنا بالخوارج خیرا منهم انه ولیه والقادر علیه.

ومما حملنی علی تحریر هذه الرسالة أن حضرت مجلسا حضره أعیان الفقهاء والقضاة والامناء من المزکین وغیرهم، وجری بحضرتهم ذکر امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب رضی الله عنه فانتدب له عین من أعیان الفقهاء فقال: کان علی لایحفظ القران! وهذا الشعبی قد نص علیه، فقلت: أو غیر هذا؟ فان الصحابة الذین هم أعلم بذلک من الشعبی قد شهدو له بحفظ القران، وهذا أبوعبد الرحمن عبد الله بن حبیب السلمی سید القراء من التابعین قرأ علیه، وله عنه حرف مجرد، وهو أحد الرواة عن عاصم بن بهدلة. قال: الشعبی أعرف به من غیره. فقلت: ان الشعبی لم یسمع منه، انما راه رؤیة، ثم ظهر میله الی أعدائه، طمعا فی الدنیا. فما زاده کل ماذکرته من ذلک الاتمادیا فی الباطل.»

ما امروز گرفتار نواصب هستیم، گرفتار مسئولینی هستیم که مردم برای این که به آنها نزدیک بشوند به اهلبیت بغض میورزند و اهلبیت را تنقیص میکنند و فضائل آنها را منکر میشوند بعد میگوید از خدا میخواهم اولاً بر پیامبر اکرم صلوات بفرستد و بعد شر این خوارج را دفع نماید و انسانهای خوبی را بهعوض اینها بهعنوان امیر و مسئول شهرها قرار بدهد و بعد جریانی را نقل میکند، میگوید انگیزه تألیف این کتاب این است که سمیناری تشکیل شد اعیان فقها و قضات و امنا و مسئولین شهر و بزرگان شرکت کرده بودند و آنجا سخن از امیرالمؤمنین علیه السلام به میان آمد شخصی برخاست و امیرالمؤمنین را تنقیص کرد و گفت:امیرالمؤمنین علیه السلامحافظ قرآن نبوده است من به او گفتم قراء قرآن به یک واسطه همه شاگردان علی بن ابیطالب هستند، چطور این حرف را میزنی؟ گفت شعبی میگوید گفتم شعبی اصلاً در درس امیرالمؤمنین شرکت نکرده بود یکبار آمدورفت به خاطر دنیا به سمت دشمنان رفت ولی او گوش به این حرف نداد بعد فاطمه زهرا را تنقیص کرد که او را رد کردم و جواب دادم و بعد یکی از فقهای خوارج و نواصب آن شخص را تأیید کرد و گفت الآن تو اهل سنت هستی یعنی نصب و نواصب و دشمنی با اهلبیت و تنقیص امیرالمؤمنین را نواصب، تسنن نامگذاری کرده بودند این آقای سنی شافعی نفرین میکند که خداوند ریشه این نواصب را بکند، میگوید: انگیزه تألیف کتاب من همین بود، فضائل اهلبیت را بگویم که اگر اینها گوش شنوا داشته باشند بشنوند و الا در دیگران تأثیر نگذارند، اینها اهل سنت هستند که فضائل اهلبیت و خصوصاً امیرالمؤمنین علیه السلامرا نقل میکنند.

◦ میلاد امیر المومنین در کعبه در منابع اهل سنت چگونه گزارش شده است؟

▪ این که میلاد امیرالمؤمنین علیه السلام که در کعبه اتفاق افتاده، از مسلمات است و حاکم نیشابوری که از شخصیتهای بزرگ اهل سنت است در کتاب المستدرک علی الصحیحین جلد سوم چاپ دار الکتب العلمیه، صفحه 550، در باب مناقب حکیم بن حزام مطلبی را از مصعب بن عبدالله نقل میکند، حدیث شماره 1642، آنجا میگوید: أخبرنا أبو بکر محمد بن أحمد بن بالویه ثنا إبراهیم بن إسحاق الحربی ثنا مصعب بن عبد الله : فذکر نسب حکیم بن حزام و زاد فیه و أمه فاختة بنت زهیر بن أسد بن عبد العزى و کانت ولدت حکیما فی الکعبة و هی حامل فضربها المخاض وهی جوف الکعبة فولدت فیها فحملت فی نطع و غسل ما کان تحتها من الثیاب عند حوض زمرم و لم یولد قبله و لا بعده فی الکعبة أحد"

 مصعب بن عبدالله ( از نسب شناسان معروف است)نسب حکیم بن حزام را ذکر کرد و سپس افزود: مادرش فاخته بنت زهیر بن اسد بن عبدالعزی بود در کعبه حکیم را بدنیا آورد، او حامله بود، او درد زایمان به سراغش آمد در حالی که در داخل کعبه بود، سپس زایمان در کعبه زایمان کرد، او در پارچه ای حمل شد و لباسهای که در زیر او انداخته شده بود شسته در کنار حوض زمزم شسته شد و نه قبل و نه بعد از او در کعبه کسی به دنیا نیامده است.

اما حاکم به قسمت آخر سخن مصعب اعتراض می گیرد و می فرماید: قال الحاکم: وهم مصعب فی الحرف الأخیر فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب کرم الله وجهه فی جوف الکعبة.

مصعب در آخر کلامش وهم کرده چرا که اخبار به صورت تواتر نقل شده که فاطمه بنت أسد امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله و جهه و رضی الله عنه را در دل کعبه بدنیا آورد. حاکم نیشابوری میگوید:راوی اشتباه کرده، این که میگوید: بعد از حکیم کسی در کعبه به دنیا نیامده اشتباه است، چون اخبار متواتر است که «فقد تواترت الاخبار ان فاطمة بنت أسد ولدت أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب کرم الله وجهه فی جوف الکعبة.» مؤلف این کتاب در اوایل قرن پنجم در سال 405 هجری فوتشده است و ازنظر موقعیت علمی از نویسنده کتاب تعبیر امام الحدیث میکنند، مصعب بن عبدالله از آل زبیر است، متوفای 230 هجری است، دشمنی اینها با امیرالمؤمنین و اهلبیت بر کسی مخفی نیست، مصعب از این طایفه است، خودش هم مشکل دارد، لذا بخاری از او چیزی نقل نمیکند شرححال او را در کتاب سیر اعلام النبلاء جلد 11 نگاه کنید این آقا با اهلبیت مشکل داشتند و سعی داشتند فضائل اهل بیت را کمرنگ جلوه بدهند و منکر بشوند. مصعب میگوید حکیم بن حزام در کعبه به دنیا آمده است، حکیم بن حزام چه کسی هست؟ چقدر اعتبار دارد؟ در سال 230 فوتشده،این مطلب را از کجا نقل میکنید؟ چه کسی گفته حکیم در خانه خدا متولد شده است؟

انگیزه امثال مصعب این است که تولد امیرالمؤمنین را تحتالشعاع قرار بدهد، میگوید حکیم در کعبه به دنیا آمده و قبل و بعد از او کسی در کعبه متولد نشده است، نسبت بعدش را حاکم نیشابوری میگوید که نویسنده اشتباه میکند و اخبار متواتر است که امیرالمؤمنین در کعبه به دنیا آمده است، اما نسبت به قبلش در کتاب الفصول المهمة فی معرفة الائمة علیهم السلاماز ابن صباغ مالکی، از علمای اهل سنت متوفای 855 هجری است، در صفحه سی کتاب نسبت به قبلش هم همین را میگوید، «ابن صباغ مالکی گوید:” ولم یولد فی البیت الحرام قبله أحد سواه و هی فضیلة خصّه الله بها إجلالا له واعلاء لمرتبته وإظهاراً لتکرمته، الفصول المهمة ص ۳۰، مستدرک حاکم ۳۴۸۳٫» پس قصه حکیم بن حزام را هم میگوید دروغ است، حاکم میگوید بعد از علی کسی در کعبه به دنیا نیامده است، فصول هم میگوید: قبل از علی هم کسی در کعبه به دنیا نیامده است، نتیجه این میشود که احدی در کعبه جز علی بن ابیطالب دنیا نیامده است، نه قبل از علی و نه بعد از علی، پس این حرف مصعب رد میشود و این از ویژگیها و اختصاصات امیرالمؤمنین است، اما قصد دارند این مسئله را مخفی کنند، به تعبیر بنده شبیهسازی میکنند که این مسئله را کمرنگ جلوه بدهند، برخی قلمبهدستان از آل زبیر، بنیامیه و خوارج بودند که ازنظر خطی باهم مشکل داشتند اما یک هدف داشتهاند، اما بهصراحت اهل سنت که نویسندگانشان خیلی آزاد نبودند و هر چیزی را نمیتوانستند بنویسند، نمیتوانستند برخلاف رویه حکومت چیزی بنویسند، وضعیت امویین و عباسیان معلوم بود که با اهلبیت مشکل داشتند درعینحال میبینید که حاکم میگوید تواترت الاخبار من سال گذشته در سفر هند کتاب حاکم نیشابوری یک نسخه از این کتاب که در زمان خود نویسنده نوشتهشده بود را دیدم.

 من از نویسندگان دیگر گلهدارم که او در سال405 میگوید تواترت الاخبار، این همان حاکمیت جریان نواصب و خوارج است، حاکمیت حکومتهایی است که با اهلبیت مشکل داشتهاند، این از ویژگیهای حضرت است، نواصب از طریق ماهوارهها شبهه میکنند که آنجا بت بوده است و شرافتی برای امیرالمؤمنین نیست، او نمیداند که قداست کعبه بهواسطه حضور بتها از بین نمیرود، کعبه مقدس هست و چند بت نجس که مال پدران آنها بوده چیزی از قداست کعبه کم نمیکند، اما اینها این مطالب را نمیتوانند تحمل کنند و لذا یا شیوه مصعب را در پیش میگیرند و تشکیک میکنند که امیرالمؤمنین چطور در نماز انگشترش را داده است، این با توجه سازگار نیست، او نمیداند که نماز عبادت است و صدقه و زکات دادن هم عبادت است، علی از عبادت خارج نشد عبادت در عبادت، شما میگویید که پیامبر اکرم نماز ظهرش را دو رکعت خواند و بعد آمد پشت به کعبه و قبله ایستاد تکیه داد و با اصحاب صبحت کرد و اصحاب گفتند شما اشتباه کردید که نپذیرفتند و بعد هنگام خروج از کعبه که ذوالیدین به ایشان گفت که اشتباه کردید برگشت و نمازش را تکمیل کرد، یعنی بااینهمه فعل کثیر نه نماز پیامبر و نه نماز اصحاب بههمخورده است، شما که به دادن انگشتر در نماز اشکال میکنید که فعل کثیر است اشکال میکنید آن مطالبی را که بخاری آورده است چه میگویید؟

روایاتی در فضائل امیر المومنین از منابع اهل سنت

خلقت ملائکه از نور وجه امام علی علیه السلام

روایتی را از خلیفه اول برای شما نقل میکنم، این روایت را خوارزمی در مقتل الحسین، از خلیفه دوم نقل میکند، خلیفه دوم میگوید از خلیفه اول شنیدم که پیامبر اکرم فرمود: «انّ الله خلق من نور وجه علی ملائکة یصبحون و یقدسون؛ مقتل الحسین: 1/ 97» خداوند ملائکه ای از نور صورت امیرالمؤمنین آفریده است که کارشان تسبیح و تقدیس است و این اذکار تسبیح و تقدیس، ثوابش را در پرونده دوستداران علی بن ابیطالب و فرزندانشان ثبت میکنند.

امام علی علیه السلامبهترین امت است

عسقلانی در لسان المیزان جلد 6 صفحه 77 حدیثی را از ابوبکر نقل میکند که ابوبکر گفت:«أیها النّاس علیکم بعلی بن أبی طالب فإنّی سمعت رسول اللّه صلی الله علیه و آله و سلمیقول: علی خیر من طلعت علیه الشّمس و غربت بعدی» بر شما باد که از علی بن ابیطالب پیروی کنید، چرا که من از پیامبر شنیدم بعد از من بهترین انسانهایی که خورشید بر او میتابد و طلوع و غروب میکند، علی بن ابیطالب علیه السلام است، جایگاه علی نزد پیامبر همانند جایگاه پیامبر نزد خداست، خود ابوبکر نقل میکند و شروع به تعریف میکند که من نمیتوانم بر تو پیشقدم بشوم«ما أتقدم رجلاً سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلمیقول: «علی منی کمنزلتی من ربی؛ ذخائر العقبی: ص۶۴ به روایت از «الموافقه» ابن سمان، ریاض النضره: ج۲، ص ۱۰۶ و۲۰۳، صواعق المحرقه: ابن حجر: ص۱۰۶، توضیح الدلائل، سید احمدحسینی شیرازی شافعی: ص۲۳۹ مخطوط کتابخانه ملی فارس، وسیله النجاه محمدمبین فرنگی هندی: ص۱۳۴، وسیله المآل، احمد بن باکثیر حضرمی: ص۱۱۳، نسخه عکسی از مخطوط ظاهریه شام، مناقب العشره، نقشبندی: ص۱۲مخطوط (ملحقات احقاق: ۱۷/۱۹۴)، روض الازهر، مولوی کاظمی مشهور به قلندر هندی: ص۹۷، مناقب سیدنا علی، عینی: ص ۳۹، ارحج المطالب آمرتسری، ص ۴۶۸

عبور از صراط با اجازه امیر المومنین میسور است

عبو از پل صراط بدون مجوز امیرالمؤمنین علیه السلام ممکن نیست، این مطلب از محقق طبری در ذخائر العقبی صفحه 71 و الریاض النضرة جلد سوم صفحه 175 نقل میکند که یکزمانی ابوبکر و علی بن ابیطالب درراهی باهم برخورد کردند، ابوبکر بر چهره علی بن ابیطالب لبخندی زد که مولا فرمود چرا لبخند میزنی؟ ابوبکر گفت از پیامبر شنیدم کسی از پل صراط عبور نمیکند، مگر اینکه کسی علیبن ابیطالب برایش مجوز نوشته باشد. «لا یجوز أحد الصّراط إلّا من کتب له علی الجواز؛ ذخائر العقبی ص 71، ورواه فی الریاض النضرة ج 3 ص 175، وروی الشطر الأخیر کل من ابن حجر فی الصواعق المحرقة ص 75 الحدیث الأربعون، ومحمّد بن رستم فی تحفة المحبین بمناقب الخلفاء الراشدین ص 197. ورواه فی مفتاح النجاء ص73.»

 


منبع : دبیر خانه دین پژوهان کشور
 نظرات کاربران 
نام و نام خانوادگی لطفا نظرتان رو درباره این مطلب وارد نمایید*
پست الکترونیکی
لطفا عبارت بالا را وارد نمایید(سیستم نسبت به کوچک یا بزرگ بودن حساس نمی باشد)

مطالب مرتبط
نشاني: قم، خیابان شهید فاطمی (دورشهر) بین کوچه 21 و 23 پلاک 317
تلفن: 37732049 ـ 025 -- 37835397-025
پست الکترونيک : info@dinpajoohan.com
نقل مطلب با ذکر منبع آزاد است
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دبیرخانه دین پژوهان کشور می باشد طراح : دریانت